علوم ارتباطات اجتماعي Mass Communication

مقالات علوم ارتباطات اجتماعی Mass Communication Articles

Archive for the ‘Uncategorized’ Category

10نکته ساده درباره مصاحبه

Posted by ميرزاخاني در نوامبر 15, 2011

ترجمه: امید جهانشاهی
اشاره: انجام یک مصاحبه خبری گذشته از دانستن و بکار بستن تکنیک ها و مهارت‌های لازم و ضروری، نیازمند تدارک، آمادگی و دقایق و ظرایفی است که غفلت از آنها می‌تواند کار مصاحبه را مشکل یا غیر ممکن کند. مقاله زیر 10مورد از این نکات ساده اما مهم و ضروری را که خبرنگاران قبل، حین و بعداز هر مصاحبه باید به خاطر داشته و رعایت کنند یادآوری کرده‌است، باهم می‌خوانیم.

1) آماده باشید! همیشه درباره موضوع و شخصی که می‌خواهید با او مصاحبه داشته باشید، مطالعه کنید. از پرسش‌هایی که دستیار، کتاب و یا مدارک دیگر می‌توانند به آن پاسخگو باشند، بپرهیزید. هنگام تعیین زمان برای قرار مصاحبه از طرف بخواهید تا مدارک و منابع اطلاعاتی دیگری درباره موضوع مورد بحث پیشنهاد کند. مصاحبه شونده قدر علاقه شما را می‌داند و اغلب مدارک ارزشمندی را پیش از مصاحبه در اختیارتان می‌گذارد. مطمئن باشید که باتری‌های ضبط صوت شما کار می‌کنند. یک نوار اضافه به همراه داشته باشید، همین طور خودکار و دفترچه یادداشت.

2) قواعد مصاحبه را در ذهن مرور کنید! مطمئن باشید مصاحبه شونده از موضوع مصاحبه کاملا مطلع است. این موضوع به روند مصاحبه در جهت درست کمک می‌کند. به علاوه مصاحبه شونده باید بداند هر چه می‌گوید ضبط می‌شود. بهتر است این مهم اول مصاحبه یادآوری شود. با این همه بیشتر مقامات دولتی تجربه کافی در برابر رسانه‌ها دارند؛ تا زمانی‌که بعضی از مطالب خارج از ضبط و یا در پس زمینه است به آن اشاره کنند. اما برخی دیگر از کارشناسان متوجه تفاوت‌ها نمی‌شوند. به یاد داشته باشید که شاید توضیح روشنی نیاز باشد (مخصوصاً زمانی‌که شغل و زندگی شخص مورد نظر با نقل قول کردن در معرض خطر قرار می‌گیرد).

3) خوش قول باشید! بدترین تاثیری که می‌توانید روی مصاحبه شونده بگذارید، تاخیر در مصاحبه است.

4) تیزبین باشید! جزئیات مکان و مصاحبه را به دقت مشاهده کنید؛ این کار به رنگ‌آمیزی مطلبتان کمک می‌کند. اگر در خانه و یا محل کار با فردی مصاحبه می‌کنید، نگاه دقیقی به اطراف بیاندازید و از آنچه می‌بینید یادداشت بر دارید. مثلا ممکن است عکس های قدیمی وجود داشته باشد که یک نمای شخصی تر از اورا نشان می‌دهد. شاید شما مصاحبه را با یک پیش فرض درباره او شروع و با نظر کاملا متفاوتی تمام کنید. اما این دقیقا همان چیزی است که شخص مورد نظر شما می‌خواهد. سعی کنید با دیگران صحبت کنید؛ همکاران و دوستان و مطالبی که در مورد وی موجود است، تصویر روشن‌تر و برجسته تریاز وی ارائه می‌دهند.

5) مودب باشید! مصاحبه شونده را دستپاچه نکنید. مهم است که رابطه‌ای نزدیک و مودبانه با مصاحبه شونده داشته باشید. برخی از مصاحبه‌شوندگان برای راحت صحبت کردن به چند دقیقه زمان احتیاج دارند. حتی اگر فقط سی دقیقه برای مصاحبه زمان دارید، نباید شخص مورد نظرتان را هول کنید. اگر احساس کردید شخص مورد نظرتان عجله دارد، زمان‌تان را با او منطبق کنید. به یاد داشته باشید افراد متفاوتند و باید وقت بگذارید تا ارزشمندی منابع شما مشخص شود، مخصوصا زمانی که به طرح سوال‌های تکمیلی احتیاج دارید و یا می‌خواهید از آنها به عنوان منبع برای گزارش‌های بعدی استفاده کنید. اگر مصاحبه خوب پیش برود ممکن است از زمان تعیین شده هم بیشتر شود. زمان زیادی را برای قرارهای مصاحبه در نظر بگیریدتا از نظر زمانی به مشکل بر نخورید.

6) گوش کنید اما اگر متوجه نشدید نگران قطع کردن کلامش نباشید! مخاطبان خود را در ذهن داشته باشید! توضیح دادن مطلب برای خوانندگان، یکی از دلایلی است که شما این مصاحبه را انجام می‌دهید. اگر شخص مورد نظر از زبان و یا توضیحات نامفهوم علمی که تنها برای هم سنخ‌های او قابل فهم است استفاده می‌کند. مودبانه صحبتش را قطع کرده و توضیحات بیشتری بخواهید. هرگز از ندانستن چیزی شرمنده نباشید.

7) سکوت طلاست! دیر یا زود مجبور خواهید شد از مصاحبه شونده پرسش‌هایی کنید که از پاسخ دادن به آنها اکراه دارد. زمانی که شروع به طرح چنین پرسش‌های تحریک آمیزی کردید، پاسخ‌ها احتمالا کوتاه و بی فایده خواهد بود که کلماتش به دقت انتخاب شده‌اند. حتی شاید هیچ جوابی نگیرید. اگر چنین اتفاقی افتاد، به چشم‌های شخص مورد نظر نگاه کنید و هیچ حرفی نزنید. در اغلب موارد طرف مقابل احساس ناخوشایندی می‌کند و مجدداً اطلاعات را در اختیار شما خواهد گذاشت. اگر این کار موثر نبود، سوال را دوباره بپرسید. همچنین می‌توانید بعدا منابع دیگری را جست وجو کنید که احتمالاً پاسخ سوال شما را دارند.

8 ) تماس چشمی خود را حفظ کنید! خبرنگاری که بیشتر زمان انجام مصاحبه را با خم شدن روی کاغذها و یا نگاه به دفترچه یادداشتش می‌گذراند، به اندازه یک نوار ضبط صوت مقابل صورت مصاحبه شونده آزار دهنده است. تا جای ممکن در حال یادداشت‌برداری، تماس چشمی‌تان را حفظ کنید. بیاموزید تا یادداشت‌ها را خلاصه شده بردارید، فقط گاه به گاه به پایین نگاه کنید، در این صورت می‌توانید روی مصاحبه تمرکز داشته باشید. این کار مصاحبه را بیشتر شبیه یک گفت و گو می‌کند و باعث می‌شود مصاحبه شونده راحت‌تر باشد.

9 ) قبل از رفتن! از مصاحبه شونده بپرسید که آیا حرف دیگری، سخن پایانی هست که فراموش کرده باشید. شاید مصاحبه شونده مشتاق باشد تا مطالب مفیدی مطرح کند اما شما حتی به فکرتان نرسیده که سوال کنید. بدون گرفتن شماره تماس و یا آدرس ایمیل و زمان مناسب برای طرح سوالات بعدی جلسه را ترک نکنید. همیشه از منابع دیگر سوال کنید. شاید همکاران یا دوستان مصاحبه شونده اطلاعات بیشتری داشته و یا برای گفت و گو با شما راغب باشند. از شخص مورد‌ نظرتان به خاطر در اختیار گذاشتن وقتش برای صحبت با شما، قبل از رفتن تشکر کنید.

10) بعد از مصاحبه فوراً یادداشت‌هایتان را بازبینی کنید! تا آخر روز و یا تا آخر هفته، برای بازبینی یادداشت‌هایتان صبر نکنید. تا زمانی که همه چیز در ذهنتان تازه است فوراً به سراغ آنها بروید. خلاصه نویسی خود را کامل کنید و مشاهدات خود را مشروح بنویسید. تا وقتی که یادداشت‌هایتان را بازبینی و مرتب نکرده‌اید از قرار گذاشتن با همکاران‌تان برای نوشیدن چای صرف‌نظر کنید.
منبع:
http://www.hamshahritraining.ir/news-2852.aspx

Posted in Uncategorized | Leave a Comment »

زيبايي‌شناسي رسانه‌ها از ديدگاه ويلم فلوسر

Posted by ميرزاخاني در مه 3, 2011

نوشتة آنا پينکرنل،
ترجمه: مهرداد اميررضائي رودسري
تاريخ چاپ مقاله :ژانويه 2004

يادداشت مترجم:

مقاله حاضر، به بررسي زيبايي‌شناسي رسانه‌ها از ديدگاه ويلم فلوسر مي‌پردازد و ضمن معرفي، به ويژگي‌هاي ساختاري ديدگاه‌هاي وي در خصوص «نقش تصاوير» و «تکنيک‌هاي کاربردي تصويرها» در رسانه‌ها، چگونگي پيدايش جامعه اطلاعاتي و اينترنت مي‌پردازد . در پايان به تغييرات در طول زمان از نگارش کاغذي تا نگارش ديجيتالي اشاره دارد. به نظر مي رسد مهمترين ويژگي نظرات فلوسر در پيش‌بيني پيدايش شاهراه‌هاي اطلاعاتي در سال 1979 است. بيوگرافي ويلم فلوسر در ماه مه سال 1920در خانواده‌اي يهودي در شهر پراگ (مجارستان) ديده به جهان گشود پدرش استاد رياضي بود. او در سال 1939 تحصيلات خود را در رشتة مطالعات فلسفي در دانشگاه کارلز پراگ شروع کرد. درست يک سال بعد و پس از يورش نازي‌ها به پراگ او از طريق لندن به برزيل فرار کرد و در آنجا به مطالعاتش ادامه داد. فلوسر در سال 1959 کرسي فلسفه در سائوپولو را به دست آورد و در سال 1962 عضو انستيتو فلسفه برزيل گرديد. وي اولين کتابش را در سال 1963 منتشر کرد و پس از آن استاد فلسفه ارتباطات و عضو مدرسه عالي ارتباطات و علم روانشناسي (FAAP) در سائوپولو گرديد. او به‌عنوان استاد مهمان به دانشگاه‌هاي هاروارد، ييل، بارسلون و برلين دعوت شد و پس از سي سال سکونت در برزيل، در سال 1973 به علت سلطه حکومت نظامي به پرونس (در جنوب فرانسه) گريخت و در يکي از بزرگ‌ترين دانشگاه‌هاي فرانسوي مشغول تدريس شد. در اين زمان، شروع به تحقيقات در حوزة «رسانه‌هاي جديد» کرد. وي در سال 1983 اولين کتاب خود به زبان آلماني را منتشر نمود. از 1985 سفرهاي علمي‌اش را به آلمان و سوئيس آغاز کرد که اين سفرها با سخنراني‌هايي نيز همراه بود. در اين هنگام بود که علاوه‌بر نوشتن کتاب، دست به انتشار مقالاتي در روزنامه‌ها و مجلات زد. وي در نوامبر سال 1991 پس از شرکت در يک سخنراني در پراگ و هنگام بازگشت به منزل در اثر تصادف کشته شد. مرگ وي باعث شد که او شاهد به حقيقت پيوستن پيش‌بيني‌هايش در مورد «چندرسانه‌اي‌ها» و «بزرگراه‌هاي اطلاعاتي» نباشد. تنها پيش‌بيني‌اي که او شاهد و ناظر به وقوع پيوستن آن بود نظريه «شبکه‌هاي جهاني» است. سراسر زندگي وي متأثر از فرارش بود، مطلبي که فلوسر در نوشته‌هايش بارها از آن ياد کرده است. «بشر نياز مبرمي به آزادي، رهايي از جبر و حرکت بدون محدوديت دارد». وي ديدگاهي بسيار وسيع و برجسته داشت و معتقد بود که رسانه‌ها اتفاقات را قبل از وقوع منتقل مي‌کنند و اکنون با رسانه‌هاي جديد است که اين مسئله فهميده مي‌شود. نظريه‌ها بنيان فکري فلوسر انديشه‌هاي فلوسر دربرگيرنده موضوعات گوناگوني همچون هنر، علوم طبيعي، مذهب، تکنولوژي و رسانه‌ها است. او کوشيده بود تا دوران مرتبط با توسعة تجربي بشر را به رشته تحرير درآورد. از موضوعات مورد علاقه وي مي‌توان به تاريخ خط، پديده‌شناسي رسانه‌ها، آينده ذهنيت‌گرايي، در جست‌وجوي انسان‌شناسي جديد و انتقاد در فرهنگ تله‌ماتيکي اشاره کرد. يکي از علائق اصلي فلوسر، تأليف دايرةالمعارف جديدي بود، که تصاوير تکنيکي را جايگزين الفبا مي‌کرد. دايرةالمعارفي که در عين تفاوت با ديگر کتاب‌ها، مورد توافق همه نيز باشد. همزمان با اين تحول عظيم، روش‌هاي جديدي نيز پا به عرصة ظهور گذاشتند، روش‌‌هايي که بدون هيچ‌گونه تأثير و بدون آگاهي توسط رسانه‌هاي جمعي و با عنوان «برنامه‌اي شدن» در خدمت تکنيک‌هاي تصويري قرار گرفتند. (منظور تکنيک‌هايي است که در عکاسي، فيلم‌سازي و تلويزيون استفاده مي‌شود.) فلوسر «فرستنده» و نه «گيرنده» را مسئول مي‌دانست و معتقد بود: «ما هنوز در وضعيتي قرار نداريم تا تصاوير تکنيکي را آنچنان که هست پخش کنيم، ما محدوديت الفبايي و رسانه‌اي داريم و بدون کمک دانسته‌هاي تاريخي‌مان نمي‌توانيم جهان را به‌سوي پيشرفت و توسعه هدايت نماييم. با توجه به اين دانسته‌ها و آگاهي‌هاي جديد بايد دست به تأليف دايرةالمعارف جديد بزنيم. فلوسر از آگاهي‌هاي جديد با عنوان «انگاره‌هاي تکنيکي» نام مي‌برد، دانسته‌هايي که تصاوير تکنيکي را مورد ارزيابي قرار مي‌دادند. او کوشيد رسانه‌ها را به همان شيوه‌اي که خود مي‌ديد و درک مي‌کرد براي ما تفسير و معرفي کند. فلوسر از تلويزيون و رسانه‌هاي جمعي ديگر که روزبه‌روز قوي‌تر مي‌شدند، بيزار بود. او بدبيني فرهنگي نداشت اما براي توسعه سريع رسانه‌ها و زمان هيچ‌گونه جوابي نمي‌يافت و شيفته ارتباطات انساني و تکنيک‌هاي جديد بود و خود را براي يک سفر تحقيقاتي به ناکجاآباد رسانه‌ها و تکنولوژي‌هاي جديد آماده کرده بود. وي با نگراني درباره اين رسانه‌ها و تکنيک‌هاي جديد اين سؤال را مطرح کرد: «آيا تکنولوژي‌هاي ديجيتالي واقعاً براي بشريت فرهنگ‌ساز هستند يا فقط از يک دورة زماني خاص براي ما خبر مي‌آورند؟ دوره‌اي که او از آن با عنوان ”بربريت ديجيتالي“ ياد مي‌کرد.» تکنيک تصاوير يکي از نکات مورد توجه فلوسر تکنيک تصاوير و تعريف آن است: «تصاوير بر نظريه‌هاي علمي استوارند و به‌وسيله دستگاه‌هاي تکنيکي (عموماً رايانه) توليد مي‌شوند. انديشه‌هاي رسانه‌اي وي در اين مورد را مي‌توان در اثرش به نام «در جهان تکنيک تصاوير» که در سال 1985 منتشر شد، مشاهده کرد. در اين کتاب فلوسر از دو مفهوم تصويري متضاد استفاده کرده است: يکي «تصاوير باستاني» تاريخ کهن و ديگري «تصاوير تکنيکي» تاريخ معاصر. در حالي که او مشغول طراحي صفحات گسترده مفاهيم اوليه بود، مشاهده کرد که برخلاف نظرياتش، تصاوير تکنيکي از عناصر نقطه‌اي خاص و گسسته تشکيل شده است. اين تغيير ناگهاني تکنيکي، نتايجي در تفکرات و فعل و انفعالات فرهنگي در برداشت فلوسر اين تغييرات را اين‌گونه بيان مي‌کند: «وقتي که شما به تصاوير جديد نگاه کنيد، تصاويري را مي‌بينيد که جاي نوشته نشسته‌اند. تصاوير، قصه‌ها و داستان‌هاي گويايي هستند که از صفحات تلويزيون و رايانه مشاهده مي‌کنيد. اينها تصاويري با مفاهيمي مرسوم و يکپارچه نيستند، بلکه موزائيک‌هايي هستند که از نقاط به هم پيوسته تشکيل شده‌اند، ما تصويري فکر نمي‌کنيم، خطي نمي‌انديشيم، بلکه مانند انسان‌هاي قرون 16 و 17 پراکنده فکر مي‌کنيم و محاسبه‌هايمان نيز چرتکه‌اي است. ما همه چيز را به صورت قطعات کوچک درمي‌آوريم و سپس اين قطعات کوچک را دوباره به هم متصل مي‌کنيم، فلوسر معتقد بود که رسانه‌هي جديد بايد از تصاوير تکنيکي رمز‌گشايي کنند و اين را وظيفة خود بدانند. از نظر وي، مادامي که توانايي رمزگشايي از تصاوير را نداشته باشيم همچنان بازيچه رسانه‌ها خواهيم ماند و با آنها بيگانه. انتقاد درباره تصاوير تکنيکي مستلزم خودآگاهي با سطح فرهنگي استاندارد است و بايد منطبق بر چيزي باشد که آن را ايجاد کرده است. فلوسر حتي به تغييراتي که در حين کار با تصاوير پيش‌ مي‌آمد توجه مي‌کرد تصاويري که آنها را «تصاوير خاموش» مي‌نامد و اين تصاوير خاموش با امواجي از تصاوير متفاوت ديگر به کنار زده شده بودند. امواج تصاوير جديد، ما را از رفتن به‌سوي تصاوير مرسوم بازمي‌دارد و اين امواج باعث مي‌شود تا به جلو و به سمت و سوي تصاوير جديدتر حرکت کنيم. فلوسر «هراس» خود را از اين امواج خروشان تصاوير را به سه بخش تقسيم کرد: 1. تصاوير براي گيرنده‌اش يک مکان مجازي ايجاد مي‌کند؛ 2. تصاوير چشم‌اندازهاي مساوي براي گيرندگان فراهم مي‌کند و در عين حال دريافت‌کنندگان را مبهوت کرده، چندان‌که افراد بي هويت شده و اتحاد و ارتباط خود را از دست مي‌دهند.3. تصاوير همة اطلاعات را به‌عنوان اطلاعات واقعي به ما نشان مي‌دهند، اطلاعاتي که ما حتي از ديگر رسانه‌ها نيز دريافت کرده‌ايم. اين مسائل بشر را به آنجا سوق مي‌دهد که در همه حال مرهون حوادث، اخبار، عقايد و تصميمات مرتبط با تصاوير باشد و در نتيجه ذاتاً وابسته به تصاوير خواهد ماند. اين سه عامل نه تنها در تصاوير، که در هنر نيز وجود دارد، هنري که با تصاوير به وجود آمده‌اند، تا به دريافت‌کننده برسد و نيز تشکيل‌دهنده ساختار اصلي ارتباطات است. ارتباط هنري به اين صورت شکل مي‌گيرد: فرستنده تصاوير را توليد مي‌کند و با کابل‌هاي واسط براي گيرنده توزيع و پخش مي‌کند و اين ارسال فقط براي گيرنده‌هايي است که در همان خط قرار دارند. اشکال اين ارتباط يک طرفه بودن آن است. فرستنده‌ها ناشناس‌اند و دريافت‌کنندگان عام و بي هيچ هويت شناخته شده. دريافت‌کنندگان در اينجا شناختي از يکديگر ندارند زيرا کابل‌ها اجازة ارتباط گسترده را نمي‌دهند. فلوسر در اينجا بود که نشانه‌اي از يک «انقلاب تصويري» را مشاهده کرد. او براي رفع مشکل ارتباط يک‌طرفه، حالت برگشت‌پذيري پيام و تصوير را امکان‌پذير مي‌دانست، و شبکة‌ کابل‌هاي دوسويه را پيش‌بيني کرد و معتقد بود در اين صورت سردرگمي و آشفتگي پيش آمده از بين خواهد رفت. او در اين انقلاب تصويري، به نکات مهمي اشاره کرده است؛ ازجمله او معتقد بود هر دريافت‌کننده‌اي بايد احساس مسئوليت کند، زيرا در عين گيرندگي، فرستنده هم است و بايد در توليد و توزيع تصاوير فعالانه مشارکت داشته باشد. در هر شاهراه ارتباطي، تصاوير جريان مي‌يابند و در آنجا هر گيرنده‌اي، با نگاه ويژة خود، به مفهومي دست خواهد يافت که انتظارش را دارد، که همان گفت‌وگوي ارتباطي است و در اين حالت است که به پذيرش و درک واقعي تصاوير به صورت انتقادي نگريسته مي‌شود. تغيير شاهراه‌هاي ارتباطي در شبکه‌ها و کابل‌هاي دو سويه، يک ساختار اجتماعي و واقعي مي‌سازد. فلوسر معتقد بود که شبکه‌هاي به‌هم پيوستة کابل‌هاي دوسويه به هيچ عنوان خيال‌پردازي نيست، بلکه مدت‌هاست که در شبکه‌هاي مخابراتي تجربه شده‌اند. جامعه اطلاعاتي، اينترنت و PC فلوسر دقيقاً در سال 1974 در استنباط‌هايش به مقايسة توسعة شبکه‌هاي جهاني با اينترنت پرداخته بود. وي ميدان مجازي را اين‌گونه به تصوير کشيد: جامعه‌اي جهاني با زيربنايي سياسي. او اين جامعه را «جامعه اطلاعاتي تله‌ماتيک» ناميد. فلوسر، مفهوم «تله‌ماتيک» را اين‌گونه تعريف مي‌کند: «تله‌ماتيک»، پيوند و ترکيبي از ”ارتباطات دور“ و ”انفورماتيک“ است. تکنيک مجازي‌يي که هويت رسانه‌هاي جمعي را در يک گفت‌وگو مي‌سازد و در آن از اطلاعات موجود، يک محتواي کاملاً جديد ايجاد مي‌کند.» در اين گفت‌وگوي «تله‌ماتيکي» اطلاعات مابين حافظة هنري و انساني رد و بدل مي‌شوند (منظور از حافظه هنري استفاده از توانايي‌هاي رايانه است) تا مطلب نويني ايجاد شود سپس اين مطلب دوباره در حافظه هنري ذخيره گردد. مهم‌ترين دستاورد اين عمل، مانايي حافظه هنري است و در اين حالت است که از زوال و انحطاط طبيعي اطلاعات جلوگيري مي‌شود. فلوسر در نوشته‌هايش تأکيد کرده بود که ما در آستانة پيشرفت تکنيکي قرار داريم. او مي‌دانست چه خواهد شد يا چه بايد کرد، او مي‌دانست چگونه مي‌توان رسانه‌هاي جديد را که از شبکه‌هاي ارتباطي استفاده مي‌کنند، جايگزين وسايل ارتباطي مرسوم کرد، او مي‌دانست که مشکل فقط تکنيکي و ابزاري نيست بلکه سازمان‌هاي فرهنگي و اجتماعي‌اند، او بشريت را از ارتباط رسانه‌اي بسته و متمرکز به جاي شبکه‌هاي ارتباطي دموکراتيک و پخش وسيع بر حذر مي‌داشت. فلوسر از اين واهمه داشت که اگر ارتباط رسانه‌اي بسته بر شبکه‌هاي ارتباطي دموکراتيک و گسترده فائق آيد ما به سوي زندگي بدون مسئوليت، سرگردان ويران شده و سبعانه خواهيم رفت. اما به‌عکس، در مدينه فاضلة جامعه اطلاعاتي و به عبارت ديگر در جهان شبکه‌اي، بشر مي‌تواند به واقعيات هستي و توانايي‌هايش از نظر تکنيکي جامعة عمل بپوشاند. در عصر جديد، مالکيت مطلق بر رسانه‌‌ها امکان‌پذير نيست زيرا قدرت اطلاعاتي است که حرف اول را مي‌زند؛ و زيربناي جامعه نه اقتصاد که ارتباطات است. براي ويلم فلوسر، مفهوم جامعه اطلاعاتي دو معنا دارد که تفکرات اصلي او بر روي وصف و تعريف جامعه اطلاعاتي بنا شده است که داراي زيربناي اجتماعي است زيربنايي که در آن توليد، پردازش و توزيع اطلاعات، نقش اصلي را دارد. جامعة اطلاعاتي، جايگزين جامعة صنعتي مي‌شود و او اين جايگزيني و جانشيني جامعة اطلاعاتي به جاي جامعه صنعتي را «جامعه پساصنعتي» مي‌نامد. البته فلوسر با اين تعريف ساده متوجه اين پيش‌فرض گرديد که، برنامه‌هاي جامعه اطلاعاتي يک فرهنگ جديد را مطرح مي‌کند و در اين فرهنگ جديد تمرکز بر تبادل اطلاعات است، و رسيدن به اين وضعيت ايده‌آل و آرماني، خودبه‌خود و با پيشرفت‌هاي تکنيکي و ارتباط با ساختارهاي نوين رفتارهاي ارتباطي، امکان‌پذير نيست. در اين مرحله بود که فلوسر قبل از شروع پيشرفت سريع اينترنت، نظرية مدل‌هاي شبکه‌اي را توسعه داد، نظريه‌هايي که با امکانات و مشکلات شبکه‌هاي جديد اينترنتي مرتبط بود. فلوسر معتقد بود که براي مهندسي شبکه اين امري کاملاً بديهي است که ساختارهاي دوسويه و محاوره‌اي، رسانه‌هاي جمعي بزرگ را متحول کند، تحولي که در آن هر مخاطبي هم فرستنده است و هم گيرنده. وي در فرآيند پيشرفت همزمان تکنولوژي‌هاي ديجيتالي و ارتباطات از راه دور به اين نتيجه رسيد که مي‌توان از فرهنگ منفوري که تلويزيون آن را اشاعه مي‌دهد، گريخت؛ يعني شبکه‌سازي جامعه با رسانه‌هاي جديد در پي شکست در فرآيند فرهنگي است. در اين برهه بود که فلوسر، گسستي را در انقلاب ارتباطات مشاهده کرد. اين انقلاب درواقع عبارت بود از تغيير راهبرد در جريان انتشار اطلاعات. اين تغيير راهبرد باعث جلوگيري از استفادة همگاني از شبکه‌هاي ارتباطي مي‌شد و اين نبود استفاده همگاني راه پيشرفت و توسعه واقعي ارتباطات را مسدود مي‌کرد. در اين حالت استفاده از شبکه‌هاي ارتباطي به‌صورت خصوصي درمي‌آمد و عاملي مي‌شد تا شبکه‌هاي کابلي، فقط براي افرادي که مشترک اين‌گونه شبکه‌ها هستند، پخش شود. برنامه‌ريزي در ‌چنين فضاي بسته‌اي، باعث ايجاد يک جامعه اطلاعاتي بسته خواهد شد. فرستندة اطلاعات نبايد با کاهش فضاي عمومي، دست به انتشار اطلاعات بزند، بلکه مي‌تواند با تقسيم‌بندي و انشعاب کانال‌ها، اطلاعاتش را به دست يک‌يک گيرندگان و مخاطبان برساند و مخاطبان و گيرندگان مي‌توانند در خروجي اين کانال‌ها قرار گيرند تا بتوانند اطلاعات را دريافت و ارسال نمايند. انقلاب اطلاعاتي يک سري ممنوعيت‌ها نيز دارد، ازجمله مي‌توان به روزنامه، راديو و پست اشاره کرد که فضاي ارتباطي بسته د‌ارند. رد پاي گرايش‌هاي سياسي در تکنولوژي‌هاي نوين را مي‌توان از آغاز الکترومغناطيسي کردن تصاوير، اتصال به رايانه و دستگاه‌هاي هوشمند هنري مشاهده کرد (استفاده از ابزارهاي جاسوسي کوچک و ماهواره‌هاي ارتباطي) در اين فرآيند، کوچک و ارزان‌سازي حافظه‌ها، نصب شبکه‌هاي کابلي و ماهوار‌هاي و ارتباطات تله ماتيکي مد نظر قرار گرفت که اين عمل سرآغاز جهش هوشي در افراد شد. تکنولوژي‌هاي جديد از طرفي مي‌تواند ما را به يک شکوفايي در توزيع و انتشار اطلاعات برساند (دستگاه‌هاي پخش‌کننده) و از طرف ديگر به يک تبادل اطلاعات شبکه‌اي رهنمون شود (شبکه‌هاي اينترنتي). در اولين حالت گفت‌وگويي از طرف فرستنده براي گيرنده در کانال‌ها پخش مي‌شود و در حالت دوم عکس اين عمل صورت مي‌گيرد. منظور از دستگاه‌هاي پخش‌کننده، راديو، روزنامه و منظور از دستگاه‌هاي تبادل اطلاعات، پست و تلفن است. بدين منظور هر مشترکي مي‌تواند با بقيه، اطلاعاتي جديدي را توليد و رد و بدل کند. هنگام انتشار و پخش اطلاعات بايد اين مسئله را هم مد نظر قرار داد که همة مخاطبان قادر به دريافت همة اطلاعات به صورت کامل نيستند و يا نمي‌خواهند که همة اطلاعات را دريافت کنند. نقش تصاوير در رسانه‌هاي جديد تصوير، پيام است. تصوير، فرستنده و گيرنده‌اي دارد و در حال حاضر به راحتي قابل انتقال است اما به عکس، گيرندگان غيرقابل انتقال‌اند. گيرندگان غيرمحرک و گوناگون، پيام‌ها را منتشر و پخش مي‌کنند و موضوع اصلي در اينجا وقوع انقلابي فرهنگي است نه يک روش جديد. تصاوير به گونه‌اي برنامه‌ريزي مي‌شوند که انتقادات گيرندگان را به حداقل برساند. در اين مورد روش‌هاي متفاوتي وجود دارد: انباشتگي تصاوير، انباشتگي‌يي که انتخاب تصوير را غيرممکن مي‌سازد يا پيامدهاي منفي مربوط به تصاوير را تشديد مي‌کند. توقف تطابق‌پذيري ابزارها براي همخواني تصاوير، فايده‌اي براي گيرندگان و مخاطبان ندارد تا سوژه‌اي‌ عيني به سوژه‌اي ذهني تبديل شود و اين ناهمخواني موجب مي‌شود مخاطب از موقعيت خود چشم‌پوشي و از جامعه کناره‌گيري کند. روش‌هاي انتقال کنوني با تکنيک‌هاي ضروري رسانه‌هاي جديد انطباق ندارد، زيرا فقط منظور را مي‌رساند. تصاوير نبايد فقط ضروريات تکنيکي را انتقال بدهد. آنها مي‌توانند به همان اندازه، تأثيرات مثبت را به اينجا و آنجا انتقال دهند. اين انتقال تأثيرات مثبت توسط تکنيک‌هاي جديد نشان‌دهندة تغيير و تحول هستند، تغيير و تحولي که اين امکان را فراهم مي‌کند تا «قدرت» اجتماعي، اقتصادي و سياسي را به طور تکنيکي به مرحله اجرا بگذاريم. در حال حاضر رسانه‌هاي جديد تصاوير را به گونه‌اي انتقال مي‌دهند که نمايانگر يک مدل رفتاري و انساني ذهني هستند، اما اگر اين تصاوير به صورت ديگر منتقل شود، مي‌تواند نشانگر اين باشد که همراه با انتقال تصاوير، انتقال مفاهيم و هويت انساني نيز امکان‌پذير است. تغييرات نوشتاري در بعد زمان ويلم فلوسر در بسياري از نوشته‌هايش تفکرات خود را درخصوص راه‌هاي توسعة تصاوير در حوزه «الکترو مگنيتيک» به رشته تحرير درآورده است. او در نوشته‌هايش در مورد تغييرات نوشتاري از منظر تداوم توسعة تکنيکي سخن به ميان آورده است. اسناد و اطلاعات غيرنوشتاري به صورت ديگري ايجاد گرديده، منتقل شده و ذخيره مي‌گردند و همچنين اثراتش متفاوت با اثرات متون نوشتاري است. او احتمال جهشي خلاقانه و ابتکاري در نوشتار را امکان‌پذير مي‌داند: و در نوشته‌هايش از اين مسئله با عنوان «بدون کاغذ» ياد مي‌کند. تفکرات فلوسر در نوشتار بر اساس خلاقيت و ابتکارات ضروري پايه‌ريزي شده است. تفکراتي که قبلاً در هيچ‌يک از اطلاعاتي که در دسترس ما و در مفاهيم مرسوم، وجود نداشت، اما در آينده آثار ما متکي به الهامات و شم اطلاعاتي نيست که بر اساس تئوري‌ها پايه‌ريزي مي‌شود. تفاوت‌هاي قطعي نوشتن بر کاغذ و رايانه عبارت‌اند از: نويسنده بر کاغذ متون خطي مي‌سازد که هدفش به سمت نقطه پاياني جريان دارد و در پايان به يک اثر بسته و تفکيک‌پذير ختم مي‌گردد. اين اثر براي گيرنده فرستاده مي‌شود و گيرنده آن را نقد و تفسير مي‌کند و در صورت لزوم به حافظه مي‌سپارد. با وجود اين، خلاقيت نيز در اين مورد حد و مرزي دارد، زيرا هم از نظر محتوايي (با توجه به اينکه در خاتمه به نقطه پاياني ختم مي‌شود) و هم از نظر مواد مورد استفاده محدوديت دارد (کاغذ پر مي‌شود). درحقيقت مي‌توان اين محدوديت‌ها را بسط داد (براي مثال از ورق‌هاي بيشتري استفاده کرد) و اين عمل درواقع باعث مي‌شود که آثار به وجود آمده کمتر و در نتيجه مخاطبان کمتري داشته باشيم. فرانک هارتمن مفهوم «محدوديت کاغذ» را اين‌گونه بيان کرده است: تعداد نشريات علمي از ابتداي قرن 19 تا اواسط قرن 20 به‌تنهايي به يک ميليون عنوان مي‌رسيد، دو برابر شدن عناوين آثار نشريات علمي در عرض 16 سال رخ داد (اين آمار بر اساس برآورد واقعي کتابخانه‌هاي انگليس است) براي مثال، براي نگهداري اين مقدار کتاب سالانه بيش از 20 کيلومتر قفسه مورد نياز است. با توجه به اين موضوع و محدوديت کتابخانه‌ها و آرشيو‌هاي سنتي براي نگهداري اطلاعات، نقش بانک‌هاي اطلاعاتي و عرضة اطلاعات الکترونيکي و همچنين منابع اطلاعات علمي ديجيتالي بيش ازپيش بايد مد نظر قرار گيرد. نگارش در فايل‌هاي الکترومغناطيسي، امکانات جديد ديگري را براي ما به ارمغان آورد که براي مثال مي‌توان به کوتاه شدن صفحات و تبديل متن‌هاي نوشتاري به محاوره و گفت‌و‌گو اشاره کرد؛ اين موارد باعث مي‌شود تا ديگر احتياجي به نوشتن متون بر کاغذ نباشد، بلکه فرآيند جديدي به‌وجود آمد، فرآيندي که خود يک برنامه بود. يعني فرآيند و برنامه‌اي از اطلاعات قديمي به سمت اطلاعات نوين. در اين حالت متون ديجيتالي نه تنها در بين گيرندگان مبادله مي‌شود که مستقيماً همه را نيز تحت تأثير قرار مي‌دهد. گيرندگان به‌واسطة اطلاعات قديمي، اطلاعات جديدي را توليد مي‌کنند و در اين صورت است که از اتصال اين صفحات مي‌توان از يک صفحة محدود به يک شبکة بسيار وسيع جهاني دست يافت. فلوسر که خود يکي از طرفداران اين نظريه بود، به فقر علمي آن نيز اذعان داشت و اين فقر علمي را اين‌گونه تقسيم‌بندي کرده است: خلاقيت فرايندي کاملاً پوشيده و سري است و فقط مي‌توان در تنهايي آن را به ظهور رساند. خلاقيت ظهور احساسات و هيجانات دروني است و هر انتقاد بي‌جايي مي‌تواند اين خلاقيت را سرکوب کند. فلوسر مشاهده کرد که اين مسئله نوع جديدي از انتقاد از خود و احساس مسئوليت در برابر ديگران و همچنين يک موفقيت در زندگي شخصي و در نظم دادن به متون نوشتاري است. وي درست مانند ديگر نظراتش به جنبه‌هاي گفت‌وگويي اين نوشته‌ها، تفکرات و توليدات اهميت مي‌داد. در حالي که ديدگاه‌هاي فلوسر در مورد جهان تصاوير مغفول مانده است، اما ديگر ديدگاه‌هاي او در مورد زبان و نوشتار خطي همچنان مستحکم و پابرجاست. نتيجه‌گيري تفکرات، ديدگاه‌ها، تحليل‌ها و انتقادات فلوسر به مثابه فيلسوف و همچنين نظريات او در مورد توسعة رسانه‌ها پس از چند دهه همچنان پابرجاست. گفتمان اينترنتي (چت و تله کنفرانس) به‌گونه‌اي که او پيش‌بيني کرده بود همچنان وسعت مي‌يابد و ديگر تقريباً هيچ ارتباط يک‌طرفه‌اي وجود ندارد. مشکلاتي که فلوسر در اين راه و در آن زمان پيش‌بيني کرده بود به ثبوت رسيد: اينترنت و محتواي آن تا حدود زيادي غيرقابل کنترل است و در ضمن زندگي انسان را مي‌گسترد. او به تنها چيزي که توجه نکرد آموزش افراد بود، افرادي که به محض بروز مشکلات در استفاده از ابزارهاي جديد، به دنبال راهکار غلبه بر مشکلات بودند. در زمان فلوسر، برداشت‌هايي اين‌چنين عميق و ژرف از دنياي ديجيتالي بسيار محدود بود، بدين خاطر واهمه‌اي عجيب در مورد ناشناخته‌ها وجود داشت؛ اما در حال حاضر، دنياي ديجيتالي، دست‌کم براي جوانان نيازي روزانه به حساب مي‌آيد. فرانک هارتمن در مورد فلوسر مي‌گويد: تنها مطلبي که فلوسر متوجه آن نشده، اين بود که جريان‌هاي اطلاعاتي نه تنها حاصل يک «تکنولوژي ناخواسته» نيست بلکه حاصل «تغيير نياز جامعه اطلاعاتي و علمي در اواخر قرن بيستم» است. هنوز معلوم نيست چرا فلوسر با پيش‌بيني‌هايش به اين نتيجه رسيده بود که با پيشرفت تکنيک، تفاهم بين افراد کاهش مي‌يابد. به نظر هارتمن، تفاهم بين افراد فقط جابه‌جا شده است، مثلاً چت و ايميل نوعي ايجاد ارتباط است. بنابراين نه تنها شکل ارتباطي تغيير نکرده که کامل‌تر شده است. تکنيک در خيلي از زمينه‌ها هنوز موفقيت کامل به دست نياورده است، مثلاً در امور مربوط به نشر کتاب، که در آن بشريت هنوز در مقابل ديجيتالي شدن آن مقاومت مي‌کند و يا ديجيتالي شدن روزنامه‌ها و محدود بودن آن. با توجه به همة اين موارد و با توجه به پيشرفت تکنولوژي و استفاده از اينترنت، هنوز هم افراد در اعياد و جشن‌ها ترجيح مي‌دهند از کارت‌پستالي استفاده کنند که پست آن را مي‌برد. با همة اين موارد و نکات ما به اين نتيجه مي‌رسيم که ارتباطات بين افراد با تکنولوژي‌هاي جديد مهم‌ترين دستاورد بشريت است که نه تنها شکل سنتي آن را از بين نبرده که آن را کامل‌تر کرده است.
http://rasaneh.org/NSite/FullStory/News/?Id=919

Posted in Uncategorized | برچسب‌ها: , , , | 1 Comment »

تبلیغات در اینترنت چه مزایایی دارد؟

Posted by ميرزاخاني در مارس 20, 2011

مزایای تبلیغات اینترنتی درمقابل تبلیغات سنتی، از نظر هزینه، قابلیت دسترسی، گستردگی بازاریابی، و قابلیت افزایش حاشیه سود بسیار فراتر است. نظر به اینکه متدهای تبلیغی چاپ و نشر سنتی آزموده شده و پابرجا هستند، اما روند تکنولوژیکی اینترنت، در هر زمینه ای از آن پیش افتاده و بهتر است. در ارزیابی این گفته، موارد زیر را در هر یک از حوزه های فوق الذکر در نظر گیرید.
برای درک بهتر تفاوت ها، باید توضیحاتی درمورد هریک از این رسانه های تبلیغاتی داده شود. تبلیغات چاپی سنتی از تضمینات عادی بازاریابی تشکیل شده است. این تضمینات شامل بروشور، نشریه، تبلیغات روزنامه، بیل بورد، کارت ویزیت، و امثال این می باشد. تبلیغات اینترنتی، آمیزه ای از دستگاه های الکترونیکی است، یک کامپیوتر یا سِروِر، که همان تضمینات بازاریابی را در وب سایت های حرفه ای مستقر می کند. در آخر، تبلیغات فروشی مثل «یکی بخرید، دوتا ببرید» یا «%20 تخفیف، فقط این هفته»، و عملکردهایی که هر شرکت باید به آن متعهد باشد ، برای انتقال آن اطلاعات به خریداران و مشتریان، به تبلیغ اضافه می شود.

در ارزیابی هزینه های تبلیغات چاپی سنتی، هزینه های هنگفتی برای طراحی تبلیغ برای هر نوع فروش و خدمات، هزینه ی چاپ و نشر، و تسهیلات انبار کردن این بسته های تبلیغ متحمل می شود. به علاوه، هزینه ی پخش و انتشار این تبلیغات نیز باید در نظر گرفته شود؛ هزینه ی کار جمع آوری اجناس، حمل و نقل برای تحویل تبلیغات چاپ شده، و البته، هزینه ی پست. وقتی این هزینه ها در رسانه های جمعی تلویزیون و رادیو به کار بسته شود، حتی این مبلغ به اعداد پنج یا شش رقمی هم خواهد رسید. اگر یکی از این تبلیغات چاپی نیز به تصحیح اشکالات داشته باشد، باید همه ی این هزینه ها از نو پرداخت شود. برای توضیح این مطلب، هر روزنامه یا مجله ای که خواستید را باز کنید و آنها را به دقت بررسی کنید—در همه ی آنها قسمت هایی مشکل دار وجود دارد که نیازمند اصلاح و تغییر است.

در مقابل، با اینکه هزینه ی اولیه شروع یک وب سایت اینترنتی ممکن است گهگاه با هزینه ی یک تبلیغ چاپی سنتی مخصوص یک نوع فروش قابل مقایسه باشد، اما به دلایل زیر هزینه ها به طور قابل ملاحظه ای پایین تر است؛ هیچ هزینه ای صرف پست، انبار، تحویل آگهی های تبلیغاتی، و یا طراحی برای هر آگهی جدید، نمی شود. سایت های اینترنتی قابل استفاده ی مجدد و قابل بازسازی بوده و پرداخت های ماهانه وب سایت حداقل هستند. در بررسی مزایای تبلیغات اینترنتی، مسئله ی اصلاح و تغییر اشکالات آگهی ها نیز شایان ذکر است که هیچگونه هزینه ی آنچننی صرف آن نمیشود و این اصلاحات فوراً قابل انجام هستند.

در ارزیابی قابلیت دسترسی این تبلیغات باید گفت که تبلیغات چاپی سنتی زمان-مرکز هستند. ساعت های یک حرفه یا خدمت محدود به ساعاتی است که آنها باز باشند و در نتیجه خریداران در ساعات بسته بودن آن محدودیت خواهند داشت. به علاوه، آگهی فقط برای یک دوره ی زمانی خاص مناسب و قابل استفاده است. و به محض خاتمه ی آن دوره ی زمانی، باید همان مقدار هزینه صرف انجام کارهای آگهی جدید شود.

درحالیکه قابلیت دسترسی یک وب سایت اینترنتی به مشتریان و خریداران این امکان را می دهد در هر زمان از 24 ساعت شبانه روز بدون هیچ تعطیلی، به اطلاعات و مهمتر از آن به فروش دسترسی داشته باشند. به علاوه، برای دادن هر آگهی جدید، نیاز به صرف همان میزان هزینه نیست، و در مدت کوتاهی نیز این کارها قابل انجام هستند.

در ارزیابی مزایای متدهای تبلیغاتی اینترنتی در مقابل متدهای چاپی سنتی، گستردگی بازاریابی مصرف کننده شایان ذکر است که متد سنتی محدودیت های جغرافیایی بسیاری دارد و فقط در ناحیه ی محلی قابل مشاهده هستند و برای بازاریابی ملی نیاز به صرف هزینه ی بسیار هنگفتی است.

در این رابطه، تبلیغات اینترنتی کاملاً برعکس متد سنتی است و هیچ محدودیت فیزیکی و جغرافیایی ندارد. انجام گیری این تبلیغات به صورت کشوری و یا حتی جهانی هیچگونه محدودیتی ندارد و همه قادر به مشاهده ی این آگهی ها هستند. برای هر مصرف کننده که کامپیوتری داشته باشد، که در این عصر تقریباً شامل همه ی مصرف کنندگان می شود، قابل دسترسی است.

خط آخر این است که مزایای تبلیغات از طریق اینترنت از نظر هزینه، قابلیت دسترسی، گستردگی بازاریابی، و قابلیت افزایش حاشیه سود بسیار فراتر از متد تبلیغات چاپی سنتی است.

مزایای دیگر

تبلیغات اینترنتی گسترده است
با رشد اطلاعات در اینترنت، زمانی که افراد وقت خود را صرف آن می کنند نیز افزایش می یابد، و همین مسئله بازار تازه ای برای تبلیغات اینترنتی باز کرده است. اکثر کمپانی ها و شرکت های بزرگ و توانگر در جهان تمام هم و غمشان به دست آوردن یک تکه جا برای تبلیغ در اینترنت است تا همه بتوانند آگهی ها ی آنها را بخوانند و استقبال کنند.

تبلیغات اینترنتی متمرکز است
تبلیغات اینترنتی، متدهای متمرکز و هدفداری برای کمپانی ها و شرکت هایی که قصد تبلیغ دارند ارائه می دهد که ضمانت می کنند که همه ی افرادی که تبلیغ را مشاهده می کنند به طور قطع خرید هم می کنند. پس دیگر از فکر تبلیغات سنتی و قدیمی در روزنامه درآیید، تبلیغات اینترنتی را امتحان کنید!

تبلیغات اینترنتی قابلیت ردگیری بینندگان را فراهم می کند
برآورد تعداد افرادی که ممکن است یک تبلیغ در روزنامه را مشاهده کنند، تقریباً غیرممکن است. اما تبلیغات اینترنتی این امکان را دارد که تعداد افراد بیننده ی آن تبلیغ را ردگیری کند. از این طریق مشخص میشود که چه تعداد افراد با مشاهده ی یک تبلیغ به وب سایت اصلی آن نیز سر می زنند و چه تعداد مشتری جدید از طریق آن تبلیغ اضافه می شود.

تبلیغات اینترنتی حق الزحمه ی اولیه ی کمتری دارد
اگر بودجه ی محدودی دارید، تبلیغات اینترنتی بسیار مقرون به صرفه تر از تبلیغات چاپی سنتی برای شما خواهد بود. یک تبلیغ معمولی به متد سنتی می تواند چند صد هزار تومان برای شما هزینه بتراشد. اما، با تبلیغ بر روی سایت های معروف بسیار در این هزینه ها صرفه جویی خواهید کرد. با این روش شما فقط زمانی باید پول بپردازید که بیننده ای روی تبلیغ شما کلیک کند.

تبلیغات اینترنتی ارزان تر است
به خاطر طبیعت متمرکز و هدفدار تبلیغات اینترنتی و قابلیت ردگیری موثر و کارآمد بودن تبلیغ، هزینه های وارده بسیار کمتر از تبلیغات سنتی خواهد بود.

تبلیغات اینترنتی حوزه ی دسترسی وسیعتری دارد
از این جهت که اینترنت در همه ی جهان قابل استفاده است، تبلیغ شما نیز می تواند توسط همه ی افراد روی کره ی زمین دیده شود. و به جای اینکه دنبال انتشاراتی ها، روزنامه ها، ایستگاه های رادیویی و تلویزیونی مختلف باشید، با یک تبلیغ می توانید در سرتاسر جهان دیده شوید.

و به طور کلی، تبلیغات اینترنتی راه بسیار خوبی برای با اطلاع کردن همه جهان از تولیدات یا خدمات خود به طریقی بسیار کم هزینه و کارآمد می باشد.

ارسال ایمیل مستقیم یا تبلیغات آنلاین؟

اگر شما هم به اندازه ی من در اینترنت سابقه داشته باشید، می دانید که خیلی چیزها در آن تغییر کرده است. 6 یا 7 سال قبل اگر کاری در اینترنت داشتید، برقررای ارتباط با افرادی که مایل به همکاری با شما بودند، بسیار ساده تر بود. این روزها همه چیز فرق کرده است. مردم برای گرفتن اطلاعات درمورد تولیدات یا خدمات شما، پرسشنامه های آنلاین پر می کنند اما وقتی سعی می کنید با آنها تماس برقرار کرده یا ایمیل بزنید، دیگر پاسخگوی ایمیل ها یا تماسهای شما نخواهند بود و شما دیگر خبری از آنها پیدا نخواهید کرد.

وقتی بر روی اینترنت تبلیغ می کنید، و پرسشنامه های آنلاین دریافت می کنید، همین مسئله اتفاق می افتد. اگر سعی کنید با کسی که پرسشنامه ای دررابطه با تولیدات یا خدمات شما پر کرده است تماس برقرار کرده یا ایمیل ارسال کنید، تقریباً %90 پاسخی دریافت نخواهید کرد.

اینترنت، غیرشخصی ترین چیزی است که طی زندگیتان با آن روبه رو خواهید شد. افراد آنلاین می شوند، سایت های زیادی را زیر و رو می کنند، و حتی اگر پیامی برای بازدید از سایت شما برایتان بگذارند، به چیزی متعهد نیستند. آنها شما را نمی بینند، شما هم نمی توانید آنها را ببینید، پس دلیل این عدم تعهد کاملاً روشن است.

مهمتر اینکه، هزینه ی ناچیز تبلیغات بر روی اینترنت باعث شده که افراد ناباب زیادی جلب اینترنت شوند که ادعاهای مسخره و غیرمسئولانه ی زیادی دارند.

به این دلیل، من عقیده دارم که مشتریان احتمالی نسبت به وعده هایی که در تبلیغات فروش اینترنتی داده می شود نسبت به آنچه در ایمیل های مستقیم، تلویزیون، رادیو یا روزنامه وعده داده می شود، شکاک تر هستند.

همچنین در ایمیل های مستقیم، فرصت بسیار بهتری برای عنوان کردن نکات مهم مربوط به تقاضای خود دارید. یک بروشور یا گزارش خاص باز هم به نسبت ایمیل یا یک صفحه ی وب در این زمینه فرصت بیشتری به شما خواهد داد.

البته تبلیغات آنلاین بر روی صفحات وب بسیار ارزان تر از ارسال ایمیل های مستقیم به افراد می باشد. تقریباً چیزی درحدود 12 بیلیون صفحه ی وب وجود دارد و هر روز 10 میلیون به آن اضافه می شود. شما می توانید بدون صرف هزینه ای خودتان یک وب سایت راه اندازی کنید.

مردم هر روز با درخواست ها و تقاضاهای مختلف گلوله باران می شوند
وقتی افراد برای تولیدات یا خدماتی در اینترنت جستجو می کنند، موتورهای جستجو صدها هزار وب سایت پی روی آنها قرار می دهند. ارسال پرسشنامه برای هرکدام از این وب سایت ها یا آگهی های موجود در آن بسیار ساده است و با یک کلیک انجام می گیرد. اگر یک کاربر آنلاین 10 پرسشنامه پر کند به این معنی است که هر شرکت یا کمپانی %10 شانس بسته شدن آن نمونه را دارد. این یعنی آن پرسشنامه بسیار جدی بوده است. نظر به اینکه تقریبا یکی از 10 نفر حتی زحمت جوابگویی به تماسها و ایمیل های شما را به خود نمی دهد، می توانم بگویم که شما برای بستن یکی از آنها نیاز به 100 پرسشنامه دارید.

تفاوت اصلی بین تبلیغات اینترنتی و ارسال مستقیم ایمیل این است که وقتی شما یک کارت پستال یا نامه به گیرنده ای می فرستید، این بین او شما محفوظ است. آنها ممکن است درخواست یا تقاضای شما را بخوانند و اگر مایل بودند با شما تماس بگیرند. برخلاف پرسشنامه های آنلاین که در آن کاربرای آنلاین فرم های مخصوص را پر می کنند، هیچگونه تعهدی برای آنها نخواهد داشت. هیچ ارتباطی با شما برقرار نخواهند کرد، هیچ سوالی از شما نمی توانند بپرسند، و بنابراین شما نمی توانید اعتراضات و ایرادهای آنها را برطرف کنید.

مردم از کسانی خرید می کنند که آنها را دوست داشته و به آنها اطمینان داشته باشند
وقتی کسی ایمیل شما را می خواند، تنها راه کسب اطلاعات بیشتر درمورد درخواست شما، برقراری تماس با شما خواهد بود. اینکه با شما تماس بگیرند نشاندهنده ی این است که در پرسشنامه ی خود جدیت بیشتری دارند. وقتی توانستید با آنها صحبت کنید، خواهید توانست گزارشی تهیه کرده و فقط آنزمان است که فروش صورت خواهد گرفت. اگر همه چیز خوب پیش رود، آنها بدون پرس و جو از جاهای دیگر نزد شما خواهند آمد.

به این خاطر است که هیچوقت نباید قدرت تبلیغات از طریق ایمیل مستقیم، رادیو و تلویزیون را دست کم بگیرید. وقتی از طریق این رسانه ها تبلیغ کنید، شانس صحبت کردن با مشتریان را پیدا خواهید کرد و فقط آن زمان است که می توانید آنها برای خرید از خودتان قانع کنید. اما اینترنت هیچیک از این مزایا را فراهم نمی کند.
http://tarhandishan.com/marlticel.php?articel=25

Posted in Uncategorized | Leave a Comment »