علوم ارتباطات اجتماعي Mass Communication

مقالات علوم ارتباطات اجتماعی Mass Communication Articles

Archive for the ‘گفتمان’ Category

تحليل گفتمان مصاحبه لري كينگ با رئيس جمهور ايران و مقايسه آن با سه رئيس جمهور ديگر

Posted by ميرزاخاني در مه 27, 2010

حسن بشير
عضو هيئت علمي گروه فرهنگ و ارتباطات دانشكده ي فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق (ع) bashir@isu.ac.ir
علي فرقاني
دانشجوي کارشناسي ارشد مدیریت رسانه دانشکده صدا و سیما دانشگاه صدا و سیما ali.forqani@gmail.com

چکیده :
اين مقاله به تحليل گفتمان رسانه اي مصاحبه هاي لري كينگ با چهار رئيس جمهور ايران، روسيه، پاكستان، و اكراين مي پردازد تا جلوه هاي ساخت تصاوير رسانه اي معرفي شوند. توضيح آنكه، در تاريخ بيست و سوم سپتامبر 2008، لري کينگ مصاحبه‌گر معروف شبکه سي.ان.ان آمريکا با رئيس جمهوري ايران، دكتر محمود احمدي نژاد، مصاحبه‌اي انجام داد كه اين مصاحبه از جنبه‌هاي مختلف هم در ايران و هم در آمريكا بازتاب‌هاي گوناگوني داشت. از آنجا که مصاحبه لري كينگ با روساي جمهوري يك امر معمول براي او و شبكه سي.‌ان.‌ان است، اين پژوهش بر آن شده است تا با انجام تحليل مقايسه‌اي گفتمان اين مصاحبه و مصاحبه كينگ با سه رئيس جمهوري ديگر، به اين پرسش‌ها پاسخ گويد كه آيا اساسا گفتمان اين مصاحبه‌ها يكسان است؟ اين چهار مصاحبه هريك چه كاركردهايي دارند؟ در انجام اين مصاحبه‌ها چه گروهي هدف قرار گرفته و يا به عبارتي شبكه سي.‌ان.‌ان، مخاطب اصلي اين مصاحبه‌ها را چه كسي مي‌داند؟ مردم كشور هدف، مردم آمريكا، افكار عمومي جهاني، سياستمداران و نخبگان جهاني و يا … هستند؟
کلید واژه ها :لري کينگ، احمدي نژاد، ولاديمير پوتين، ويكتور يوچنكو، پرويز مشرف، تحليل گفتمان، سي.‌ان.‌ان

مقدمه:
تحليل گفتمان، راهي براي عبور از لايه‌هاي سطحي زبان و رسيدن به لايه‌هاي زيرين آن فراهم مي‌كند. هدف تحليل گفتمان، نشان دادن نقش‌هاي ناپيدايي است كه زبان در مناسبات قدرت بازي مي‌كند، زيرا زبان در تحليل گقتمان، محملي براي طرح ايدئولوژي‌ها فراهم مي‌كند (فركلاف، 1992؛ 1999).
يكي از شاخه‌هاي تحليل گفتمان، تحليل گفتمان سياسي است كه همان‌گونه كه از نامش پيداست به تحليل گفتمان‌هاي موجود در دنياي سياست و تحليل گفتمان ارتباطات گفتاري و شنيداري عالم سياست مي‌پردازد (شيلتون و شفنر، 1997: 207)، زيرا سياست فارغ از زبان و رابطه‌اي كه زبان با قدرت و ايدئولوژي دارد، بخش اعظمي از موجوديت خود را از دست مي‌دهد.
بي شك، رسانه‌ها نقش مهمي در توسعه و انتشار گفتمان‌هاي سياسي و ايجاد يك رابطه گفتماني ميان سياستمداران و مردم دارند (اكستروم، 2001: 564). رسانه‌ها با بهره‌گيري از قدرت نفوذ بي‌همتاي خود، نه تنها به انتقال گفتمان‌هاي سياسي ناشي از قدرت مي‌پردازند، بلكه در بسياري موارد خود به دستگاه‌هاي گفتمان‌ساز تبديل مي‌شوند.
شبكه‌هاي رسانه‌اي قدرتمند جهان همچون سي.‌ان.‌ان، به مدد نفوذ جهاني خود، علاوه بر آن‌كه به‌منزله رسانه، عهده‌دار انتقال بي‌كم و كاست وقايع و رويدادها هستند، بلكه در بسياري از موارد، با شكستن چارچوب‌هاي سنتي رسانه نقش گفتمان‌ساز را بازي مي‌كنند؛ يعني در قالب برنامه‌هاي مختلف از جمله مستندها، تحليل و تفسير خبر و مصاحبه‌ها سعي بر آن دارند كه به‌صورتي ظريف و در پرده، گفتمان‌هاي مورد نظر خود (كه در بسياري موارد قرابت زيادي با گفتمان دولت دارد) را به مخاطب ديكته كنند.
طرح مسئله؛ سياست رسانه اي و ساخت تصاوير ذهني
ارتباطات سياسي به‌واسطه فرايندهاي جهاني آزادسازي و آزادگذاري و گسترش فنآوري‌هاي رسانه‌اي جديد در حال تغيير است. از جمله اين تغييرات اين است که نقش‌آفرينان و موضوعات سياسي در رسانه‌هاي گروهي، نمود پيدا کرده است. به عبارت ديگر مي‌توان گفت که سياست رسانه‌اي شده است. يکي از تغييرات مهم سياسي در عصر رسانه‌اي شدن سياست، کم‌رنگ شدن نقش احزاب در سياست رسانه‌اي است. در ميان رسانه‌ها، تلويزيون نقش مهمي در ارتباطات سياسي جديد بازي مي‌کند. به قول مانوئل کاستلز، رسانه‌هاي الکترونيک در دموکراسي‌هاي معاصر «فضاي ممتاز سياست» شده‌اند که در اين فضا تلويزيون جايگاه ويژه‌اي دارد (اكسفورد و هاگينز، 1387: 50-49). مصاحبه‌هاي تلويزيوني به‌دليل ماهيت ويژه آنها، مي‌توانند يكي از نمودهاي بارز سياست رسانه‌اي شده باشند كه در آنها مصاحبه‌كننده به نمايندگي از گفتمان رسانه و سياستمدار به نمايندگي از گفتمان قدرت، هر يك سعي در محق جلوه دادن گفتمان خود دارند. با توجه به اين‌كه شبكه سي.ان.ان به‌دليل سلطه سياسي آمريكا بر جهان و همچنين گستره پوشش جغرافيايي خود، به‌منزله يك رسانه قدرتمند و مرجع، در جهان مطرح است، آن‌چه از اين شبكه پخش مي‌شود، مي‌تواند بازتاب‌هاي مختلفي در سطوح مختلف و براي مخاطبان متنوع داشته باشد. بنابراين تحليل گفتمان مصاحبه لري كينگ ـ مصاحبه‌گر معروف اين شبكه در برنامه لري كينگ لايوـ با رئيس جمهوري ايران و مقايسه آن با سه مصاحبه ديگر از اين جنس به ما كمك مي‌كند تا اساسا با تفاوت‌هاي گفتمان رسانه‌اي غرب در قبال كشورهاي مختلف آشنا شويم و هم شيوه گفتماني اين رسانه‌ها را با سياستمداران خود در آينده پيش‌بيني كنيم.
براي انجام اين پژوهش، پرسش‌هاي مصاحبه لري كينگ با رئيس جمهوري ايران با پرسش هاي او از سه رئيس جمهوري ديگر در زمان رياست آنها از ديدگاه گفتماني مورد مقايسه قرار گرفته‌اند:
1. ولاديمير پوتين، رئيس جمهوري سابق روسيه
2. ويكتور يوچنكو، رئيس جمهوري سابق اوكراين
3. پرويز مشرف، رئيس جمهوري سابق پاكستان
دليل انتخاب مصاحبه لري كينگ با اين افراد عبارت است از :
1. ايجاد تعادل ميان متحدان و مخالفان آمريكا، به اين صورت كه مي‌توان گفت در هنگام انجام مصاحبه‌ها، ايران و روسيه دچار تضاد منافع با آمريكا بودند و اوكراين و پاكستان كشورهاي دوست آمريكا محسوب مي‌شدند.
2. نزديكي زماني مصاحبه‌ها به هم
3. هم‌ترازي منصب‌هاي مصاحبه شوندگان و يکي بودن مصاحبه‌کننده.
اين تحقيق دو روش را براي كار خود انتخاب كرده است:
1. تحليل گفتمان مصاحبه‌ها به‌طور انفرادي،
2. مطالعه مقايسه‌اي گفتمان‌هاي چهارگانه با همديگر.
براي بيان روشن تر مسئله نگاهي به كمبودهاي پژوهشي نيز لازم است. پژوهش‌هاي زيادي در باره ي تحليل محتواي و تحليل گفتمان مصاحبه‌هاي لري كينگ انجام نشده است، در عين حال در اينجا سه پژوهش مشابه به‌عنوان پيشينه كار انتخاب شده‌اند.
1.در پژوهشي كه درباره سه شومن معروف آمريكايي يعني لري كينگ از سي.ان.ان، بيل اوريلي از فاکس نيوز و کريس متيوس از ام.اس.ان.بي.سي انجام شد، نتايج زير به دست آمد (گزارش سالانه درباره ي روزنامه نگاري در آمريكا، 2005).
1-1. اين سه نفر به‌طور متوسط 81 درصد وقت برنامه خود را به مصاحبه اختصاص مي‌دهند كه در ميان آنها لري كينگ با 95 درصد بيشترين سهم را دارد.
1-2. لري كينگ حدود 45 درصد از وقت هر برنامه را به موضوعات سرگرم‌كننده از زندگي شخصي ميهمان اختصاص مي‌دهد كه اين رقم دو برابر اوريلي با 21 درصد و سه برابر متيوس با 13 درصد است.
1-3. در حالي كه اوريلي 97 درصد برنامه‌اش را حول قضاوت‌هاي خود از مصاحبه‌شونده مي‌گرداند، لري كينگ تنها دو درصد، قضاوت‌هاي خود را در مصاحبه‌هايش دخيل مي‌كند.
2. مخاطب شناسي برنامه‌هاي لري كينگ در آمريكا (آناند و بيزالوف، 2008).
اين پژوهش به مخاطب شناسي نمايش‌هاي گفتگويي در دو شبكه معروف آمريكا يعني سي.‌ان.‌ان و فاکس نيوز اختصاص دارد كه بخشي از اين پژوهش به برنامه لري کينگ لايو و مخاطب‌شناسي آن پرداخته است. براي مثال در اين پژوهش آمده است كه از حيث تحصيلات افراد ديپلمه (البته واژه ديپلم معادل پايان تحصيلات دبيرستاني آمريكا در ايران است) با 38 درصد، بيشترين بينندگان برنامه لري كينگ هستند.
3. لائو باخ (2007) در تحقيقي نشان داد كه قصد عمده شوهاي تلويزيوني در مصاحبه با افراد مشهور، سرگرم كردن مخاطب است. در حالي‌كه مصاحبه با دانشمندان هدف انتقال مفاهيم علمي را دنبال مي‌كند و هدف اين برنامه‌ها از مصاحبه با سياستمداران به چالش كشيدن استراتژي‌هاي سياسي آنهاست (تاگی، 2008: 76-80). مسئله اينجاست كه نگاه ايراني در اين باره مي بايد اضافه شود و ما در اين مقاله سعي داريم اين كمبود جبران شود.
مباني نظري: كاربرد تحليل گفتمان براي شناخت جريانهاي گفتماني مصاحبه هاي لري كينگ
در ابتدا لازم است توضيح داده شود كه گفتمان، جريان و بستري است که داراي زمينه‌هاي اجتماعي است. اظهارات و مطالب بيان شده، گزاره‌ها و قضاياي مطرح شده، كلمات و عبارات مورد استفاده و معاني آنها، جملگي بستگي به اين دارند كي، كجا، چگونه، توسط چه كسي يا عليه چه چيزي يا چه كسي، در چه بستر و با چه قدرت و وسعتي به كار رفته‌اند.
اما يك پرسش اساسي مطرح است و آن اين‌كه خاستگاه گفتمان‌ها كجاست؟ در پاسخ به اين پرسش، ميشل فوكومعتقد است كه «هر حادثه‌اي، در درون گفتمان خودش قابل تحليل است». او هر نوع گفتماني را گرفتار ساختار اجتماعي برآمده از قدرت مي‌بيند و قدرت را علت نهايي هر گفتماني مي‌داند. او گفتمان‌ها را سازنده سوژه‌ها و موضوع‌ها مي‌داند، به اين معني كه اين گفتمان‌ها هستند كه مشخص مي‌كنند، چه كسي، در چه زماني با چه کسي و درباره چه چيزي مي‌تواند صحبت كند (تاجيك، 15:1378).
تحليل گفتمان
تحليل گفتمان، شامل تحليل ساختار زبان گفتاري – مانند گفتگوها، مصاحبه‌ها و سخنراني‌ها ـ و تحليل متن، شامل تحليل ساختار زبان نوشتاري ـ مانند مقاله‌ها، داستان‌ها و گزاره‌هاـ است.
تحليل گفتمان به توصيف روابط بين كاركرد و ساختار جمله مي‌پردازد، در تحليل گفتمان، بايد گامي فراتر از تشريح زمينه متن برداشت و به بافت يا زمينه موقعيتي فرهنگي و اجتماعي پرداخت. پس تحليل گفتمان چگونگي تبلور و شكل‌گيري معنا و پيام‌هاي واحد‌هاي زباني را در ارتباط با عوامل دروني زباني (زمينه متن)، واحدهاي زباني، محيط زباني و نيز كل نظام زباني و عوامل برون زباني ( مثل زمينه‌هاي فرهنگي ـ سياسي و اجتماعي) را مطالعه مي‌كند (لطفي پور، 10:1372).
پس آن‌چه، مورد اجماع بيشتر زبان‌شناسان گفتماني است، اين است كه گفتمان‌ها را بايد در ساختارهاي زباني فراتر از زمينه متن مطالعه كرد.
با توجه به چنين پيش زمينه‌اي مي‌توان گفت که تحليل گفتمان مي‌تواند با توجه به دو بعد اساسي انجام گيرد:
نخست، در ساختار زبان‌شناسانه و دوم در رابطه بين اطلاعات زباني و غير زباني ـ مانند فرهنگ، محيط و اجتماع. در بعد دوم، عوامل فرازباني مثل محيط، اجتماع، سياست و قدرت و مانند اين‌ها هستند كه سوژه و موضوع گفتمان را مشخص مي‌كنند و حتي در بعد نخست تحليل گفتمان، يعني صورت‌هاي زباني نيز تاثيرگذارند. در اين‌جا، بعد اول تحليل گفتمان را مي‌توان صورت‌گرايي و بعد يا ديدگاه دوم را كاركرد‌گرايي ناميد.
در اين مقاله، عمدتا صورت دوم تحليل يعني بعد کارکردگرايي مد نظر قرار گرفته است. به اين معني که به رابطه فضاي گفتماني با توجه به شرايط فرامتني گفتگو توجه شده است.
1- فن معناي بيان: بر مبناي فن معناي بيان، هر گفتمان، به موضوعات و اهداف معيني مي‌پردازد و مفاهيم و مضامين خاصي را مد نظر قرار مي‌دهد و تعدادي ديگر را كنار مي‌نهد.
2- معناي موضعي: اين مضمون، به‌ويژه در گفتمان‌هايي كه گوينده ( در اينجا مصاحبه‌كننده) خود و گروه خود را مثبت و بدون هر گونه ايراد، و فكر مقابل را نادرست، منفي و پست مي‌شمارد، كاربرد دارد.
3- مفاهيم ضمني: همان‌طور كه اشاره شد، يكي از ابعاد تحليل گفتمان، بعد كاركردشناسي آن است، يعني اين كه تحليل‌گر، در صورت زباني گفتمان متوقف نمي‌شود و براي كشف كارکرد گفتمان، به مفاهيم ضمني يا تلويحي موجود در آن مي‌پردازد. بي‌شك هر چه گوينده، نويسنده، مصاحبه‌گر يا هر گفتمان‌ساز ديگري، در كار خود چيره دست‌تر باشد، تلاش مي‌كند تا معاني را در قالب‌هاي ضمني و تلويحي بگنجاند و آنها را در ظاهر كار آشكار نسازد تا از مظان جانبداري در امان باشد.
4- واژگان: در فن تحليل گفتمان، واژگان داراي بار معنايي فرض مي‌شوند و حالت خنثي ندارند. اين واژگان از قدرت موقعيت سياسي، اجتماعي و حتي اخلاقي گوينده / نويسنده نشئت مي گيرند و بنابراين نمي توانند فارغ از موقعيت تحليل و مطالعه شوند. از آن‌جا كه بسياري از موقعيت‌ها در يك گفتار يا نوشتار ايدئولوژي‌بنياد هستند، واژگان مي‌توانند نماينده ايدئولوژي گفتمان‌ساز باشند. پس مي‌توان با كمي اغماض چنين حكم داد كه در هر گفتار و گفتماني، ايدئولوژي ويژه‌اي وجود دارد كه در تك تك كلمات و در بار معنايي آنها مستتر يا آشكار است. پس هر گفتماني را مي‌توان به‌نوعي نماينده يك ايدئولوژي خاص فرض كرد و با اين ديد آن را تحليل كرد (ون دايك، 2001).
الگوي تحليل گفتمان فركلاف
فركلاف در الگوي تحليل گفتمان خود، رابطه قدرت و زبان را از دو بعد مورد توجه قرار مي‌‌دهد: 1- قدرت در زبان و 2- قدرت پشت زبان (فركلاف، 1991: 43-75).
در اينجا تحليل گفتمان بر مبناي تحليل قدرت در ترکيبات زباني، به علت دور شدن از هدف اصلي مقاله و طولاني شدن بحث، مطالعه نمي‌شود.
هر چند كه فركلاف قدرت در زبان و قدرت پشت زبان را در هم تنيده و تفكيك ناپذير مي‌داند، اما براي يك تحليل‌گر، لازم است كه فرض را بر جدايي اين دو قرار دهد تا تحقيق روش‌مند شود.
فركلاف قدرت پشت زبان را در سه سطح مطرح مي‌كند:
1. توصيف:اين سطح عبارت است از توجه به مضامين، روابط و هويت‌هاي واژگان و دستور زبان آن. در اين سطح تحليل‌گر متن را متاثر از زمينه و شرايط، تحليل مي‌كند. اين مرحله خود در سه مرحله مورد نظر قرار مي‌گيرد (فركلاف، 1379 : 169-211).
الف: واژگان:
1- واژگاني كه دلالت بر ارزش‌هاي تجربي دارند كدام‌اند؟
2-چه واژگاني محل منازعه ايدئولوژيك هستند؟
3- آيا واژگان تعريف‌شونده در متن وجود دارد؟
ب- ساختارهاي دستوري:
1-ساختار دستوري حاوي كدام ارزش‌هاي رابطه‌اي است؟
2- آيا ضمايري مانند ما و شما وجود دارد؟ (همان:170)
ج- ساختارهاي متن (همان:171)
2. تفسير
متن در فضايي مجرد و خلاء‌وار شكل نمي‌گيرد، بلكه تحت تاثير گفتمان‌هاي موجود است و اين مخاطبان هستند كه به‌طور فعال اما غير‌مستقيم، ساختار، محتوا و گفتمان مصاحبه‌ها را مشخص مي‌كنند (همان:215).
3.تبيين: اين مرحله به فرايندهاي توليد و تفسير گفتمان دلالت دارد. در اين سطح، متن به‌منزله بخشي از يك فرايند فعاليت اجتماعي محسوب مي‌شود و متن با توجه به زمينه و بستر اجتماعي تحليل مي‌شود. در اين سطح، تحليل‌گر بر آن است كه ساختار و زمينه‌هاي اجتماعي، سياسي و فرهنگي حاكم بر گفتمان را كشف كند (همان:246-247).
نتيجه‌گيري از مباني نظري
يكي از مراحل كار تحليل گفتمان، انتخاب شاخص‌هاي اين تحليل براساس اهداف تحقيق است. شاخص‌ها، خود براساس سطوح مورد‌نظر تحليل گفتمان، متناسب با آنچه بايد تحليل شود، انتخاب مي‌‌شوند.
اين تحقيق، با هدف تحليل گفتمان از بعد کارکردگرايانه و بدون حذف کامل بعد صورت گرايانه پرسش‌هاي مصاحبه لري كينگ با چهار رئيس جمهوري (ايران، روسيه، پاكستان و اوكراين) با تاکيد بر فن معاني بيان، معناي موضعي، مفاهيم ضمني و واژگان و با استفاده از الگوي تحليل گفتمان فرکلاف را مطالعه مي‌كند.
به‌طور خلاصه مي‌توان گفت كه آن‌چه در اين پژوهش مبناي شاخص‌سازي براي تحليل گفتمان پرسش‌هاي مصاحبه‌هاي لري كينگ با روساي جمهور، قرار گرفته است، تحليل كاركردگرايانه، توصيفي، تبنيي و تفسيري متن براساس مضاميني چون فن معاني بيان، معناي موضعي، مفاهيم ضمني و واژگان است.
در مجموع گفتمان مصاحبه‌ها براساس 6 شاخص زير، تحليل مي‌شوند:
1- واژگان (منفي – مثبت) : اين مولفه، واژگان كانوني را كه تكيه‌گاه متن به شمار مي‌آيند، همراه با كاركرد آنها در متن مورد ارزيابي قرار مي‌دهد. براي مثال واژه‌هايي مثل دوست، همكار، متحد جزء واژه‌هاي سفيد و مثبت و واژه‌هايي مثل دشمن، مخالف جزء واژگان منفي يا سياه محسوب مي‌شوند.
2- افراد و نهادهاي مطرح‌شده در متن و نگرش متن به آنها ( مثبت يا منفي): اين كه كدام افراد و نهادهاي مطرح شده در مصاحبه‌ها، بار مثبت و كدام بار منفي دارند. اين متغير، حاوي داوري مصاحبه‌كننده (لري كينگ) در مورد افراد و نهادهاي ذكر شده در متن است و همان‌طور كه بحث شد، زبان و ايدئولوژي، دو جزء جدايي‌ناپذير در گفتمان هستند، پس مي‌توان نتيجه گرفت كه تصويري كه در اين مصاحبه‌ها، از افراد و نهادها ساخته مي‌شود، تصوير موردنظر ايدئولوژي حاكم بر رسانه‌ها و مورد تاييد سياست‌مداران آمريكايي است.
3- قطب‌بندي ( غيرسازي): در يك گفتمان سياسي ( نظير آن‌چه در مصاحبه‌هاي لري كينگ وجود دارد) گفتمان قدرتمندتر مدام حوزه خود را گسترده و قلمرو ديگر را محدودتر مي كند (همان: 171 و 194). براي مثال، استفاده از ضمير «ما» نشانگر آن است كه نويسنده / گوينده / مصاحبه‌گر خود را نماينده يك جمع مي‌داند و برعكس استفاده از ضمير «آنها»و «ايشان» يا «شما» بيانگر خط فاصل ميان گوينده / نويسنده با ديگران و تاكيد او بر «غيرسازي» است.
4- استناد يا ذكر شواهد: اين كه گوينده يا نويسنده به كدام منبع مشروعيت‌ساز يا مورد قبول ديگران براي اثبات ادعاي خود، ارجاع مي‌كند، مي‌تواند در قابل قبول يا غير قابل‌قبول جلوه كردن استدلال‌ها موثر واقع شود.
5- پيش فرض‌ها: پيش فرض‌ها، افكار قالبي و پيش داوري‌ها، زير‌ساخت استدلال و استنتاج نويسنده يا گوينده را شكل مي‌دهند (همان: 230).
6- دلالت‌هاي ضمني متن (تلقين و تداعي): شناخت دلالت‌هاي ضمني در مرحله تفسير متن، به تحليل‌گر كمك مي‌كند تا با بهره‌گيري از دانش زباني نشان دهد كه فلان جمله يا گزاره حاوي كدام معاني ضمني و ناآشكار است و نويسنده از به‌كار بردن آن، چه قصد و نيتي داشته است و كاربرد اين دلالت‌ها كدام معاني يا پيامدها را به همراه دارد (فرقاني، 1382 : 49-52).
پيش از آغاز تحليل گفتمان مصاحبه‌هاي لري كينگ با چهار رئيس جمهوري، احمدي‌نژاد، ولاديمير پوتين، ژنرال پرويز مشرف و ويكتور يوشچنكو ذكر دو نكته ضروري است:
1. پاره‌اي از پرسش‌ها به‌دليل رعايت اختصار و كم‌اهميت بودن براي هدف پژوهش حذف شده‌اند.
2. از ميان عوامل شش گانه تحليل گفتمان، 5 عامل اول به‌دليل رعايت اختصار در جدول شماره 1 و 3 جمع‌آوري شده‌اند و از اين ميان فقط عامل دلالت‌هاي ضمني به‌دليل نياز به شرح و بسط بيشتر در پايان هر پرسش ذكر شده‌اند.
ابتدا به معرفي لري كينگ به‌طور خلاصه مي‌پردازيم.
لري کينگ کيست؟
لري کينگ در 19 نوامبر 1933 در بروکلين نيويورک و در خانواده يهودي که از يهوديان ريشه‌دار آمريکايي بودند، متولد شد و اکنون تقريباً 75 ساله است. او شش بار ازدواج کرده که پنج تايش به جدايي انجاميده ولي همسر فعلي‌اش خانم شاون ساوث کيت يک هنرپيشه آمريکايي است که کينگ از او دو فرزند پسر دارد. دوران حرفه‌اي حضور لري کينگ در رسانه‌ها با ملاقات او با يکي از گويندگان شبکه سي بي‌اس در سال 1957 رقم خورد؛ چراکه اين گوينده به کينگ گفت مي‌تواند گوينده خوبي باشد و او را براي رفتن به فلوريدا و پيوستن به «راديو ميامي» تشويق کرد و اين راهي بود که در نهايت به اولين حضور لري در راديو به تاريخ اول مه 1957 و به‌عنوان دستيار اتاق فرمان و متصدي صدا انجاميد. او در سال 1970 درگير يک ماجراي کلاهبرداري شد و به‌دليل انجام معاملات غيرقانوني در بازار، به زندان افتاد. پس از آن مجدداً به صحنه تلويزيون برگشت ولي حمله قلبي بسيار شديد وي در سال 1987 باعث شد کينگ مجبور به عمل جراحي قلب باز شود. شدت اين مشکل به‌حدي بود که او کتابي در اين مورد نوشت و در آن توضيح داد حمله قلبي چطور زندگي‌اش را تغيير داده است.
پنجاه سال سابقه او در رسانه و سال‌ها سابقه در اجراي برنامه‌هاي تلويزيوني باعث به ارمغان آوردن جوايز فراواني براي او شده است و جايزه «به ياد ماندني‌ترين چهره گفت وگوهاي تلويزيوني آمريکا» در مراسم جايزه امي را مي توان مهم ترين آنها دانست. برنامه زنده لري کينگ لايو هم در سال 1985 راه افتاد و از سال 1994 به‌شکل روزانه و راديو ـ تلويزيوني (به‌طور همزمان) درآمده است. محل اصلي اين برنامه، استوديوي سي‌.ان.‌ان در لس آنجلس است؛ ولي گاهي از استوديوهاي سي.‌ان.‌ان در نيويورک و واشنگتن دي‌سي هم پخش مي‌شود. او در طول اين سال‌ها بيش از 40 هزار مصاحبه در برنامه‌اش انجام داده و از زمان جرالد فورد به بعد، با تمامي روساي جمهوري آمريکا گفت‌وگو کرده است. برنامه مشترک او با حضور ياسر عرفات، شاه حسين و اسحاق رابين در سال 1995 با موضوع صلح خاورميانه يکي از مهم‌ترين برنامه‌هاي او بوده و گاهي با محکومان حاضر در زندان يا آنهايي که با حکم دادگاه در خانه‌هايشان محبوس شده‌اند، هم گفت‌وگو مي‌کند که مهم‌ترين نمونه‌هاي آن را مي توان گفت‌وگويش با مايک تايسون و کارلا تاکر (نخستين زن آمريکايي که اعدام شد) دانست.
برنامه‌هاي پياپي 29 شبي کينگ بعد از توفان کاترينا و دعوت از 250 مهمان در آن برنامه‌ها و بيش از 500 مصاحبه بعد از ماجراي 11 سپتامبر و حضور 35 رئيس جمهور يا مقام ارشد مملکتي در برنامه لري کينگ در آن مقطع، از رکوردهاي« لري کينگ لايو» محسوب مي‌شود. مهم‌ترين مهمانان کينگ يا درواقع عده کوچکي از آنها را مي‌توان در اين اسم‌ها پيدا کرد؛ جرج بوش پدر و پسر و همسران آنها، مارلون براندو، توني بلر، جيمي و راسلين کارتر، بيل و هيلاري کلينتون، جرالد فورد و همسرش، فرانک سيناترا، ميخائيل گورباچف، مايکل جردن، بابي کندي، مونيکا لوينسکي، سرپل مک کارتني، رونالد ريگان، آل پاچينو، النور روزولت (همسر فرانكلين روزولت)، رونالد ريگان و همسرش، اليزابت تايلور، مارگارت تاچر، اپرا وينفري، محمد علي کلي و مالکوم ايكس. خيلي وقت‌ها که لري کينگ به‌دليل بيماري يا گرفتاري به برنامه‌اش نمي‌رسد و آن زمان رايمان سيکرت يا نانسي گريث هستند که به جاي او برنامه را اجرا مي‌کنند. مهم‌ترين برنامه‌هاي کينگ در اين مدت اين‌ها بوده‌اند.
الف – مناظره بين ال گور و راس در سال 1993 که رکورد بينندگان تلويزيوني در سي‌.ان.‌ان را شکست.
ب- حضور باربارا والترز، مجري اي.‌بي.‌سي در بيستمين سالگرد برنامه کينگ و گفت‌وگوي او با لري کينگ.
کينگ در برنامه‌هايش اصول مشخصي دارد و مهمانش را براساس آن اصول سوال‌پيچ مي‌کند. خود کينگ در اين‌باره مي‌گويد؛ «من به کسي حمله نمي‌کنم. اين روش من نيست. من براي خودم راه و روش ويژه‌اي دارم و مثلاً به جاي اين‌که مثل همه مردم از اين هنرپيشه بپرسم که پروژه بعدي يا فيلم بعدي شما چيست، مي‌پرسم بعد از اين چه کار مي‌کني؟
کينگ يکي از مخالفان سرسخت تاک ـ شوهاي نسل جديد هم به حساب مي‌آيد؛ «مهمانان در برنامه‌هاي جديد گفت‌وگوي تلويزيوني مثل ميز و صندلي صحنه به حساب مي‌آيند. مجري‌هاي جديد مي‌نشينند و به سخنراني مهمان‌شان گوش مي‌دهند ولي من با مهمانم حرف مي‌زنم، او را به چالش مي‌کشم و با کمال احترام، از حرف‌هاي او انتقاد مي کنم» (روزنامه هموطن سلام، 1387).

تحليل گفتمان در عمل
در اين بخش، از مقاله به تحليل گفتمان مصاحبه‌ها، براساس 6 شاخص اشاره شده در بخش مباني نظري پرداخته مي‌شود.
ضمناً در برخي سوالات، پاسخ مصاحبه‌شونده (روساي جمهور) به‌طور كاملاً خلاصه و تک کلمه‌اي ذكر شده است تا ذهن خوانده از جريان كلي مصاحبه خارج نشود و وحدت موضوع حفظ شود. همچنين براي رعايت اختصار، پاره‌اي از پرسش‌ها كه از لحاظ گفتماني ارزش چنداني نداشته‌اند، حذف شده‌اند.
مصاحبه لري کينگ با ويكتور يوشچنكو
سوال 1- كينگ: واكنش شما به آن‌چه در كشور ما در اثر توفان كاترينا پيش آمد، چيست؟
تحليل گفتمان پرسش براساس شاخص‌هاي شش‌گانه:
دلالت‌هاي ضمني: رئيس‌جمهور اوکراين در پاسخ نسبت به اين حادثه احساس تاسف کرده و ملت اوکراين را همدرد ملت آمريکا دانسته است. کينگ در اولين سوال در صدد اين بوده است که تصويري از اوکراين به‌عنوان ملت دوست با آمريکا ترسيم کند.
سوال 2- آقاي رئيس جمهور! بعضي مي‌گويند كه واكنش ابتدايي دولت آمريكا بسيار كند بوده است و اين باعث شده كه مردم سراسر دنيا، كمتر روي ما حساب كنند. آيا اين باعث چنين فكري در شماست؟
دلالت‌هاي ضمني: يكي از دلالت‌هاي ضمني اين سوال به شاخص استناد بر مي‌گردد. يعني آنجا كه لري کينگ با گفتن «بعضي‌ها» مي‌خواهد چنين القا كند كه اين حرف بي‌اساس است. اين‌كه اين بعضي چه كساني يا ملت‌ها يا دولت‌هايي هستند، و چقدر اعتبار دارند، مطرح نشده است. مصاحبه‌كننده با اين شيوه مي‌خواسته چنين بگويد كه اين «بعضي» سخنانشان بي‌اعتبار است.
همچنين در بيان قطب‌بندي «ما و دنيا» مي‌توان چنين استدلال كرد كه آمريكا در يك كفه ترازوي جهان ايستاده است و همه دنيا در طرف ديگرند و اين دو كفه برابري مي‌كنند؛ يعني اخبار آمريكا براي همه دنيا مهم و سرنوشت‌ساز است.
سوال 3- همه دنيا مي‌دانند كه چه اتفاقي براي شما افتاده، آنها با شما چه كردند؟ چه احساسي داريد؟
توضيح: منظور سميبود كه به رئيس جمهور اوكراين خورانده شده بود.
دلالت‌هاي ضمني: با توجه به پاسخ مصاحبه‌شونده مبني بر اين‌كه مردم در كليساها براي سلامتي من دعا مي‌كردند و با توجه به دو پرسش پيش كه سعي در ساختن تصوير مثبت از رئيس‌جمهور و ملت اوكراين داشته‌اند، نوعي تلقين در اين پرسش وجود دارد، ‌به اين صورت كه سعي دارد نوعي حس همدلي در مخاطب ايجاد كند.
سوال 4- ملاقات شما با كاندي رايس چگونه بود؟ نيكولاس برنس، معاون وزير خارجه گفته است كه اوكراين به‌رغم تحولات اخير در مسير درستي گام بر مي‌دارد. واكنش شما به اين اظهارات چيست؟
دلالت‌هاي ضمني: 1. اوكراين در مسير درستي حركت مي‌كند. 2. حركت‌هاي اخير اوكراين مورد رضايت آمريكاست. 3. تحولات اخير به نفع اوكراين بوده است.
سوال 5- پس شما خوش‌بين هستيد؟
دلالت‌هاي ضمني: چشم‌انداز پيوستن اوكراين به سازمان تجارت جهاني واتحاديه اروپا روشن است و اين كشور در مسير درستي گام بر مي‌دارد.
سوال 6- شما كابينه را منحل و نخست‌وزير را بر كنار كرديد يكي از آنها يوليا تيموشنكو بود كه در تحولات اخير، شريك شما بود، چه اتفاقي افتاد؟
دلال‌هاي ضمني: شما به كسي كه شريك شما بوده است، پشت كرده‌ايد. پس شما چندان قابل اعتماد نيستيد.
سوال7- خانم تيموشنكو گفته است كه او را به‌خاطر مردمي بودنش اخراج كرده‌ايد. آيا واقعيت دارد؟
دلالت‌هاي ضمني: يوليا تيموشنكو از شما محبوبتر است پس شما تحمل او را نداشتيد‌، چون محبوبتر از شما بود. پس شما فردي قدرت‌طلب هستيد كه هركس قدرت شما را به‌خطر بيندازد را حذف مي‌كنيد.
سوال 8- بزرگترين مشكلي كه كشور شما پيش‌رو دارد چيست؟
دلالت‌هاي ضمني: كشور شما با مشكلات و چالش‌هاي زيادي رو‌به‌روست .
سوال 9- روابط شما با پوتين چگونه است؟
دلالت ضمني: در اينجا مسلماً نوعي دلالت ضمني وجود دارد كه البته براي فهم آن بايد روابط روسيه ـ آمريكا و روسيه ـ اوكراين در آن زمان مطالعه شود.
سوال 10- به مسئله مسموميت بر گرديم. هيچكس مسئوليت اين كار را بر عهده نگرفت؟
دلالت ضمني: اين سوال وقتي معنا مي‌يابد كه به دو پرسش بعدي توجه كنيم. پس اين سوال مقدمه‌اي براي دو سوال بعدي است.
سوال 11- چگونه با چهره جديدتان رو‌به‌رو شديد؟
توضيح: پس از ابتلا به مسموميت، چهره رئيس جمهور اوكراين، ‌تاول زده و تا حدودي زشت و ترسناك شده بود.
دلالت‌هاي ضمني: چهره جديد شما حاصل عمل محكوميت‌بار عده‌اي بوده است كه شما را از آن چهره زيبا به اين چهره در آورده‌اند.
سوال 12- به فضاي ديگري وارد شويم. بعضي‌ها درباره شيوه زندگي پسر 19 ساله شما انتقاد دارند. او يك خودروي بي‌ام‌و گران قيمت مي‌راند، موبايل بسيار گران دارد، محافظ شخصي دارد. هنگامي‌كه يك گزارشگر، در اين‌باره از شما پرسيد، عصباني شديد. آيا اين يك موضوع عمومي نيست؟
دلالت‌هاي ضمني: پسر شما بسيار مجلل زندگي مي‌كند و هزينه اين شيوه زندگي احتمالا از پول شما يا جايي ديگر خرج مي‌شود كه معلوم نيست از كجاست.
همچنين شما فردي هستيد كه كنجكاوي‌هاي افكار عمومي درباره خودتان را بر نمي‌تابيد.
سوال 13- مهم‌ترين چيز اين است که او پسر خوبي است.
دلالت‌هاي ضمني: هرچند كه اين جمله كينگ يك گزاره خبري و نه يك پرسش است، اما به‌دليل اهميت آن در فضاي گفتماني مصاحبه و نقشي كه اين جمله در برجسته‌سازي دارد، به تحليل آن مي‌پردازيم:
اين‌كه پسر شما چگونه زندگي مي‌كند، مسئله مهمي نيست، بلكه مهم‌ترين چيز كه مردم نيز بايد به آن توجه كنند، ‌اين است كه او پسر خوبي است. پس اين مردم هستند كه بايد فكر خود را عوض كنند و به اين فكر كنند كه او پسر خوبي است. شايد کينگ با اين سوال خواسته است که رئيس‌جمهوري اوکراين را از اتهام وارد شده تبرئه کند.
مصاحبه لري كينگ با ولاديمير پوتين
سوال 1- در مورد اين شغل، چه چيزي شما را شگفت زده مي‌كند؟
دلالت‌هاي ضمني: شما فردي جاه‌طلب هستيد كه كار به‌منزله رئيس‌ جمهور و قدرت داشتن شما را مجذوب مي‌كند.
سوال 2- آيا شما از اين كار لذت مي‌بريد؟
دلالت‌هاي ضمني: قدرت داشتن باعث لذت شما مي‌شود، پس شما ممكن است فرد قدرت‌طلبي باشيد.
سوال 3- بياييد به بخشي بپردازيم که شايد لذت‌بخش نبوده باشد. چه اتفاقي براي زيردريايي افتاد؟
دلالت ضمني: غرق شدن زيردريايي يکي از بزرگ‌ترين چالش‌هايي بوده است که شما در طول رياست جهموري‌تان با آن مواجه بوده‌ايد.
سوال 4- چرا؟ چه عاملي باعث غرق شدن آن شد؟ چه اتفاقي افتاد؟ ما چه مي‌دانيم؟
دلالت‌هاي ضمني: آيا شما به ما (كه نماينده همه دنيا هستيم) درست پاسخ داده‌ايد كه چه اتفاقي براي زير دريايي افتاده است؟
سوال 5- آقاي رئيس جمهور! در همه دنيا گفته مي‌شود كه چرا شما از ديگر كشورها كمك نخواستيد؟
دلالت‌هاي ضمني: حتماً ‌چيزي در مورد غرق شدن اين زير دريايي وجود داشته است كه شما نمي‌خواسته‌ايد كه بقيه كشورها از آن مطلع شوند و همچنين شما يك كشور تك‌رو هستيد.
سوال 6- آيا اگر به گذشته برگرديد، كاري در گذشته هست كه با اطلاعات امروزتان، ‌به گونه‌اي ديگر انجام دهيد؟
دلالت‌هاي ضمني: به احتمال زياد، كارهايي وجود داشته است كه شما آنها را به خطا يا نادرست انجام داده‌ايد و اكنون متوجه شده‌ايد كه اين كارها خطا بوده است (براي مثال موضوع زير دريايي).
سوال 7- به‌عنوان نتيجه‌گيري درباره زير دريايي، آيا ما روزي درباره آن‌چه اتفاق افتاد‌، كاملاً خواهيم دانست؟ شما چه فكر مي‌كنيد.
دلالت‌هاي ضمني:
1. شما بايد به ما بگوييد كه چه اتفاقي افتاد. 2. شما به‌طور شفاف اطلاع‌رساني نكرده‌ايد.
سوال 8- آيا اين اتفاق، براي شما درباره تمام سيستم نظامي روسيه نگراني ايجاد مي‌كند؟
دلالت‌هاي ضمني: نظير اين اتفاق مي‌تواند براي تمام سيستم نظامي روسيه حادث شود، پس روسيه كشور آسيب‌پذيري است.
سوال 9- آيا شما با كلينتون درباره امكان همكاري در فعاليت‌هاي جستجوي زير دريايي بحث كرديد؟
دلالت‌هاي ضمني: از آن‌جا كه آمريكا، كشور خيرخواهي است، پس در صورت طلب كمك از دولت آمريكا، مسلماً به شما كمك مي‌شد.
سوال 10- شما ال گور، معاون رئيس جمهور را مي‌شناسيد، درست است؟
دلالت‌هاي ضمني: با توجه به در پيش بودن انتخابات رياست جمهوري آمريكا و رقابت ال گور و بوش، و از آنجا كه شما ال گور را مي‌شناسيد، احتمالاً‌ ترجيح مي‌دهيد كه او رئيس جمهور شود.
سوال 11- آيا شما علاقه‌اي به دنبال كردن رقابت انتخاباتي آمريكا داريد؟
دلالت ضمني: بي‌شك انتخابات آمريكا براي كشور شما سرنوشت‌ساز است.
سوال 12- آيا به هيچ‌يك از كانديداها علاقه داريد؟ آيا علاقه داريد دو كانديدا را ملاقات كنيد؟ مواضع كدام‌يك، بوش يا ال گور را درباره روسيه مي‌پسنديد؟
دلالت‌هاي ضمني: با توجه به سوال شماره 11، به‌نظر مي‌رسد كه کينگ درصد است تا چنين تلقين كند كه براي روسيه و شخص پوتين، ال گور مناسب‌تر از بوش است.
سوال 13 – به نظرم شما درباره خيلي چيزها با كلينتون صحبت كرديد. درباره اين تاجر، ادموند پپ، او رئيس يك سرويس جاسوسي است. تلاش زياري وجود دارد كه او را به آمريكا باز گردانند. مي‌گويند شما با آمريكا درباره او معامله مي‌كنيد. داستان آقاي پپ چيست ؟
اين سوال يك سوال واضح و شفاف است و شايد بتوان گفت كه فقط براي روشن شدن موضوع است و دلالتي در ضمن آن وجود ندارد.
سوال 14- آيا شما يك جاسوس بوديد؟ منظورم اين است كه مي‌خواستيد يك جاسوس باشيد. شما در كي.جي.بي (كا.گ.ب) كار مي‌كرديد. آيا جاسوسي بين ملت‌هاي دوست هنوز وجود دارد؟
دلالت‌هاي ضمني: يكي از دلالت‌هاي ضمني اين سوال تنزل دادن مقام رئيس جمهور روسيه به حد يك جاسوس است. پس ممكن است اين فرد به‌دليل تربيت‌هاي جاسوسي ميل به جاسوس‌بازي داشته باشد. در ضمن يك تداعي ديگر، ‌تداعي دوستي بين ملت‌هاي آمريكا و روسيه است.
سوال 15- آيا شما از كارتان در كي.جي.بي لذت مي‌برديد؟
دلالت‌هاي ضمني: اين پرسش در راستاي دو پرسش پيش است.
سوال 16- مي‌دانم كه شما در تلاشيد كه آمريكا را از سيستم دفاع ضد موشكي و نظاير آن برحذر داريد، چه چيزي شما را نگران مي‌كند اگر كشور ديگري فقط سيستم دفاعي بسازد؟ تا زماني‌كه كشوري به كشور ديگر حمله نكرده است چه تفاوتي دارد كه 80 ميلياد دلار سيستم دفاعي داشته باشيم؟ چرا براي شما مهم است؟
دلالت‌هاي ضمني:
1. آمريكا 80 ميلياد دلار سيستم دفاعي ضد موشکي دارد.
2. اين سيستم فقط دفاعي است و تا زماني كه كشوري به كشور ديگر حمله نكرده است از آن استفاده نمي‌كند. پس آمريكا صلح‌طلب است.
سوال 17- آيا شما فكر مي‌كنيد آمريكا به‌واسطه اين سيستم‌ها پيشرفت خواهد كرد؟
دلالت‌هاي ضمني: آمريكا به‌واسطه داشتن سيستم‌هاي پيشرفته دفاعي فاصله خود را با كشورهاي ديگر مثل روسيه بيشتر خواهد كرد.
سوال 18- درباره جنبه‌هاي ديگر زندگي بحث مي‌كنيم: او رئيس يك كشور است. او انتخاب شده است. فكر مي كنم 100 روز پيش، درست است؟ مطبوعات آزاد و بحث‌هاي مثل اين درباره روسيه در آمريكا بسيار است. اكنون ولاديمير گوسينسكي در زندان است. برزوفسكي، يك غول رسانه‌اي است كه خواسته است‌، مقر خود را به ايالات متحده منتقل كند. آيا شما به دنبال سركوب مخالفان هستيد؟
دلالت‌هاي ضمني: در اين پرسش، ‌كينگ كوشيده است تا با ارئه شواهد، نشان دهد كه پوتين يك فرد انحصارطلب و سركوبگر است. در ضمن ملت آمريكا، ‌به آزادي و دموكراسي در كشورهاي ديگر بهاي بسيار مي‌دهد.
همچنين با مطرح كردن اين عبارت كه «او انتخاب شده است»، ‌گويي به نوعي مي‌خواهد، انتخاب شدن او را زير سوال ببرد، زيرا كينگ يك امر بديهي را مطرح مي‌كند، پس شايد با مطرح كردن آن، قصدش اين بوده كه انتخاب شدن پوتين را زير سوال ببرد.
سوال 19- بگذاريد درباره چچن صحبت كنيم. آيا قابل حل است؟ آيا سربازان شما در آنجا مي‌مانند؟ مي‌دانم در آستانه جنگ، مردم از شما حمايت مي‌كردند. اما اكنون آنها سوالات خود را دارند. موقعيت امروز چگونه است؟
دلالت‌هاي ضمني: مردم روسيه اكنون با جنگ در مقابل چچن‌، مخالف هستند.
سوال 20- داستان‌هاي غم‌انگيز درباره اقتصاد روسيه مي‌شنويم. نيمي از مردم زير خط فقر هستند. فساد و مافيا زياد است. سلامت ملت چيست؟ ثبات كشور چيست؟
دلالت‌هاي ضمني:
1- فقر و فساد در روسيه بسيار است.
2- كشور روسيه ثبات ندارد.
3- شما در اداره كشور موفق نبوده‌ايد.
سوال 21- شما يك متخصص جودو هستيد. آيا جودو را مي‌شناسيد؟ شما در تيم مدرسه بوديد؟ هنوز تمرين داريد؟
دلالت‌هاي ضمني: اين سوال در وهله اول بي‌اهميت به‌نظر مي‌رسد، اما شايد منظور كينگ از اين سوال توجه دادن مخاطب به علاقه پوتين به ورزش‌هاي رزمي و در نتيجه خوي رزم‌طلب او باشد.
سوال 22- آيا تجارت آمريكا به دليل فساد، درباره سرمايه‌گذاري در روسيه، دودل است؟
دلالت‌هاي ضمني: 1. اقتصاد روسيه فاسد است 2. تجارت آمريكا سالم است و فقط در جاهايي سرمايه‌گذاري مي‌كند كه داراي سلامت اقتصادي باشد.
سوال 23 – درباره اعتقادات مذهبي ولاديمير پوتين زياد شنيده مي‌شود. شنيده‌ام كه صليبي بر گردن داريد، درست است؟ آيا شما مذهبي هستيد؟
دلالت ضمني: بايد ديد كه منظور كينگ از مذهبي بودن چيست و او با اين واژه چه چيزي را مي‌خواهد القا كند. شايد اين سوال در جهت تعادل بخشيدن به جريان مصاحبه باشد، زيرا مذهب در شکل عام آن به‌ويژه مسيحيت يک ارزش مثبت در ميان آمريکاييان محسوب مي‌شود.
سوال 24- آيا به قدرت برتر اعتقاد داريد؟
دلالت ضمني: اين سوال يك ظاهر دارد و يك باطن. ظاهر آن اين است كه آيا شما به خدا به‌عنوان يك قدرت برتر اعتقاد داريد و باطن آن مي‌تواند تلقين اين نكته باشد كه همان‌طور كه خلقت به يك نيروي برتر نياز دارد، دنيا نيز يك قدرت برتر براي اداره كردن و نظم بخشيدن به آن نيازمند است و آن آمريکاست.
مصاحبه لري كينگ با ژنرال پرويز مشرف
جمله اول: امشب يك مصاحبه اختصاصي با ژنرال پرويز مشرف داريم كه كشور او متحد آمريكا در مبارزه با تروريسم است.
هر چند كه اين جمله، سوال نيست اما جاي تحليل گفتمان دارد.
دلالت‌هاي ضمني: از ابتداي مصاحبه، كينگ، پرويز مشرف را يك چهره مثبت و حامي آمريكا در منطقه معرفي مي‌كند. پس نخستين تصويري كه از او ساخته مي‌شود، تصويري مثبت براي مردم آمريكاست.
سوال 1- ديروز رئيس امنيت طالبان گفته است كه مشرف دشمن ماست و هدف بعدي ما اوست. آيا اين اظهارنظر باعث نگراني شماست؟
دلالت ضمني: از آنجا كه پاكستان متحد آمريكاست، پس طالبان دشمن مشترك آمريكا و پاكستان است و همچنين اين‌كه طالبان قرار است به اقدامات تروريستي ادامه دهد، پس لازم است كه آمريكا و متحدانش هوشيار باشند.
سوال 2- آيا پيوستن به مبارزان ضدتروريسم در جهان‌ براي شما تصميم سختي بود؟
دلالت ضمني:
1. در پاکستان نظر واحدي درباره مبارزه با تروريسم وجود ندارد.
2. پيوستن به مبارزان با تروريسم تصميم آساني نيست.
سوال3- شما پيش از اين، گروه طالبان را حمايت مي‌كرديد. چه چيزي تغيير كرد؟
دلالت‌هاي ضمني: شما پيش از اين جزء تروريست‌ها بوديد، چون از تروريسم حمايت مي‌كرديد و در ضمن متحد آمريكا نبوديد.
سوال 4- نهايت حمايت شما از تلاش‌هاي آمريكا كجاست؟ آيا به سربازان آمريكايي در پاكستان خوش‌آمد مي‌گوييد؟
دلالت‌هاي ضمني: پاكستان بايد مشخص كند كه آيا حمايتش ازآمريكا حد و مرز دارد يا نه و اين مرز كجاست؟ شايد هدف كينگ از اين پرسش اين بوده است كه از مشرف بشنود كه حمايت پاكستان از آمريكا حد و مرز ندارد. خوش‌آمد گويي به سربازان آمريكايي به معني حمايت پاكستان از مبارزان ضد تروريسم است. پس درواقع مشرف بايد پاسخ دهد تا كجا از مبارزه بر ضد تروريسم حمايت مي‌كند.
سوال 5- آيا سربازان پاكستاني نيز همكاري مي‌كنند؟
دلالت‌هاي ضمني: پيوستن سربازان پاكستاني به سربازان آمريكايي در مبارزه، نشانه اثبات ادعاي پاكستان مبني بر حمايت از آمريكاست. همچنين‌، در پاسخ به اين سوال مشرف بايد به‌طور دقيق مواضع خود را اعلام كند.
سوال 6- ملاقات هفته گذشته خود را با كالين پاول موفقيت‌آميز مي‌دانيد؟
اين پرسش، يك پرسش شفاف و بدون دلالت ضمني است.
سوال 7- شما موافقت كرديد كه با يك دولت فراگير در افغانستان همكاري كنيد. نظر شما درباره اين دولت چيست؟
دلالت‌هاي ضمني: پاكستان ضمانت كرده است كه دولت فراگير را در افغانستان حمايت كند و با آن همكاري كند پس اگر چنين نكرد، برخلاف گفته خود عمل كرده است.
سوال 8- چه نقشي را براي اتحاد شمال قائل هستيد؟ دولت آمريكا در عوض چه قولي به شما داده است؟ مي‌دانم كه آنها بعضي تحريم‌ها را تعليق كرده‌اند و يا در باز پرداخت ديون به شما كمك مي‌كنند، چيز ديگري هم هست؟
دلالت‌هاي ضمني: هر كشوري كه با آمريكا همكاري كند، مورد حمايت‌هاي آمريكا قرار مي‌گيرد.
سوال 9- در كنفرانس مطبوعاتي بعد از مذاكره ‌با پاول، ‌گفتيد كه اميدواريد عمليات در افغانستان طولاني نشود. آيا فكر مي‌كنيد اين عمليات كوتاه خواهد بود؟
دلالت ضمني: شايد اين پرسش را بتوان نوعي طلب موضع از مشرف در قبال عمليات نظامي آمريكا در پاكستان دانست.
سوال 10- شما در يک مصاحبه گفته‌ايد که آمريکا ابتدا بايد رهبر القاعده يعني ملاعمر را دستگير کند. يعني قبل از بن لادن؟
دلالت ضمني: شايد با اين پرسش کينگ مي‌خواسته است که اولويت مبارزه پاکستان با تروريسم را نشان دهد و همچنين يک دلالت ضمني ديگر اين‌که پاکستان ممکن است که منافع مشترکي با بن لادن داشته باشد که مشرف به دستگيري بن لادن اولويت نداده است و شايد با او ملاقات هم داشته است.
سوال 11- احساس عمومي نسبت به آمريكا در كشور شما چيست؟ مي‌دانيم كه اعتراضات زيادي بر ضد ما مي‌شود. ما آنها را ديده‌ايم. يك گروه نظامي بر ضد ماست. احساسات عمومي درباره آمريكا در پاكستان چگونه است؟‌
دلالت‌هاي ضمني: مخالفت‌هايي كه در پاكستان بر ضد آمريكا وجود دارد، بيشتر از سوي گروه‌هاي نظامي ضدقانوني است و مردم پاكستان مخالفت چنداني با آمريكا ندارند.
سوال 12- آيا شما براي حمايت از آمريكا در كشورتان مشكلي داريد با توجه به اين‌كه معتقديد مردم پاكستان آمريكا را با احساس خيانت مي‌شناسند؟
دلالت‌هاي ضمني: اين كه شما از آمريكا حمايت مي‌كنيد، نشانه اين است كه تنها گروه كوچكي از مردم پاكستان با آمريكا مخالفند و اكثريت آنها نظر مثبتي نسبت به آمريكا دارند.
سوال 13- هيچ‌يك از اين‌ها را به بوش گفته‌ايد و كلاً آيا مذاکرات منظمي با بوش داريد؟
دلالت‌هاي ضمني: شايد سوال درصدد است كه چنين به ذهن تداعي كند كه اگر شما و ديگر روساي كشورها مسائل خود را با رئيس جمهور آمريكا در ميان بگذاريد و به‌طور منظم با او جلسه داشته باشيد، مشكلات شما حل خواهند شد.
سوال 14- آيا در مورد افغانستان نيز چنين ترسي داريد كه ناگهان از سوي آمريكا دچار خيانت شويد؟
دلالت‌هاي ضمني: دلالت ضمني اين پرسش، بيشتر اعلام موضع صريح دولت پاكستان است. دلالت ضمني آن مبني‌بر اين است كه براي ايجاد امنيت رواني در پاكستان و ديگر كشورها آمريكا بايد در افغانستان بماند.
سوال 15- اگر آمريكا به عراق حمله كند چه؟‌
دلالت‌هاي ضمني: شايد اين سوال براي فهم واكنش بقيه مسلمانان در قبال حمله آمريكا به عراق باشد.
سوال 16- آوارگان، شما اين مشكل را حل مي‌كنيد؟ چه تعداد وارد مرزهاي شما شده‌اند؟
دلالت‌هاي ضمني: اول اين‌كه، آوارگان يك مشكل هستند كه بايد حل شود. اين سوال مي‌تواند به‌منظور جلب حمايت‌هاي بين‌المللي براي پاكستان به‌عنوان يك كشور بشردوست، پرسيده شده باشد و القاي اين نكته كه پاكستان با وجود فقر مالي، باز پناهندگان و آوارگان را مي‌پذيرد.
سوال 17- هند و پاكستان هر دو سلاح هسته‌اي دارند. ما اين را مي‌دانيم. آيا نمي‌ترسيد كه بنيادگرايان اختيار اين سلاح‌ها را بر دست گيرند و آن را به‌كار برند؟ چقدر اسلحه هسته‌اي شما حفاظت شده است؟
دلالت‌هاي ضمني: در صورتي‌كه اين اسلحه به دست بنيادگرايان بيفتد، براي هر دو كشور بسيار خطرناك است واين احتمال وجود دارد. پس وجود يک ژاندارم در منطقه الزامي است.
سوال 18- نظر شما درباره حادثه هلي‌كوپتر آمريكايي در پاكستان چيست كه در اثر آن، دو سرباز آمريكايي كشته و سه تا زخمي شدند؟
دلالت‌هاي ضمني: سربازان آمريكايي آماده فداشدن براي برقراري دموكراسي در همه دنيا هستند و پاكستان هنوز كشور ناامني است و حضور آمريكا در منطقه براي برقراري امنيت الزامي است.
سوال20- آقاي رئيس جمهور، در نهايت آيا شما بر آينده مبارزه با تروريسم خوش‌بين يا بدبين هستيد؟ فكر مي‌كنيد اين اتحاد موفق شود، ‌يانگرانيد؟
دلالت‌هاي ضمني: اين سوال امتداد پرسش 9 است. كينگ در چند مورد از مشرف خواسته است كه موضع خود را درباره مبارزه با تروريسم و احتمال طولاني‌شدن آن اعلام كند.
مصاحبه لري كينگ با محمود احمدي‌نژاد
سوال 1- آيا شما آمدن به نيويورك را دوست داريد؟
دلالت‌هاي ضمني: به‌دليل سفرهاي رئيس جمهور به آمريكا، شايد كينگ اين سوال را مطرح مي‌كند تا فاصله تمدني كشور خود و ايران را بيان كند و اين‌كه رئيس جمهور ايران‌، بسيار دوست دارد كه در اين کشور مورد توجه قرار گيرد.
سوال 2- اما دشمني بين دو كشور وجود دارد و يا حداقل بين رهبران دو كشور. آيا فكر مي‌كنيد مي‌توانيد گامي در اين جهت برداريد؟ ملت‌ها با هم اختلافي ندارند؟
دلالت‌هاي ضمني: اولين دلالت ضمني اين پرسش، تلقين اين است كه بين رهبران و ملت‌هاي دو كشور اختلاف‌عقيده وجود دارد و شايد قصد او اين بوده است كه به مخاطب القا كند كه مردم ايران با رهبرانشان هم‌عقيده نيستند.
سوال 3- رئيس جمهور به نامه شما پاسخ نداد، داد؟‌
دلالت‌هاي ضمني: دلالت ضمني اين سوال، ايجاد تصوير از رئيس جمهور كشوري است كه نامه‌اي به رئيس جمهوري ديگري مي‌نويسد و اين نامه بي‌پاسخ مي‌ماند. پس شايد اين سوال براي ايجاد تصوير يك رئيس جمهور نامعتبر نزد افكارعمومي باشد.
سوال 4- بوش در آخر دوران خود است و شما با رئيس جمهور جديد مواجه خواهيد بود، به هرحال، آيا ميان نامزدهاي آمريكايي ترجيحي داريد؟
دلالت‌هاي ضمني: با توجه به اظهارنظر قبلي مقامات ايراني، از جمله خود احمدي‌نژاد مبني بر اولويت اوباما براي ايران، اين سوال، تداعي مي‌كند كه ايران ترجيح مي‌دهد، اوباما زمام قدرت را در آمريكا به‌دست بگيرد.
سوال 5- آيا مي‌خواهيد با سناتور مك كين يا اوباما ملاقات كنيد؟
دلالت‌هاي ضمني: باتوجه به سوال بعدي كه چرا فكر مي‌كنيد كه آنها نمي‌خواهند با شما ملاقات كنند، اين سوال، ‌نوعي تداعي است كه رئيس جمهور ايران به‌شدت به مذاكره با اين دو تمايل دارد ولي آنها نمي‌خواهند با رئيس جمهور ايران مذاكره كنند.
سوال 6- چرا شما فكر مي‌كنيد كه آنها نمي‌خواهند با شما ملاقات كنند؟ چرا بوش، مك كين يا اوباما، ‌نمي‌خواهند با شما صحبت كنند؟
دلالت‌هاي ضمني: اين سوال، ادامه سوال پيشين است و مي‌خواهد چنين تداعي كند كه به‌دليل اين‌كه كشور شما، در نظام بين‌الملل، مورد انتقادات زيادي است، اين افراد، تمايل ندارند با شما صحبت كنند.
سوال 7- شما به‌عنوان يك كشور دشمن محسوب مي‌شويد و چيزهاي بسياري درباره ايران، آمريكايي‌ها را نگران مي‌كند. شما قبول مي‌كنيد كه براي دنياي بهتر، ‌يك مشكل بحث برانگيز هستيد، نيستيد؟
دلالت‌هاي ضمني: دلالت ضمني ندارد. هر آنچه كه كينگ قصد گفتنش راداشته، بي‌پرده گفته است.
سوال 8- اما شما از اين‌كه آمريکا، دنيا را از شر صدام خلاص كرد، خوشحال نيستيد؟
دلالت‌هاي ضمني: با طرح اين پرسش كينگ مي‌خواهد خط فكري ايران و عراق را يكسان تلقين كند. يعني از آن‌جا كه شما از حذف شدن صدام خوشحال نيستيد، پس شما هم مثل صدام هستيد.
سوال 9- آقاي رئيس جمهور‌! شما قبلاً شهردار بوديد و ما اكنون خانم پالين را داريم كه قبلاً ‌شهردار بود و اكنون يك دولتي است كه براي معاونت رئيس جمهوري تلاش مي‌كند. درباره او چه فكر مي‌كنيد. آيا مي‌خواهيد او را ملاقات كنيد.
دلالت‌هاي ضمني: گفتمان اين پرسش، و پرسش‌هاي 5 و 6 يكسان است، بدين معني كه مي‌خواهد القا كند كه شما در نهايت مي‌توانيد با شهردار سابق صحبت كنيد و از طرف روساي جمهور به رسميت شناخته نمي‌شويد.
سوال 10- آيا او را ملاقات خواهيد كرد، اگر او بگويد با شما ملاقات مي‌كند؟
دلالت‌هاي ضمني: اين پرسش نيز در راستاي پرسش‌هاي ياد شده است. به‌نظر مي‌رسد كه كينگ با طرح 4 پرسش شبيه به‌هم قصد دارد تا رياست جمهوري ايران را تاحد يك شهردار سابق پايين برد.
سوال 11- خب يكي از بزرگترين وحشت‌هايي كه آمريكا و درواقع همه جهان‌، درباره ايران دارد، به سلاح‌هاي هسته‌اي مربوط است. آيا مي‌توانيد به ما بگوييد چه مي‌كنيد؟ آيا شما در حال ساختن اين نوع سلاح هستيد؟ شرايط كشور شما و سلاح‌هاي هسته‌اي چيست؟
دلالت‌هاي ضمني: اولين مسئله اين است كه نگراني آمريكا، نگراني همه دنياست و آمريكا نماينده بر حق دنياست. دوم اين‌كه همه دنيا، نگران ايران هستند و ايران عامل وحشت در دنياست. سوم اين‌كه کاربرد اصلي انرژي هسته‌اي در ايران براي ساخت سلاح است.
سوال 12- پس شما براي بازرسي‌ها باز هستيد؟ براي هر كسي كه بخواهد بازرسي كند؟ اگر به آمريكا يا هر يك از اعضاي جامعه بين‌الملل اجازه بازرسي بدهيد، ترس‌ها از ميان خواهد رفت.
دلالت‌هاي ضمني: اين سوال نوعي طلب اعلام موضع صريح از سوي ايران است و همچنين اين‌كه هر يك از اعضاي جامعه بين‌الملل، تاسيسات ايران را بازرسي نكنند، ترس از ميان نخواهد رفت، پس ايران چاره‌اي جز پذيرش بازرسي‌ها ندارد.
سوال 13- شما درباره رژيم صهونيستي گفتيد. شما گفته‌ايد كه اسرائيل بايد از نقشه حذف شود. اكنون وقتي شما مي‌گوييد شما يك ملت صلح‌طلب هستيد، حتي منظورتان اقدام نظامي نيست. منظور شما حذف سياسي از نقشه است؟ دقيقاً منظورتان چيست؟
دلالت‌هاي ضمني: شما چطور مي‌گوييد كه ايران صلح‌طلب است ولي مي‌خواهد كشوري از نقشه حذف شود. او همچنين از رئيس جمهور ايران مي‌خواهد به‌طور كامل مواضع خود را درباره حذف اسرائيل و اظهارات پيشينش بيان كند.
سوال 14- آيا شما موافقيد كه با همه مردم خاورميانه، از جمله اسرائيل، براي كاركردن درباره راه حل‌هاي مشترك فكر كنيد؟ شما راه حل‌هاي زيان‌آور را نمي‌خواهيد، بمب‌ها را نمي‌خواهيد و شما نمي‌خواهيد ملتي را از بين ببريد. شما مي‌خواهيد كارهاي سياسي انجام بدهيد چرا نمي‌نشينيد و با حضوراسرائيل مذاكره نمي‌كنيد؟
دلالت‌هاي ضمني: اول اين‌كه اسرائيل جزئي از خاورميانه است. دوم اين‌كه، ‌اين شما نيستد كه به تنهايي بايد براي اسرائيل تصميم بگيريد. و سوم اين‌كه اگر شما صلح‌طلب هستيد، پس چرا با اسرائيل پاي ميز مذاكره نمي‌نشينيد، پس شايد ادعاي شما درست نباشد.
سوال 15- اما دنيا اسرائيل را يك كشور مي‌داند. هنوز در واقعيت يك كشور است و شما نمي‌توانيداين حقيقت راتغيير دهيد. «اسرائيل يك كشور است».
دلالت‌هاي ضمني: شما مخالف همه دنيا نظر مي‌دهيد و شما نمي‌توانيد نظر دنيا را تغيير دهيد.
سوال 16- از آنجا كه خشونت راه‌حل نيست و اگر شوروي و آفريقاي جنوبي بدون خشونت تغيير ررژيم دادند، پس راه‌حل اسرائيل چيست؟ چگونه اين مفهوم از صلح را به هر كجا ببريم؟ شما نمي‌خواهيد اسرائيل نابود شود. من گمان مي‌كنم شما نمي‌خواهيد اسرائيل نابود شود. شما نمي‌خواهيد فلسطيني‌ها بميرند. پس پاسخ چيست؟
دلالت‌هاي ضمني: اين سوال به‌نوعي طلب اعلام راه‌حل صلح آميز از طرف ايران است كه هم اسرائيل به رسميت شناخته شود و هم فلسطيني‌ها در امنيت باشند، پس راه‌حل ايران هرچه هست، بايد در آن اسرائيل به رسميت شناخته شود.
سوال 17- من مي‌دانم كه شما به دلايلي منكر اين شده‌ايد، اما آيا صهونيست‌ها از يك قتل‌عام جان به در نبرده‌اند؟ آيا آنها باز مانده‌هاي ميليون‌ها مرد، زن و كودك مرده نيستند؟
دلالت‌هاي ضمني: از آنجا كه يكي از مهم‌ترين دکترين‌هاي رئيس جمهور ايران نفي يا ترديد در هولوكاست بوده است، كينگ، با اين سوال مي‌خواسته است بداهت واقعه هولوكاست را القا كند.
سوال 18- آيا شما از حمله آمريكا يا اسرائيل مي‌ترسيد؟
دلالت‌هاي ضمني: احتمال حمله آمريكا و اسرائيل به ايران وجود دارد. شايد كينگ با اين سوال قصد داشته تا موضع ايران را به روشني در قبال حمله احتمالي اين دو كشور از زبان رئيس جمهور بشنود.
سوال 19- به هر حال، درباره‌ي حقوق بشر در اسرائيل گفتيد. آيا در كشور خودتان مسائل حقوق بشر نداريد؟
دلالت‌هاي ضمني: اين‌كه شما از نقض حقوق بشر در اسرائيل سخن مي‌گوييد به نوعي فرافكني مشكلات و مسائل حقوق بشر در كشور خودتان است.
سوال 20- مردم ايران معترضند كه حقوق بشري مشابه بقيه مردم ندارند. هم‌جنس ‌بازان؛ شما سال پيش گفتيد كه ايران هم‌جنس ‌باز ندارد. همه‌جا همجنس باز دارد.
دلالت‌هاي ضمني: در تمام محافل رسانه‌اي و غير رسانه‌اي دنيا اين سوال مطرح بود كه چرا لري كينگ وقتي از حقوق بشر در ايران صحبت مي‌كند، درباره هم‌جنس بازان صحبت مي‌كند. تحليل بيشتر گفتمان اين پرسش در بخش نتيجه‌گيري خواهد آمد.
سوال 21- آيا فكر مي‌كنيد كه روابط بين آمريكا و ايران بهتر خواهد شد؟
دلالت ضمني: كينگ با اين پرسش قصد دارد چشم‌انداز آينده ايران درباره رابطه با آمريكا و ميزان انعطاف‌پذيري ايران در اين رابطه را از زبان رئيس جمهوري ايران بشنود.
سوال 22- سناتور اوباما درباره رابطه با ايران گفته است، اما سناتور مك كين نگفته است. او نسبت به ديپلماسي باز است. آيا اين از نظر شما مطلوب است؟
دلالت‌هاي ضمني: انتخاب مك كين مورد نظر ايراني‌ها نيست و آنها اوباما را ترجيح مي‌دهند.
سوال 23- در آمريكا به كجا دوست داريد برويد؟
دلالت‌هاي ضمني: اين سوال نيز در بخش نتيجه‌گيري مورد بحث قرار خواهد گرفت.
سوال 24- چند فرزند داريد؟ دختر يا پسر ؟ چند ساله؟ زياد پير به‌نظر نمي‌رسيد كه فرزند متأهل داشته باشيد.
درباره اين سوال نيز در بخش نتيجه‌گيري بحث خواهد شد.
تحليل گفتمان مقايسه‌اي چهار مصاحبه
با توجه به آن‌چه در بالا رفت و مقايسه آن با پيشينه تحقيق، مي‌توان نتيجه گرفت که مصاحبه‌هاي سياسي نوعا از الگوي رايج مصاحبه‌هاي لري کينگ تبعيت نمي‌کنند، زيرا براساس الگوي غالب مصاحبه‌هاي کينگ، او 45 درصد زمان مصاحبه را به موضوعات سرگرم‌کننده اختصاص مي‌دهد (گزارش يالانه درباره روزنامه نگاري در آمريكا، 2005) که در مورد مصاحبه‌هاي اين چهار رئيس‌جمهور اين موضوع صادق نيست. براساس همين الگو که ذکر مي‌کند، لري کينگ تنها دو درصد قضاوت‌هاي شخصي خود را در مصاحبه دخيل مي‌کند، به‌نظر مي‌رسد که اين الگو درباره چهار رئيس‌جمهور مورد تحقيق نيز صادق باشد.
اما نکته‌اي که قابل ذکر است اين‌که در بخش استناد، استدلال‌هاي لري‌کينگ اصولا خارج از چارچوب‌هاي متداول علمي است؛ به اين معني که او براي مستند کردن گفته‌هايش از استنادهاي علمي استفاده نمي‌کند و به عباراتي نظير «شنيده‌ام»، «مي‌دانم که»، «شنيده مي‌شود» و از اين دست اکتفا مي‌کند. اين موضوع شايد با در نظر گرفتن طبقه‌بندي مخاطبان برنامه لري‌کينگ لايو قابل توجيه باشد، زيرا بيشترين مخاطبان برنامه‌هاي کينگ از لحاظ تحصيلات، مردم عادي و معمولا معادل ديپلمه هستند و به همين دليل مباحثات علمي و استنادهاي با سند و مدرک جاذبه لازم را براي آنها ندارد.
همچنين همان‌گونه که گفته شد در تحليل گفتمان، پژوهشگر هم بايد خرده گفتمان‌ها را تحليل کند و هم از وراي گفتمان‌هاي خرد به گفتمان کلان و درواقع به ايدئولوژي حاکم بر فضاي گفتماني دست يابد. پس در مورد اين پژوهش ضروري است که پس از تحليل شش‌گانه گفتمان حاکم بر هر پرسش، سوگيري کلان هر مصاحبه را کشف کنيم تا به‌واسطه آن به گفتمان کلان هر مصاحبه دست يابيم و همچنين هدف پژوهش يعني مقايسه گفتمان حاکم بر اين چهار مصاحبه و تشخيص کارکردهاي اين مصاحبه‌ها (تحليل گفتمان کارکردگرا) ميسر شود.
يکي از کارکردهاي مصاحبه‌هاي سياسي، کارکرد تصويرسازي (انگاره‌سازي) آن است. مولانا (1380) تصوير يا انگاره را مجموعه‌اي مي‌داند كه ذهن ما در مورد حقيقت و ابعاد مختلف آن پيش‌رو دارد. يك انگاره، تركيب شاخص‌هايي است كه فرد درباره شيء يا يك پديده دارد. در مورد يك مصاحبه، انگاره‌سازي بدين معني است كه مصاحبه‌گر مي‌کوشد که براساس هدف از پيش تعيين‌شده که اين خود از ايدئولوژي مصاحبه‌گر که نماينده گفتمان کلان‌تري است (براي مثال ممکن است لري کينگ نماينده گفتمان و ايدئولوژي حاکم بر رسانه سي.‌ان.‌ان و ايدئولوژِي خود اين رسانه هم برگرفته از ايدئولوژي حاکمان آمريکا باشد)، نوعي تصوير خاص از مصاحبه‌شونده بسازد.
نكته ديگري كه در مورد مصاحبه‌هاي سياسي زنده بايد به آن اشاره كرد، اين است كه اين مصاحبه‌ها به‌ دليل ايجاد وضعيتي غيرقابل پيش‌بيني براي مصاحبه‌شونده، اين امكان را براي مصاحبه‌كننده (به نمايندگي از يك گفتمان كلان‌تر) فراهم مي‌كند كه هم واكنش مصاحبه‌شونده را در قبال مسائل پيش‌بيني نشده مشاهده كند و هم موضع صريح و بدون مطالعه قبلي او را در قبال موضوعي خاص متوجه شود (جفري، 2008). اين مسئله در مصاحبه‌هاي لري كينگ در قالب خواست او از مصاحبه‌شونده براي اعلام موضع درباره موضوعات مطرح شده، نمايان است.
ويکتور يوشچنکو ؛ تلاش براي ساختن تصويري مثبت
در مورد مصاحبه لري کينگ با يوشچنکو، آنچه بارز است، تمايل کينگ به ساختن تصويري مثبت از او و مردم اوکراين نزد افکار عمومي آمريکاييان است. کينگ در بعضي پرسش‌ها تلاش کرده است که حتي دلسوزي مخاطب را نسبت به يوشچنکو جلب کند. هر چند هيچ‌گاه نمي‌توان گفت که کينگ که نماينده يک رسانه معتبر جهاني (سي-ان-ان) است، درصدد بوده است که تصويري کاملا مثبت و بدون خدشه از مصاحبه‌شونده بسازد؛ چراکه او در پاره‌اي موارد پرسش‌هاي چالش‌برانگيزي نيز از رئيس‌جمهوري اوکراين مي‌پرسد که پرسش درباره انحلال کابينه، کنار گذاشتن يوليا تيموشنکو و نوع زندگي فرزند يوشچنکو نمونه‌هايي از اين چالش‌ها هستند.
در مجموع، اگر انگاره‌سازي را يکي از کارکردهاي اصلي مصاحبه‌هايي از اين دست بدانيم، مي‌توان گفت که به‌طور نسبي (و نه مطلق) تصويري که از يوشچنکو ساخته مي‌شود، تصويري مثبت است.
ولاديمير پوتين ؛ او جاه‌طلب است
در تحليل گفتمان اين مصاحبه بايد گفت که اين گفتمان شباهت زيادي به گفتمان حاکمان آمريکا درباره روسيه دارد. وقتي کينگ در اولين پرسش از پوتين مي‌پرسد که آيا قدرت او را هيجان‌زده مي‌کند، شايد به‌طور ضمني قصد ساختن تصويري قدرت‌طلب از پوتين دارد که حاضر است براي بقاي قدرت، مخالفان را سرکوب کند، از ديگر کشورها (موضوع زيردريايي) کمک نخواهد و جاسوس‌بازي را بين دو کشور رواج دهد. در اين ميان روحيه هماوردطلبانه او (زيرا او يک جودو‌كار است) مي‌تواند اين ادعاها را با قوت بيشتر ثابت کند. نکته ديگر اين‌که، روسيه تحت امر او، دچار فساد و بيماري اقتصادي شديدي است.
پرويز مشرف ؛ گفتگو براي تشخيص مواضع
«کشور او در جنگ عليه تروريسم، متحد آمريکاست». اين اولين جمله‌اي است که کينگ درباره مشرف مي‌گويد و شايد از همان ابتدا مي‌خواسته است، با ايجاد تصويري مثبت از مشرف و پاکستان فضاي گفتماني مثبتي را بر مصاحبه حاکم کند.
هرچند که کينگ براساس سنت هميشگي‌اش که چالش را يک اصل در مصاحبه مي‌داند، از پرسش‌هاي چالش‌برانگيز و بيان پيش فرض‌هاي منفي درباره مشرف و پاكستان هم اجتناب نکرده است، اما مي‌توان گفت که در مجموع، تصوير ساخته‌شده از مشرف، تصويري مثبت و صلح‌خواه است.
نکته‌اي که در اين مصاحبه بارها ديده مي‌شود، درخواست اعلام موضع صريح مشرف درباره پاره‌اي از مسائلي است که ابعادي از آنها به حضور آمريکا در منطقه بر مي‌گردد. در اينجا يک فرض رخ‌نمايي مي‌کند و آن اين است که يکي از کارکردهاي چنين مصاحبه‌هايي اعلام يک موضع صريح از سوي مصاحبه‌شونده است که در همه جهان شنيده شود. اين اعلام مواضع هم براي سياست خارجي آمريکا پاره‌اي از مجهولات را معلوم مي‌کند و هم مي‌تواند تصوير آمريکا را در ميان ملل مختلف براي حاکمان اين کشور روشن کند. همچنين اعلام موضع در رسانه‌اي با برد جهاني نوعي التزام براي روساي جمهوري به وجود مي‌آورد و چه بسا آنها تحت‌تاثير فضاي حاکم بر مصاحبه اعلام مواضعي متفاوت از استراتژي‌هاي کلان کشور خود داشته باشند (همان، 2008 ).
محمود احمدي‌نژاد ؛ الگوي يكسان، گفتمان متفاوت
مقايسه تطبيقي اين مصاحبه با سه مصاحبه ديگر نشان مي‌دهد که از لحاظ الگوي مصاحبه، اين مصاحبه با سه مصاحبه ديگر تفاوتي ندارد.
«آيا آمدن به نيويورک را دوست داريد؟» اين اولين سوال کينگ از رئيس‌جمهوري کشورمان است. نگاهي به اين پرسش و چند پرسش ابتدايي مصاحبه از تلاش کينگ براي غيرموجه جلوه ‌دادن رئيس‌جمهوري کشورمان حکايت مي‌کند. او با طرح اين پرسش که «چرا روساي‌جمهوري ما نمي‌خواهند با شما ملاقات کنند» و همچنين با همتا قرار دادن رئيس‌جمهوري ايران با يک شهردار سابق، آگاهانه، قصد دارد اهميت مقام رياست‌جمهوري ايران را زير سوال ببرد. مورد ديگر را مي‌توان تلاش کينگ در ساختن تصويري متفاوت از ايران در عمل، نسبت به آن‌چه مقامات ايراني در حرف بيان مي‌دارند، دانست. در جايي‌که کينگ مي‌پرسد که اگر شما ادعا مي‌کنيد، صلح‌طلب هستيد، پس معني حذف اسرائيل از روي نقشه چيست؟
در پاره‌اي از پرسش‌ها (مثلا سوال 13) کينگ تعدادي پيش‌فرض در پرسشش دارد: «شما صلح‌طلب هستيد، بمب‌ها را نمي‌خواهيد، منظورتان حذف نظامي نيست و … .» .اين نوع پيش فرض‌ها را مي‌توان از دو جنبه مطالعه کرد:
1. تلاش کينگ براي ايجاد نوعي مقايسه در ذهن مخاطب که بين حرف و عمل مقامات ايراني تناقض وجود دارد.
2. ايجاد پيش‌فرض براي رئيس‌جمهوري ايران که با اين ترفند، دايره پاسخ‌هاي رئيس‌جمهور ايران را محدود کند و سپس از او موضع رسمي ايران را بشنود.
طلب اعلام رسمي موضع درباره بعضي موضوعات که در مصاحبه کينگ با مشرف ديده مي‌شد، در اين مصاحبه نمود بيشتري يافته است. قالب اصلي غالب پرسش‌هاي کينگ از رئيس‌جمهور کشورمان به اين شكل است که او پس از طرح يک يا چند پيش‌فرض، از رئيس‌جمهوري مي‌خواهد که موضع رسمي خود را در قبال موضوع بيان کند (براي نمونه به سوال 16 نگاه کنيد).
يکي از پرسش‌هايي که در محافل مختلف و حتي در خود آمريکا بسيار بحث برانگيز بود، مطرح کردن موضوع نقض حقوق همجنس‌بازان به‌منزله نمود نقض حقوق بشر در ايران بود. اين پرسش را مي‌توان از چند ديد تحليل کرد:
1. کينگ، اطلاع دقيقي از اوضاع ايران و اتهاماتي که در مجامع بين‌المللي درباره ايران مطرح مي‌شود، نداشته است که البته در اينجا تيم پشتيبان کينگ يعني کساني که او را هدايت مي‌کنند نيز زير سوال مي‌روند؛ مگر اين‌که فرض را بر اين بگذاريم که کينگ در طرح پرسش‌ها اختيار کامل دارد و به کسي اجازه دخالت نمي‌دهد.
2. احتمال دوم به کارکرد اين مصاحبه برمي گردد. مي‌دانيم که موضوع همجنس‌بازان در حال حاضر فقط در غرب و آن هم به‌طور خاص در آمريکا به‌منزله يک موضوع حقوق‌بشر مطرح است و اين موضوع حتي در اروپا نيز محل چالش زيادي نيست. در ايران نيز به‌مثابه مخاطب ديگر اين مصاحبه، همجنس‌بازي دغدغه فکري نزد افکار عمومي ايرانيان نيست. پس از آن‌جا که بسياري از مسائل ديگر حقوق‌بشر که در بسياري از کشورهاي در حال توسعه محل مناقشه است، در آمريکا دست‌کم در لفظ حل شده‌اند و بحث روز حقوق‌بشر در آمريکا بحث همجنس‌بازان است و نيز با توجه به اين فرض که مخاطبان عمده برنامه‌هاي کينگ در آمريکا سطح تحصيلات بالايي ندارند، پس اين فرض که اين پرسش تنها براي ايجاد يک تصوير ضد حقوق‌بشر قابل فهم براي عامه آمريکاييان از ايران مطرح شده است، قوت مي‌گيرد.
در مورد دو پرسش آخر، نيز مي‌توان چنين گفت که اين پرسش‌ها، پرسش‌هاي نامتعارفي در مصاحبه‌هاي کينگ نيستند و در مقايسه آن با سه مصاحبه ديگر، اين پرسش‌ها از يک الگو تبعيت کرده‌اند، زيرا از سه رئيس‌جمهور ديگر (البته درباره مشرف چندان صدق نمي‌کند) نيز سولات شخصي مطرح شده است. (سوالات 12 و 13 از رئيس‌جمهوري اوکراين و 21 از رئيس‌جمهوري روسيه). اما شايد بتوان چنين استنباط کرد که گزاره «خيلي جوان به‌نظر مي‌رسيد» در انتهاي مصاحبه نوعي دلالت ضمني بر کم‌تجربه بودن رئيس‌جمهور ايران در مسائل بين‌المللي داشته باشد.
در مجموع با توجه به فضاي حاکم بر گفتمان پرسش‌هاي کينگ از رئيس‌جمهوري ايران، مي‌توان نتيجه گرفت که تلاش او در جهت ايجاد نوعي تصوير منفي از ايران در نزد افکار عمومي آمريکاييان بوده است؛ کشوري که دولت آن دشمن محسوب مي‌شود و يک تهديد بالقوه براي تمام جهان است.
تحليل مقايسه‌اي
همان‌طور که گفته شد، هر چهار مصاحبه از لحاظ الگوي حاکم بر آنها يکسان هستند؛ بدين ترتيب که يک پرسش محوري در هر مصاحبه وجود دارد که بيشترين حجم مصاحبه حول محور آن و موضوعات مربوط به آن مي‌باشد. براي مثال در مورد رئيس‌جمهوري ايران موضوع اسرائيل موضوع محوري مصاحبه است که گفتمان مصاحبه را نيز تحت‌تاثير اظهارات پيشين رئيس‌جمهوري ايران مبني بر حذف اسرائيل از نقشه شکل مي‌دهد.
نقطه مشترک ديگر تمام مصاحبه‌ها جلوه دادن آمريکا به‌منزله حافظ صلح در دنياست که وجودش براي برقراري نظم جهاني الزامي است. در اين ميان از ژنرال مشرف و يوشچنکو به‌دليل همگامي راهبردي با آمريکا تصوير مثبت ساخته مي‌شود و از پوتين و احمدي‌نژاد تصوير منفي ساخته مي‌شود. البته نکته‌اي که هرگز نبايد از ياد برد، نسبي بودن اين تصاوير است؛ بدين معني که چهار رئيس‌جمهور از لحاظ تصوير ساخته‌شده از آنها در مصاحبه، در يک طيف قرار مي‌گيرند و هيچ‌کدام سفيد يا سياه مطلق نيستند. در گفتمان اين مصاحبه‌ها، آمريکا نماينده جهان، نگراني او نگراني جهان، تلقي مردمش از ديگر کشورها بسيار مهم و حياتي براي ديگر کشورهاست و مردمش به آنچنان بلوغي رسيده‌اند که نگران دموکراسي در کشورهاي ديگر هستند.
نکته مشترک ديگر در اين مصاحبه‌ها تقاضاي کينگ از مصاحبه‌شوندگان (به‌ويژه آقايان مشرف و احمدي‌نژاد) براي اعلام موضع صريح خود درباره پاره‌اي موضوعات است که اين فرض را به ذهن متبادر مي‌کند که بخشي از اين مصاحبه‌ها در راستاي کشف موضع صريح کشورهاي هدف درباره موضوعات مورد علاقه آمريکاست و شايد از اين جهت، کارکردي براي سياستمداران آمريکايي داشته باشد.
موضوع ديگر که در اين مقايسه خودنمايي مي‌کند، يک سوال مشترک از آقايان پوتين و احمدي‌نژاد مبني بر اين است که آيا آنها در ميان نامزدهاي رياست‌جمهوري آمريکا اولويتي دارند و آيا علاقه‌مند به مذاکره با آنها هستند؟ اين پرسش باعث تقويت يکي از نتيجه گيري‌هاي اين مقاله مبني بر همسنخ بودن گفتمان مصاحبه‌هاي آقايان احمدي‌نژاد و پوتين و شبيه بودن تصوير ساخته شده از اين دو رئيس‌جمهور مي‌شود.
پرسش ديگر اين پژوهش کشف اين بود که مخاطبان اصلي چنين برنامه‌هايي چه کساني هستند؟ مردم آمريکا، مردم کشور هدف يا مردم همه دنيا و يا سياستمداران؟
در مورد سياستمداران اين فرض چندان به واقعيت نزديک نيست زيرا:
1. سياستمداران به‌خوبي از موضع اين افراد در قبال مسائل مورد بحث آگاه هستند و همچنين قضاوت‌هاي خود درباره کشورها و روساي جمهور آنها را بر مصنوعات يک رسانه متکي نمي‌کنند.
2. مصاحبه‌هاي کينگ از لحاظ استناد که در علوم سياسي ـ اجتماعي نشانه اعتبار منبع است، ضعيف است و در مورد اين مصاحبه‌ها مي‌توان گفت قريب به اتفاق استنادها بر اساس گزاره‌هاي «شنيده‌ام»، «مي‌دانم» و . . . بنا شده است. پس بحث‌ها از اين لحاظ در عالم سياست اعتبار چنداني ندارند. اما با تمام اين احوال شكي نيست كه سياستمداران جهاني از جريان اين مصاحبه‌ها آگاه خواهند شد و پاره‌اي از قضاوت‌هاي خود را بر مبناي اين مصاحبه‌ها قرار مي‌دهند. پس مخاطب اين برنامه‌ها را مي‌توان از جنس مردم عادي دانست و در اين ميان اين فقط مردم کشور آمريکا و کشور هدف هستند که مشتاق چنين مصاحبه‌هايي هستند، زيرا اين قبيل مصاحبه‌ها براي مردم ديگر کشورها فاقد ارزش‌هاي خبري هفت‌گانه است. با اين وجود از آن‌جا كه رسانه سي.‌ان.‌ان يك رسانه نخبه‌گراست و تلويزيون آن يك شبكه ماهواره‌اي است، پس مي‌توان نخبگان كشورهاي ديگر (به‌غير از آمريكا و كشور هدف) را مخاطبان درجه سوم اين قبيل مصاحبه‌ها دانست.
با نگاهي به مخاطب‌شناسي برنامه‌هاي کينگ مي‌توان نتيجه گرفت که نوع بحث‌هاي او دقيقا متناسب با نوع مخاطبان اوست؛ مخاطباني که بيشترشان ديپلمه، زن، مسن، سفيد‌پوست، از لحاظ مذهبي متعادل، و از لحاظ سياسي نيز متعلق به هر دو طيف دموکرات و جمهوري‌خواه هستند (آناند و بيزالوف، 2008).
در مورد مردم کشور هدف نيز بايد گفت، هرچند که از لحاظ عقلاني چنين مصاحبه‌هايي، کشور هدف را نيز مورد توجه قرار مي‌دهد، اما مخاطب اصلي آن مردم آمريکا هستند و اين موضوع را مي‌توان از شکل سوالات متوجه شد (براي مثال پرسش مربوط به همجنس‌بازان از احمدي‌نژاد).
يک اصل مشخص در مصاحبه‌هاي کينگ، اجتناب‌ نكردن او از ايجاد چالش براي مصاحبه‌شوندگان، حتي مصاحبه‌شوندگاني که قصد ايجاد تصويري مثبت از آنها دارد، مي‌باشد. هرچند شکل اين چالش‌ها، پيش فرض‌هاي آن، تعداد سوالات چالش‌برانگيز و تلاش مصاحبه‌کننده براي گرفتن پاسخ مشخص از مصاحبه‌شونده، متفاوت است. براي نمونه وقتي از يوشچنکو سوالات چالشي نظير پرسش درباره يوليا تيموشنکو مي‌پرسد به جواب او راضي مي‌شود و ديگر پرسش را ادامه نمي‌دهد و يا در صورت ادامه درصدد تعديل فضاي مصاحبه است؛ مثلا وقتي از يوشچنکو درباره شيوه زندگي پسرش مي‌پرسد، مي‌کوشد با اظهارنظر بعدي خود :»مهم‌ترين چيز اين است که او پسر خوبي است.» زهر پرسش قبلي را بگيرد و به‌نوعي برجسته‌سازي کند.
اما وقتي از پوتين درباره زيردريايي مي‌پرسد، از ادامه دادن سوال و اختصاص دادن سوالات بعدي به همين موضوع تا روشن شدن ماجرا ابايي ندارد؛
جداول زير به‌طور خلاصه فضاي حاکم بر وضعيت گفتماني مربوط به مصاحبه‌هاي لري کينگ با روساي جمهور فوق‌الذکر را نشان مي‌دهند.
در جدول (1)، برآيند گفتمان کلان حاکم بر مصاحبه کينگ با سه رئيس‌جمهور ( به‌جز احمدي‌نژاد)، بر اساس هشت شاخص به‌صورت خلاصه آمده است. جدول (2)، همين موضوع را در مصاحبه كينگ با احمدي‌نژاد نشان مي‌دهد.

جدول1. برآيند گفتمان کلان حاکم بر مصاحبه کينگ با سه رئيس جمهور
مصاحبه شونده
ويکتور يوشچنکو ولاديمير پوتين پرويز مشرف
گفتمان
واژگان در مجموع واژگان مثبت و منفي برابري مي كنند. واژگان منفي از مثبت بيشتر است.
افراد يا نهادهاي مطرح شده در متن بيشتر مربوط به داخل اوكراين هستند. بيشتر مربوط به كي.جي.ب است. بيشتر مربوط به طالبان است
قطب‌بندي
هيچ‌گونه قطب‌بندي (ما و شما) ندارد. در چند مورد ديده مي‌شود (آمريکا و روسيه). در موارد معدودي ديده مي‌شود.
پيش فرض عمدتا مثبت و به نفع مصاحبه‌شونده است. پيش فرض‌ها عمدتا عليه‌ مصاحبه‌شونده است. پيش فرض‌ها عمدتا به موضوع طالبان مربوط مي‌شود و در جهت اعلام موضع از مشرف ترتيب داده شده‌اند.
برجسته‌سازي ايجاد حس همدلي در مخاطب نسبت‌به يوشچنکو وجه قدرت دوستي و جاه‌طلبي شخصيت پوتين پاکستان در راه درستي پاي گذارده است؛ يعني اتحاد با آمريکا در مبارزه با تروريسم
انگاره‌سازي دولت و ملت اوکراين دوست آمريکا هستند. روسيه کشوري تکرو در جهان است. پاکستان کشوري دوست است که البته صداهاي مخالفي که گه‌گاه از اين کشور به گوش مي‌رسد، بسيار خفيف و مربوط به گروه اقليت است.
کارکرد غالب مصاحبه توجيه وجهه يوشچنکو در اوکراين نشان دادن چهره سرکوبگر و تکرو از روسيه نزد افکار عمومي روسيه و آمريکا طلب اعلام موضع براي افکار عمومي آمريکا و پاکستان
طلب اعلام موضع در قبال يک موضوع ندارد. در موارد بسياري ديده مي‌شود. در موارد زيادي مشاهده
مي‌شود.

جدول 2. برآيند گفتمان حاکم بر پرسش‌هاي مصاحبه کينگ با رئيس جمهور ايران
مصاحبه شونده دکتر محمود احمدي نژاد
گفتمان
واژگان عمدتا منفي و به‌ضرر مصاحبه‌شونده است.
افراد يا نهادهاي مطرح‌شده در متن بيشترين پرسش درباره اسرائيل است.
قطب‌بندي در موارد زيادي ديده مي‌شود.
پيش‌فرض در موارد زيادي ديده مي‌شود.
برجسته‌سازي رئيس جمهور ايران به‌منزله فردي که علاقه زيادي به مطرح شدن دارد.
انگاره‌سازي تصوير کردن ايران به مثابه يک کشور تکرو که باعث نگراني جهاني است و به بسياري از عرف‌هاي بين‌المللي توجهي نمي‌کند و خطري بالقوه براي امنيت اسرائيل و جهان است.
کارکرد غالب مصاحبه افکار عمومي مردم آمريکا
طلب اعلام موضع در قبال يک موضوع در موارد زيادي مشاهده مي‌شود.

در جدول 3، گفتمان 4 مصاحبه از حيث تکرار شاخص‌ها در طول هر مصاحبه مورد مقايسه قرار مي‌گيرند. توضيح اين‌که منظور از کلمات منفي و مثبت در اين تحليل، بر پايه نظام ارزشي و گفتمان طرف مصاحبه‌کننده يعني لري کينگ به نمايندگي از شبکه سي.‌ان.‌ان و کل دولت آمريکاست. بنابراين، براي مثال منظور از پيش‌فرض منفي، پيش فرضي است که در نظام ارزشي آمريکايي منفي تلقي مي‌شود و نشان از جهت‌گيري منفي مصاحبه‌كننده نسبت به موضوع دارد.
جدول 3. مقايسه تکرار شاخص‌ها در 4 مصاحبه

مصاحبه شونده
ويکتور يوشچنکو ولاديمير پوتين پرويز مشرف محمود احمدي‌نژاد
شاخص گفتمان
قطب‌بندي به‌جز سوال شماره 2، که آن هم بسيار خفيف است،قطب‌‌بندي بين آمريکا و اوکراين وجود ندارد. سوالات 22،17،16،7،4 قطب‌بندي بين آمريکا (ما) و پاکستان (شما) فقط در سوالات 11 و 12 ديده مي‌شود. سوالات 21،18،15،14،13،12،11،8،7،6،3،2،1
پيش‌فرض عمدتا مثبت و به نفع مصاحبه‌شونده است. عمدتا منفي:سوالات 22،20،19،18،16،14،14،5 عمدتا منفي (سوالات 14،12؛11،3)،
دو مورد مثبت (7و8)
يک مورد خنثي (10) خنثي: سوالات 24،22،10،9،8
منفي:20،19،17،15،13،12،11،7،6،3،2
مثبت:16،14
برجسته‌سازي مثبت منفي نسبتا مثبت منفي
انگاره‌سازي مثبت منفي نسبتا مثبت منفي
کارکرد غالب مصاحبه مردم اوکراين مردم روسيه و آمريکا سياستمداران آمريکا مردم و سياستمداران آمريکا و همه دنيا
طلب اعلام موضع در قبال يک موضوع ندارد سوالات 19،16،14،12 سوالات 3،4،5،7،10،15،18 سولات 21،18،17،16،14،13،12،11
نتيجه‌گيري؛
از آن‌چه گفته شد، چنين مي‌توان نتيجه گرفت که مصاحبه کينگ با ويکتور يوشچنکو از هر لحاظ متفاوت از سه مصاحبه ديگر است. هر چند کينگ بنا‌ بر عرف متداول مصاحبه‌هاي سياسي و شيوه هميشگي خود، در اين مصاحبه نيز از چند پرسش چالشي استفاده کرده است، اما مقايسه تعداد، اهميت و درجه چالشي بودن پرسش‌ها و همچنين شکل پي‌گيري کينگ از پاسخ‌هاي مصاحبه‌شونده نشان مي‌دهد که اين مصاحبه از لحاظ جنس با سه مصاحبه ديگر متفاوت است.
هرچند که کينگ در مصاحبه با ژنرال مشرف تعداد پرسش‌هاي چالشي بيشتري مطرح کرده است و همچنين از پيش فرض‌هاي منفي بيشتري نسبت به مصاحبه‌اش با يوشچنکو استفاده کرده است، باز مي‌توان چنين نتيجه گرفت که فضاي گفتماني حاکم بر مصاحبه مثبت بوده و کينگ قصد داشته که انگاره نسبتا مثبتي از مشرف و پاکستان بسازد. البته در مورد اين مصاحبه بايد به تعدد موارد طلب اعلام موضع از سوي مشرف اشاره کرد که احتمال کارکرد سياسي اين مصاحبه را تقويت مي‌کند.
آن‌چه در مصاحبه پوتين نمايان است، افزوني موارد قطب‌بندي و پيش فرض‌هاي منفي نسبت به دو مصاحبه پيشين است. کينگ در اين مصاحبه کوشيده است با برجسته‌سازي نکاتي مثل خوي رقابت‌جويي پوتين، ميل ذاتي او به فعاليت‌هاي جاسوسي و طبع سركوب‌گرانه او، انگاره‌اي منفي از او نزد مردم آمريکا و روسيه بسازد.
در مورد آخر يعني مصاحبه با رئيس‌جمهور ايران، همان‌طور که متن مصاحبه و جداول نشان مي‌دهند، بيشترين موارد بر طرح پيش‌فرض هاي منفي، قطب‌بندي و طلب اعلام موضع استوار بوده است. هر چند که مصاحبه‌کننده با طرح چند پيش‌فرض خنثي و مثبت، سعي در تلطيف فضاي مصاحبه داشته است، اما فضاي کلي گفتماني حاکم بر پرسش‌هاي مصاحبه منفي است. در نهايت بايد گفت که کينگ با برجسته‌سازي نکاتي مانند ميل رئيس‌جمهور ايران به مطرح شدن در اذهان جهاني و فردي که به بسياري از عرف‌ها و معاهدات بين‌المللي پايند نيست، سعي در ساختن انگاره‌اي منفي و منزوي از ايران دارد.

منابع فارسی
اكسفورد، بري و ريچارد هاگينز (1387). رسانه‌هاي جديد و سياست. ترجمه بابك دربيكي. چاپ نخست. تهران: پژوهشکده مطالعات فرهنگي و اجتماعي.
– بهرامپور، شعبانعلي (1378). درآمدي به تحليل گفتمان. تهران: انتشارات فرهنگ گفتمان.
– تاجيك، محمدرضا (1378). فرامدرنيسم و تحليل گفتمان. تهران: نشر فرهنگ اسلامي.
– روزنامه هموطن سلام (1387)، «لري؛ پادشاه مصاحبه‌ها»، چهارشنبه 24 مهر 1387.
– فرقاني، محمد مهدي (1382). راه دراز گذار: بررسي تحول گفتمان توسعه سياسي در ايران. تهران: فرهنگ و
انديشه.
– فركلاف، نورمن (1379). تحليل انتقادي گفتمان. ترجمه گروه مترجمان. تهران: مركز مطالعات و تحقيقات رسانه‌ها.
– لطفي پور ساعدي، كاظم (1372)، «درآمدي به سخن‌كاوي»، در مجله زبان‌شناسي.
– مولانا، حميد (1380)، «انتفاضه فلسطين و انگاره‌سازي رسانه‌هاي غرب»، ارائه شده در همايش رسانه‌هاي جهان اسلام در حمايت از انتفاضه فلسطين.

منابع انگلیسی
– Anand, B. and Dmitri B. (2008), Spatial Competition in Cable News: Where Are Larry King & O Reilly Located in Latent Attribute, April 2008. Accessed on Janyary 31, 2010 at the following address:www.people.hbs.edu/banand/CableNws.pdf
– Chilton, Paul and Schäffner, Christina. (1997), Discourse and Politics, In Teun van Dijk (ed.) Discourse Studies: A Multidisciplinary Introduction, vol. 2: Discourse as Social Interaction, London: Sage, 206–230.
– Ekström, Mats. (2001), Politicians Interviewed on Television News, In Discourse & Society, 12 (5).
– Fairclough, N. (1991), Language and Power. London and New York: Longman.
– Fairclough, N. (1992), Discourse and Social Change. Cambridge. Polity Press.
– Fairclough, N. (1999), Democracy and the Public Sphere in Critical Research on Discourse, Vienna. Passagen Verlag.
– Geoffrey, C. (2008), Political News Media Interviews as Agonistic Encounter , presented in annual meeting of International communication association, TBA, Montreal, Canada.
– Haris, Sandra, (1991), Broadcast Talk . Part V: How politicians respond to Questions in Political Interviews. Sage Publication.
– Takgi, S. (2008), Incorporating Critical factors into Discourse Analysis: An Analysis of Interviewing Strategies in TV Talk Show, In Journal of Language and Culture, Vol. 3,2008
– An Annual Report on American Journalism (2005),The State of News Media, available at: http://www.journalism.org.
– Van Dijk, Teun A. (2001), Discourse, Ideology and Context, available at: http://www.discourse.org

Posted in گفتمان | Leave a Comment »

استفاده از قدرت نرم به مثابه یک گفتمان در عرصه سیاست خارجی The use of soft power as a discourse in the realm of foreign policy

Posted by ميرزاخاني در مه 22, 2010

بهاره نصیری

محمد امیری

چکیده
بررسی و تحلیل گفتمان حاکم بر قدرت نرم در عرصه سیاست خارجی در عصر حاضر، هدف عمده این نوشتار را تشکیل می دهد. مفروض بحث آن است که بکارگیری نرم می تواند بر سیاست خارجی کشورها تأثیرگذار باشد.
به نظر میرسد اساساً عواملی مانند گفتمان می توند ابزار کار دیپلماسی و به عنوان عنصری تأثیرگذار باشد.
چنانچه ناهمسازی گفتمانی در اعمال سیاست خارجی، خود منجر به پیامدهای جدی در کاهش بازدهی و کم شدن اعتبار یک کشور در سطح جهانی می گردد. بنابراین کسب توانمندیهای رقابتی در تولید گفتمان ها و گفتمان سازی در جهان امروز به یکی از چالش های اساسی در سطوح ملی و جهانی تبدیل شده است که با مطالعه گفتمان های آشکار و مستتر در سیاست خارجی کشورهای می توان به انواع منافع، سیاستگذاریها و اهداف سیاسی کشور یا کشورهای مقابل نسبت به خود دست یافت.
کلید واژه ها : گفتمان، سیاست خارجی، قدرت فرم، دیپلماسی فرهنگی، گفتمان رسانه ای

1- دانشجوی مقطع دکتری دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات رشته روزنامه نگاری
2- دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز رشته روزنامه نگاری
مقدمه
می توان این گونه پنداشت که وسوسه، جذب و یا فریب همواره بیشتر از زور به کار می آید. داستان جالب «لافونتن» در مورد خورشید و باد شاید در این زمینه شایسته، طرح دوباره باشد. در رقابت میان با دو آفتاب که هر کدام با روشن خود تلاش می کردند که جامه به هم پوشیده یک نوجوان را باز نمایند، باد هر چه تلاش نمود، لباس نوجوان بیشتر بر تن او پیچیده و خورشید با گرم کردن فضا توانست لباس او را از بدنش جدا سازد.
اگر بخواهیم که دیگران آغوش خود را برای ما یا اندیشه های ما باز کنند، روشن خورشید از روشن طوفان کاراتر است . اگر این موضوع در زمینه های اجتماعی صادق است، چرا در سایر زمینه ها این چنین نباشد ؟
چگونه است که کشورهایی می توانند دروازه های کشورهای دیگر را نه بازور جنگ افزار و نیرو، بلکه با گفتمان فرهنگی و ارزش های اجتماعی و قدرت نرم باز کنند و در جایی دیگر اگر ملتی دست آخر تسلیم زور گردد، این رفتار نسبت به مورد نخست ناپایدار است؟ آیا جنگ های میان یونان و تروا و در نهایت وارد شدن یونانی ها با نیرنگ اسب بزرگ چوبین از همین دست است ؟
گفتمان های نوین جوامع بشری نیز همچون است تروا ویژگی وسوسه کنندگی دارد. مردم سالاری، آزادی، حقوق اجتماعی و فرصت های فردی در تمامی جوامع جاذبه دارد و مخالفت با آنان، نشانه هایی از اجازه ندادن به همکاری طبقات اجتماعی در سرنوشت خویش است.
اگر این طور باشد، برای ارائه تصویر یک جامعه در جوامع دیگر آیا بهتر است که بر گفتمان های انسانی تکیه گردد یا بر قدرت نظامی آن جامعه ؟

مفهوم گفتمان
گفتمان یعنی بکارگیری نوعی ادبیات خاص که می کوشد سیستم خاصی از اندیشه را القا نماید و یک منظومه معنایی است که با هدف خاصی تولید می شود.
لاکو (Lacalau) و موفه (movffe) معتقدند همه پدیده ها و اعمال، گفتمانی هستند یا به عبارت دیگر هر چیز و هر فعالیتی برای معنا دار شدن باید بخشی از گفتمانی خاص باشد. گفتمان ها، تنها منعکس کننده فرایند هایی که در بخش های دیگر جامعه از قبیل اقتصاد یا سیاست در جز یانند، نیستند. در مقابل گفتمان ها عناصر و اقدامات مربوط به همه بخش های جامعه را به هم ربط می دهند.
معانی از درون گفتمان ها پدیدار می شوند و هر کردار و متنی در درون گفتمان معنی می یابد. مثلاً در حوزه سیاست، هر گفتمان سیاسی مسلط، به نوعی خاص از زندگی سیاسی تعین می بخشد، هویت ها و خود فهمی های افراد را تعریف و تعیین می کند و برخی امکانات زندگی سیاسی را حفظ و برخی دیگر را حذف می کند.
هر گفتمان سیاسی مسلط، حاوی مجموعه قواعدی است که کردارها و زندگی سیاسی را تعریف و تعیین می کند.
بنابراین تحول گفتمانی برای وقوع هر گونه تحول در کردار و زندگی سیاسی، امری ضروری است . به بیان دیگر، ساختار ا جتماعی – سیاسی، حوزه برون افتاده، از پیش تعیین شده و با لذات نیست که مستقل از گفتمان مسلط باشد، بلکه ساختار، در پرتو گفتمان ظهور و تعین خاصی می یابد.
از دیدگاه تحلیل گران گفتمان بیانگر ویژگی ها و خصوصیات تاریخی چیزهایی است که گفته شده و نیز آنچه ناگفته می ماند. گفتمان ها همچنین روشن می سازند که چه کسی، در چه زمانی و با چه آمریتی صحبت می کند.
میشل فوکو (m.foucault) نیز بر این عقیده است که ماهیت گفتمان به گونه ای است که باعث بیان گزاره هایی خاص می شود و از بیان گزاره های دیگر جلوگیری می کند. از نگاه فوکو، گفتمان نه تنها همیشه در قدرت بوده است و دلالت بر قدرت دارد بلکه از جمله نظام هایی است که قدرت از طریق آن، دست به دست می شود.
نورمن فرکلاف (Norman fair clough) استاد رشته زبان در بحث کاربرد زبان بر این نکته تأکید می ورزد که زبان در لابه لای روابط و فرایندهای اجتماعی، محصور است. این روابط و فرایندها به طور نظام مند نوع تغییرات زبان را تعیین می کنند که از جمله آنها، صورت های زبانی اند که در متن ظاهر می شوند و با ایدئولوژی، آمیخته اند.
واژه « گفتمان » در زبان فارسی ترجمه ای است از واژه discorce که دارای ریشه ای لاتین به معنی مکالمه و همکلامی است . این واژه در سیر تکامل خود به پیکره ای منسجم و معقول از گفتار و نوشتار نیز اطلاق شده است. این واژه در زبان فارسی از ترکیب مصدر فرخم « گفتن » و پسوند « مان » ساخته شده است که در واقع با اضافه شدن پسوند «مان» به « گفت » از یکسو « گفتن »، از معنای عام و معمولی خود خارج و آماده پذیرش معنای خاص می شود و از سوی دیگر این ترکیب خود به اسم « ذات » تبدیل می شود. به عبارت دیگر این ترکیب با تبدیل شدن به اسم ذات به چیزی اطلاق می گردد که تحقق خارجی دارد.

سیاست خارجی
سیاست خارجی، اصولاً در مورد کنش گری یک کشور در محیط خارجی است . سیاست خارجی فرایندی دربر دارنده اهداف مشخص و توانایی کشور در رسیدن به نتایج مطلوب، با استفاده از استراتژی سودمند است.
در همین ارتباط گفتمان می توان برنامه ای از فعالیت ها تعریف گردد که توسط تصمیم گیران یک کشور در برابر کشورهای دیگر و یا نهادهای بین المللی انجام شده تا به اهدافی به نام منافع ملی آن کشور خوانده می شود، برسند.
در نظام جهانی، روابط مابین کشورها و همچنین ظهور بازیگران بین المللی به غیر از کشورها به درجه ای رسیده است که نمی توان آن را با روابطی که تنها چند دهه بیش بوده است، مقایسه نمود.
سیاست خارجی نیز به همین میزان اهمیت پیدا نموده و عواملی مانند گفتمان که سیاست خارجی را می سازند، بیشتر و با اهمیت تر گشته اند. کنش، واکنش و کنش میان کشورها به سطح بالایی رسیده است.
در اولین سال های هزاره سوم، دیگر بدون داشتن روابط با دیگر کشورها ادامه حیات برای هیچ واحد سیاسی امکان پذیر نیست. گفتمان می تواند ابزار کار سیاست خارجی باشد .
یکی از عناصری که جامعه مردم سالار را تعریف می کند، میزان همکاری مردم در فرایند سیاست گذاری است.
هر چه میزان مشارکت مردم بیشتر باشد، بیشتر احتمال دارد که نهادهای جامعه در معرض تقاضاهای مردمی باشد که علایق و منافع مختلف، آنها را چند پاره کرده است. سیاست خارجی یک کشور نیز برآیند فرآیندهای پیچیده و چند چهره تصمیم گیری است که شماری از دستگاه های دولتی و غیردولتی در آن دخالت دارند.
هر کدام از بازیگران هدف های متفاوتی را پیگیری می نمایند. این تفاوت در هدف ها، زمانی که به تصمیم گیری مشخص در سیاست خارجی نزدیک می شویم، منجر به بی تصمیمی و یا رفتار ناهمساز توسط واحدهای گوناگون دخیل در سیاست خارجی می شود. ناهمسازی گفتمانی در اعمال سیاسی خارجی خود موجب پیامدهای جدی در کاهش بازدهی و کم شدن اعتبار یک کشور در سطح جهانی می گردد. این مسئله زمانی جدی تر می شود که گفتمان های متخالف به طور همزمان در حال اجرا باشند.
برای نمونه با یک کشور قرار است که روابط تجاری همه جانبه باشیم و در همان هنگام قرار است که نسبت به نقض حقوق بشر در همان کشور به شدت اعتراض کنیم. اینجا هنر استفاده از گفتمان است که به ما کمک می کند چگونه تصمیم گیری ها را به اجرا بگذاریم تا به منافع ملی دست پیدا کنیم .

قدرت
قدرت به معنای توانایی نفوذ برای دگرگون ساختن رفتار دیگران جهت رسیدن به نتیجه مطلوب معنا می شود. راه های کاربرد قدرت می تواند به کار بردن زور از راه تهدید کردن آنها، برانگیختن بوسیله وسوسه با پرداخت پول و جذب آنها، تا آن کاری که شما می خواهید را انجام دهند، باشند.
در دانش سیاست، قدرت سخت ، به معنای دستیابی به ظرفیت ها و یا منابعی است که با آنها می توان در نتیجه و یا برون داد یک فرایند نفوذ کرد. بنابراین یک کشور زمانی و قوی است که؛ جمعیت بیشتر، اراضی وسیع تر، منابع طبیعی کلان تر، استحکام اقتصادی، نیروی انتظامی و ثبات اجتماعی داشته باشد.
قدرت سخت به یک کشور امکان می دهد که کشور دیگری را وسوسه یا تهدید نماید تا به منافع کشور نخست گردن نهد.
قدرت در یکی از بخش های گفته شده به معنای برتری در بخش های دیگر نمی باشد، قدرت به سادگی قابل جا به جایی از یک زمینه به دیگر زمینه ها نیست. قدرت نظامی بریتانیا بسیار بیشتر از قدرت مهاجران اروپایی به امریکا بود، اما این عامل نتوانست از سرپیچی و در نهایت استقلال مردمان ایالات متحده امریکا جلوگیری نماید.
به همین ترتیب در ویتنام، امریکا شکست خورد.
اکنون در قرن بیست و یکم نیروهای غیرحاکم بر سرزمین ها می توانند حتی ابرقدرت یگانه را شکست دهند، مانند آنچه در روز 11 سپتامبر 2001 رخ داد. گفتمان حاکم بر سیاست خارجی هر کشور مستقیماً با عناصر قدرت ملی آن کشور در ارتباط است.

قدرت نرم
قدرت نرم به معنای توانایی جذب دیگران به سوی خودمان بدون استفاده از زور و یا پول است. منابع قدرت نرم عبارتند از فرهنگ، کمال مطلوب سیاسی و سیاست ها است.
فرهنگ یک کشوری می تواند برای دیگر کشورها سرچشمه جذابیت باشد. مانند هر آنچه اکنون از فرهنگ و سنت های هند و یا چین در ذهن دیگر مردمان جهان است. ارزش های سیاسی و یا ایده ال های سیاسی می تواند دیگران را نسبت به یک واحد سیاسی جذب و یا دفع نماید. مانند گفتمان لیبرالیسم که برای برخی به گونه ای مطلوب است و بنابراین مردمان آن کشورها به صورتی به خواستگاه و یا پشتیبان این تفکر که نسبتاً آمریکا باعث افزایش نگاه منفی دیگران به این نظام سیاسی در دهه 1970 گردید.

قدرت نرم و گفتمان حاکم بر جهان از سوی امریکا
قدرت نرم و گفتمان حاکم بر جهان از سوی امریکا در سال های اخیر بر نفوذ این کشور بر اذهان مردم جهان از راه رسانه افزوده است. در عصر رسانه های جهانی، گفتمان هر جا که تولید و توسط هرکسی که ساخته شود، در صورتی که در فضای رسانه جاری شود، قدرت می آفریند.
از این رو امروزه دیگر رمزگشایی از گفتمان رسانه ای آسان نیست. استراتژی و تکنیک های بکار گرفته شده به راحتی تشخیص نیستند. چرا که از یک منطق و قالب خاص و کلیشه ای استفاده نمی کنند تا با آگاهی از آنان بر گفتمان تبلیغی شان چیره شد. در نگاه اول تولید، پردازش، تحلیل و چنیش اخبار از نوعی سادگی پیروی می کنند، ولی هر چقدر تخصصی تر نگرستید شود آگاهی به پیچیده بودن آنان بیشتر می شود.
اخبار با تحلیل عجین شده است و در فواصل مختلف با بسته بندی های متنوع تزئین می گردد و به خورد مخاطب داده می شود.
در این میان رسانه های خبری امریکایی نفوذ قابل توجهی در بیشتر نقاط جهان دارند. فیلم های هالیوود نیز بخشی از امپراتوری رسانه ای امریکا را تشکیل می دهند.
آموزش عالی دومین منبع قدرت نرم امریکاست. تقریباً در همه جای جهان اشتیاق برای رفتن به دانشگاه هاروارد، استانفورد و ام ای تی وجود دارد و دانشگاه های امریکایی با ایجاد پردیس های جدید در کشورهای دیگر به ویژه در کشورهای همسایه ایران به بازار بزرگ جذب دانشجویان می اندیشند. این بازار با خود جریان علاقه جوانان کشورهای دیگر و همچنین تمایل نسبت به امریکا را در پی دارد.
سومین بخش از منابع قدرت نرم امریکا در بخش فناوری است. فناوری ارتباطاتی امریکا که بخشی از آن در استفاده از سامانه ویندوز در بیشتر رایانه های جهان دیده می شود به هر حال سلیقه کاربران را دگرگون می کند. و در عین حال راه را برای فعالیت های اطلاعاتی امریکا باز می نماید.
چهارمین بخش از این منابع در ورزش نهفته است. مایکل جردن را بیشتر جوانان دیگر کشورها می شناسند و از این راه به شبکه مشتاقان به قهرمانان ورزش امریکا و استفاده از بازار بزرگ لباس و وسایل ورزشی پیرایه بسته به نام آنان می پیوندند.
یکی دیگر از منابع قدرت نرم که می توان از آن نام برد، صنایع غذایی امریکاست. پیسی کولا و کوکاکولا بی گمان بزرگترین فروشندگان نوشابه در جهان هستند و خوراک آماده همچون مک دونالد دارای صف های بلند در کشورهایی مانند چین و روسیه است.
از دیدگاه سیاسی نیز گرچه مقبولیت امریکا در میان جوامع دیگر کمتر شده است، اما اشتیاق جوانان در کشورهای کمونیستی اروپا و اتحاد شوروی برای شنیدن صدای رادیو آزادی و یا برپا نمودن مجمسمه آزادی توسط دانشجویان چینی در 1989 نشانه هایی از قدرت نفوذ گفتمان و ارزش های امریکایی در میان دیگر مردمان، در گذشته ای نه چندان دور بوده است.

چگونه ایران می تواند نرم به مثابه یک گفتمان در عرصه سیاست خارجی بهره مند شود.
در دوران نوین دیدگاه مردمان سایر کشورها به ایران سبب سستی و یا تقویت جایگاه ایران در روابط بین المللی خواهد گردید. قدرت نرم ایران و استفاده از گفتمان مناسب در سیاست خارجی می تواند در ایجاد تصویر مثبت از این کشور فعال و مؤثر واقع شود. قدرت نرم ایران در فرهنگ، تاریخ، تمدن، اقتصاد پویا ، روند گفتگوهای نظری در میان نخبگان ریشه دارد.
اگر سیاست خارجی را بخشی از قدرت نرم بدانیم آن گاه وظیفه برای آن پیش روی است.
نخست، افزودن به مشروعیت نظام از دیدگاه بین المللی، مشروعیت هر نظام ریشه در ساز و کار داخلی آن دارد، اما کشورها باید مراقب رفتار خود در سطح جهانی و واکنش سایر کشورها باشند. موسسات بین المللی عموماً با دلمشغولی های فرهنگی مانند گفتمان صلح، گفتمان پاسداشت حقوق بشر و ایجاد فرصت برای تقویت کشورهای ضعیف تأسیس گردیده اند. با افزایش شمار مؤسسات بین المللی، سازمان های غیردولتی و همچنین شخصیت های که خود به صورت فردی در نظام بین الملل مؤثرند، هر واحد سیاسی می باید چنان رفتار نماید که از رهگذر تعامل با مؤسسات بین المللی بر مشروعیت خویش در امور انسانی و انسان دوستانه بیفزاید.
دومین وظیفه سیاست خارجی بدست آوردن جایگاه، حیثیت، اعتبار و آبرو در صحنه بین المللی است.
سومین وظیفه سیاست خارجی در چهارچوب قدرت نرم « مدیریت افکار عمومی » است . دیپلماسی عمومی شامل برنامه های مرتبط با انتشار کتاب، تشکیل کتابخانه ها، پخش رادیویی و تلویزیونی برنامه ها به زبان رایج بین المللی، آموزش زبان و جشنواره های هنری و برنامه های مبادلات آموزشی است.
وظیفه چهارم سیاست خارجی، تأثیرگذاری بر اذهان مردم دیگر کشورها از راه روش های روابط عمومی است . روابط عمومی به معنای مدیریت کردن ارتباطات خارجی یک سازمان برای ایجاد تصویر مثبت در آن سازمان است. این کار به هر واحد از جمله یک کشور اجازه می دهد که موفقیت های خود را در میان دیگر جوامع بزرگ بنماید، شکست های آن کشور را کوچک جلوه می دهد و دگرگونی ها در حکومت و جامعه را برای دیگران توضیح دهد، به گونه ای که افراد به طرفداری از آن کشور و یا حکومت و جامعه را برای دیگران توضیح دهد، به گونه ای که افراد به طرفداری از آن کشور و یا حکومت تمایلی در ذهن خود احساس نمایند.
گرچه روابط عمومی رشته جدیدی است که در تجارب و سیاست کاربرد فراوانی دارد اما به گفته « ادوارد برنایز » بشر از ابتدای تمدن همواره سه عنصر از روابط عمومی یعنی اطلاع به مردم، ترغیب کردن و آشنا کردن مردم با مردم در جوامع نخستین را استفاده می کرده است.
در چین فضایی که هر کشور به دنبال آن است که تصویر خود را در میان مردم دیگر جوامع مثبت و سازنده نشان دهد، جمهوری اسلامی ایران چنین ابزارهایی را ندارد. در عین حال که ایران دارای جاذبه های متفاوت و جالب برای طبقات گوناگون اجتماعی است، اما تاکنون کمتر به این موضوع مهم پرداخته شده است.
کشورهای متعدد دارای روش های تبلیغاتی فراوانی برای جذب گردشگر به کشور خود هستند. یکی از روش ها، مطرح کردن نام کشور به هر صورت در شبکه های خبری است . گاهی تصور می کنیم که برخی از آگهی ها در رسانه های بین المللی مربوط به ایران است، زیرا از عناصر ایرانی مانند فرش، بادگیر کویری و با مسجد با گنبد آبی استفاده شده است، اما با شگفتی در پایان آگهی متوجه می شویم که این تبلیغ درباره جمهوری آذربایجان، امارات عربی متحده و یا ارمنستان است. فشار رسانه ای کشورها و گروهایی که نفع آنان در ضعف ایران است، به شدت افزایش یافته است. بدون برنامه ریزی برای حضور در میان نخبگان سایر کشورها، رسانه های مختلف و تولید کتاب و مجله و سایت اینترنتی برای شناسایی ایران به دیگران، پاسداری از منافع ملی ایران کار مشکلی است.

دیپلماسی فرهنگی و گفتمان رسانه ای
دیپلماسی فرهنگی ایران از طریق گفتمان رسانه ای می تواند در زمینه های زیر فعال باشد:
1- ارائه ایران و فرهنگ و تمدن ایرانی در جایگاه یکی از تمدن های بزرگ جهانی
2- ارائه تصویری خالص و بر پایه ارزش ها از اندیشه اسلامی
3- تصویر سازی از آمیزه فرهنگ ایرانی با اندیشه اسلامی که عمدتاً در مفاهیم متبلور می شود.
4- تبلیغ سنت ها، باورها، اشیارها، تاریخ ،آثار و مظاهر باستانی، خرده فرهنگ ها و فرهنگ عمومی ایرانیان به مردم سایر کشورها
در حالی که از دیپلماسی سخن می گوییم، ذهن ها متوجه کسانی می شود که قرار است، پیام رسان گفتمان فرهنگی ایران باشند. در این زمینه دیپلمات ها هستند که مسئولان اصلی در انتقال گفتمان فرهنگی می باشند.
دیپلمات ها می توانند نقشی همانند ساختن پل مابین کشوری که از آن آمده اند و کشوری که در آن مقیم هستند داشته باشند. مردمان عادی ممکن است در شناسایی تفاوت های فرهنگی مردمان مختلف دچار اشتباه شوند، زیرا هر رفتار ساده می تواند نشانه ای از وقار و احترام در یک جامعه باشد، در حالی که همان رفتار در جامعه دیگر می تواند نمایانگر توهین باشد. جامعه هر کشور در زمینه سیره اندیشیدن، احساس و کنش دارای روش های ویژه خود است که تفاوت های بسیاری با دیگران دارد، زیرا اجتماعی شدن آن مردم با دیگران فرق دارد. شیوه استفاده از قدرت، چگونگی برخورد با ابهامات، روابط دورن خانواده، پیامدهای پیوندهای اجتماعی، چگونگی نگاه به موضوع جنسیت در جامعه در جوامع گوناگون با یکدیگر اختلاف دارند.
این وظیفه دیپلمات فرهنگی است که ابتدا فرهنگ عمومی کشوری که در آن مأموریت یافته است را کشف نماید. سپس تفاوتهای فرهنگی میان ایران و آن کشور نماید و دست آخر برای آنکه منافع ملی کشور را بهینه کند، باید در نزدیک شدن به این مفاهیم و ایجاد ارتباط آن با مفاهیم اجتماعی ایران تلاش بنماید. دیپلمات فرهنگی بیشتر از سیاستمداران درون ایران باید در شیوه رفتار و گفتار خود دقت نمایند.
مخاطبین سیاستمداران داخلی مردمان همین کشور هستند و کم و بیش دارای فرهنگ های همانند و در چهارچوب فرهنگ ایرانی اسلامی هستند. اما در خارج از مرزهای کشور، مخاطبین نمایندگان فرهنگی ایران، مردمانی با ویژگی های دیگری هستند. باید خیلی مراقب بود که طوری سخن گفت که هم پیام خودمان را به آنها برسانیم و هم با فرهنگ آنان برخورد منفی ننماییم.

نتیجه گیری
به اعتقاد دپسا مدرنیت ها، هیچ واقعیت ذاتی، ساختاری، ماقبل گفتمان و غیرگفتمانی موجود نیست. جهان بی شکل زندگی با گفتمان ها شکل می یابد و ساخته می شود. تنها «واقعیت» موجود همان گفتمان است که هستی نامحصور را محصور و امکاناتی را حفظ و امکانات دیگری را حذف می کند.
بنابراین کسب شناخت و آگاهی نسبت به گفتمان های حاکم بر روابط بین الملل از سوی مقامات، مسوولان و متخصصان روابط بین الملل، سیاست خارجی و دیپلماسی و نیز مدیران و استراتژیت های خبری – تحلیلی کشور امری حیاتی است، چرا که در پی این شناخت و آگاهی است که طراحی گفتمان ها، جریان ها و محورهای سیاسی – رسانه ای مقابله و تجهیز افکار عمومی کشور، برای جلوگیری از پذیرش گفتمان مسلط، میسر می شود.

منابع و مأخذ
1- لافونتن، ژان دو، بادشمال و خورشید، ترجمه ناصر ایرانی، تهران : دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران : 1372
2- تاکمن، باربارا، سپر نابخردی : اما ترویا تاویتنام، ترجمه حسن کامشاد، نشر فروزان، تهران : 1384
3- تئون رای. وان دایک، مطالعاتی در تحلیل گفتمان ترجمه، پیروز ایزدی و همکاران، مرکز اطلاعات و تحقیقات رسانه ها، تهران : 1382
4- آقا گل زاده، فردوس، تحلیل گفتمان انتقادی، انتشارات علمی و فرهنگی، تهران: 1385.
5- J. Grenz, Stanly. “A primer on postmodernism” paperback – 1996
6- Nye, Joseph , “ toward a liberal realist foreign policy “ , Harvard magazine , march – April 2007, p.84.
7- Hofstede, Geert H, culture’s consequences : International differences in work – relajet values , 1980.p.45.
8- سیف زاده، حسین ، سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، نشر میزان ، تهران:1384
9- دهقانی فیروزآبادی، جلال، تحول گفتمانی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، انتشارات روزنامه ایران، تهران : 1385.

The use of soft power as a discourse in the realm of foreign policy

bahareh nasiri
mohammad amiri
Abstract
Analysis of dominant discourse in the realm of soft power in foreign policy today, the main purpose of this article make up. Talk given that the application software can be influential on foreign policy.
It seems that factors such as discourse is essentially Tvnd tools of diplomacy and is as influential element.
If Nahmsazy discourse on foreign policy actions, its serious consequences resulting in reduced efficiency and low credibility of a country in the world is. So get competitive capabilities in the production of discourse, and discourse in making the world today, one of the fundamental challenges of national and international levels has become apparent that the study of discourse, and hidden in foreign countries can be a variety of interests, policy makings and political goals against the country or countries to achieve their own.
Key words: discourse, foreign policy, power, form, cultural diplomacy, media discourse

1 – PhD level student of Islamic Azad University, Science and Research Journalism Course
2 – Master level student Azad University, Tehran Center Journalism Course
Introduction
Can be thought that such temptation, deception and always attract more labor force comes from. Interesting «Lafvntn» about the sun and wind in this area may deserve, is re-plan. Competition between two bright sun, each with its tried wearing the garment together must open a teenager, what efforts will the wind, dress more young people with his complex and the sun could warm the atmosphere of her dress body separation.
If that others embrace us your thoughts or to make us, bright sun light is more efficient storm. If this is true in the fields of social, why not other areas such?
How can countries that the gates to other countries, not pushy and force weapons, but with the cultural discourse and social values and soft power to open and elsewhere if the nation is finally submitted to force, this behavior than the first unstable is Whether the Trojan War between Greece and the Greek and eventually enter with Wooden craft Pegasus is the same hand?
Discourse as well as modern societies are tempted to attribute the Trojan is producer. Democracy, freedom, social rights and individual opportunities in all communities and against their attraction, to prohibit signs of cooperation in social classes has their own destiny.
If so, for presenting an image of society in other communities it is better to rely on human discourse is the community or the military?

Concept Index
You mean using a particular literature that a particular system is trying to inspire thought and a sense that the solar system is produced with a specific purpose.
Lakv (Lacalau) and Mvfh (movffe) believe that all phenomena and practices, are rhetorical, or in other words, everything and every activity to be a significant part of the discourse must be special. Discourse, which only reflects the process in other sectors of society such as economics or politics but Yannd, are not. Discourse against the elements and actions related to all sectors of society are connected.
Within the meaning of discourse appear in the text and every deed and finds meaning within discourse. For example, in policy circles, each the dominant political discourse, to a certain set of political life brings, your identity and understanding of individuals and defined sets and preserve some features of political life and eliminates others.
Each dominant political discourse, contains complex rules that define the behavior and actions of political life and sets.
Thus, the occurrence of any evolution of discourse for change in behavior and political life, is essential. In other words, structure or Jtmay – political, taken outside the field, pre-determined and not with pleasure that is independent of the dominant discourse, but structure in light of the emergence of discourse and determining specific finds.
From the perspective of discourse analysts represent features and historical properties that things said and what remains unsaid. Discourse also make clear who, what time and what Mryty speaks.
Michel Foucault (m.foucault) also believes that such is the nature of discourse that is expressed in specific statements and other statements expressed prevent. Foucault’s point of view, discourse not only in power always has been and is not indicative of the power system such that power through the hands are.
Frklaf Norman (Norman fair clough) Professor of language usage in the discussion on this point emphasizes that loves language plead sediment relationships and social processes, is enclosed. These relationships and processes to systematically determine the type of language change that, including their language as they appear in the text and ideology, are mixed.
Term «discourse» in Persian language translation is the word that discorce Latin root meaning is conversation and Hmklamy. This term in its evolution to a coherent and reasonable corpus of speech and writing are also applicable. This combination of words in Persian origin Frkhm «telling» and ending «our» that has made adding the suffix «our» to «said» On one hand, «saying,» general and ordinary meaning, and its ready acceptance abroad specific meaning and their combination on the other hand the name «essence» becomes. In other words, this combination becoming concrete refers to something that is foreign realized.

Foreign policy
Foreign policy, principally in action casting a foreign country environment. Foreign policy goals and the owner of a process include the country’s ability to achieve desired results, using the strategy is beneficial.
At the same discourse relation can be a program of activities is defined by the decision makers of a country against other countries or international bodies done to the name of national interest goals that country is called, come.
In the global system, relations between countries and also the emergence of international actors other than states to a degree that can not be reached with only a few relationships that has been over decades, can be compared.
The same amount of foreign policy and important factors such as foreign policy discourse that make more and more important have been. Action, reaction and interaction between countries has reached a high level.
In the first years of the third millennium without having relations with other countries for the survival of any political unit is not possible. Discourse can be tools of foreign policy.
One of the elements of democratic society that defines the amount of people working in the policy process is.
The participation rate of more people is more likely that community institutions are exposed to demands that the interests and people of different interests, they have fragmented. Foreign policy processes of a country as complex and multi-resultant figure is the number of decision-making apparatus of government and NGOs are involved in it.
Each targets different actors must follow. This difference in objectives when making decisions at specific foreign policy we are close, leading to indecision or Nahmsaz behavior by various units involved in foreign policy is. Nahmsazy discourse in the foreign political actions cause serious consequences and low efficiency in reducing a country’s global reputation is. This problem is more serious when the discourse simultaneously Mtkhalf are running.
For example, a country that multilateral trade relations and at the same time we put that to the human rights violations in the country to protest strongly. Here the use of art discourse that helps us decide how to put them to run to achieve our national interests.

Power
Power means the ability to turn influence the behavior of others to achieve the desired result can be meaningful. Ways power can be used to apply force through threatening them, tempted by the payment of money to motivate and attract them to something that you want to do be.
Policy knowledge, hard power, means to achieve capacity or the resources that they can be the result or output of a process through. So when a country is strong; more population, land wider, more massive natural resources, economic strength, social stability and the police have.
Hard power to a country allows another country to temptation or threat to the neck could have the country’s interests first.
Power in one part of said means excellence in other sectors is not the power to easily move a field to other areas not. Great Britain much more than military power of European immigrants to America, but this factor could not obey independence, and ultimately prevent the people of United States of America.
Similarly in Vietnam, America failed.
Now in the twenty-first century Ghyrhakm forces on land can to defeat even the only superpower, like what happened the day 11 September 2001. Dominant discourse on foreign policy in each country directly with its elements of national power is connected.

Soft power
Soft power means the ability to attract others towards ourselves without the use of force or money. Sources of soft power are culture, politics and the optimal policy is.
Culture of a country can be attractive sources for other countries. Such as what time of the culture and traditions of India and China in the minds of other people in the world. Political values and political ideals can be other than a political unit to attract or repel. Such as the discourse of liberalism, which is desirable in some way and thus to its people if the origin or support this idea that America can increase rather negative look at others in the 1970 political system was.

Soft power discourse and ruling the world from America
Soft power discourse and ruling the world from America in recent years its influence on the minds of people around the world through media has increased. In the age of international media discourse wherever production and be built by anyone, if the current media environment, the power creates.
Hence nowadays decoding of other media discourse is easy. Strategies and techniques used are not easily diagnosed. Because the logic of a particular format and stereotypes do not use them with knowledge on their promotional discourse was dominant. At first glance, production, processing, analysis and news from Chnysh to follow a simple, but how much more specialized knowledge to be Ngrstyd more complex they will be.
News, spectral analysis is frequently decorated with a variety of packages are fed and given the audience.
The American news media influence among significant parts of the world. Hollywood movies also part of the media empire make up America.
Higher Education’s second source of soft power the U.S.. Almost everywhere in the world desire to go to Harvard, Stanford and MIT, there are American universities creating new campus in other countries, especially neighboring countries Iran Market attract students think. The current interest in the youth market with other countries and also the tendency toward America has followed.
The third part of America’s soft power resources in the technology sector.Communications Technology America, part of the system in use in most Windows computer world can be seen any change to the users taste. And yet the way for America’s activities open to information.
The fourth section of this resource lies in the exercise. More young Michael Jordan and other countries know this road enthusiasts to network sports heroes and America using large market clothing and sports equipment package ornament in their name can be caught.
Another source of soft power that it can be named, the U.S. food industry. Coca-Cola and PC vendors no doubt that the largest food and beverage in the world such as McDonald’s ready to have long lines in countries such as China and Russia.
Although from the perspective of political acceptability among other communities in America have been lower, but the enthusiasm of youth in the communist countries of Europe and the Soviet Union and the freedom to hear the radio or make up Mjmsmh freedom by Chinese students in 1989, signs of influence discourse and valuesAmerican among other peoples, in the not too distant past has been.

How can Iran soft as a discourse in the realm of foreign policy is entitled to.
During the modern perspective of people in other countries due to asthenia and Iran to strengthen Iran’s position or in international relations said. Iran’s soft power and the use of appropriate discourse in foreign policy can create a positive image of the country to be active and effective. Soft power in culture, history, culture, dynamic economy, the process of theoretical discussions among the elite rooted.
If the foreign policy of soft power understand that sometimes the task ahead is for it.
First, add to the system from the perspective of international legitimacy, the legitimacy of each system root on the internal mechanism, but countries need to watch their behavior in reaction to global and other countries have. International institutions in general preoccupation with the cultural discourse, such as peace, protection of human rights discourse and opportunity to strengthen weak states have been established. Increasing number of international institutions, nongovernmental organizations and personalities that individually affect the international system, each political unit to be treated so that the passer-by interaction with international institutions on their legitimacy in human affairs and humanitarian adds.
The second task of foreign policy to obtain the position, prestige, credibility and prestige on the international scene.
The third task of foreign policy in the context of soft power, «Management of public opinion is. Public diplomacy programs, including related books, establishing libraries, radio and television programs to international common language, language and art festivals and educational exchange programs.
Fourth task of foreign policy, influencing the minds of people of other countries through public relations techniques. Public Relations means to manage external communications of an organization to create a positive image in the organization.The work of each unit, including a country allows its successes, among other large communities reveal, its failure to effect the country’s small change in the government and the community for others to explain, so that its support of the people or the government and the community for others to explain, so that people supporting the government and its desire in your mind must feel.
Although the field of public relations experience and a new policy that has wide use, but according to «Edward Brnayz» From the beginning of human civilization, always three elements that inform the public relations people, and encourage people to familiarize people with the first communities to use has.
Space in China that each country has followed its image among the people in other communities show a positive and constructive, Islamic Republic of Iran has no such tools. At the same time that Iran has a diverse and interesting attractions for different social classes, but far less important topic discussed.
Several countries have many advertising methods to attract tourists to their country.One of the methods, discuss names for any country in the network news is.Sometimes we imagine that some ads in the international media about Iran, because Iranian elements, such as carpet, Windward desert and the blue dome of the mosque has been used, but with wonder at the end we realize that these ads ads About the Republic of Azerbaijan, Armenia and the United Arab Emirates is Arabic. Media and pressure countries that favor their Grvhayy weakness of Iran, has risen sharply.Without planning for the presence among the elite in other countries, different media and production of books and magazines and websites to identify the Iranian people, to protect Iran’s national interests is difficult.

Cultural diplomacy and media discourse
Iran’s cultural diplomacy through the media discourse can be activated in the following areas:
1 – provided Iran and Iranian culture and civilization in the place of one large global civilization
2 – pure image based on the values of Islamic Thought
3 – Illustration of the combination of Iranian culture with Islamic Thought, which is mainly crystallized concepts.
4 – Promote the traditions, beliefs, Ashyarha, history, and manifestations of ancient cultures and sub-culture of Iranian people in other countries
While diplomacy speak, understand the mind of those who were, the messenger of cultural discourse are Iranian. Diplomats in this area are the main authorities in the transmission of cultural discourse are.
Diplomats can play a role as building bridges between the country that have come from a country in which the resident may have. Ordinary people may identify cultural differences in different people are wrong, because any simple behavior can be a sign of dignity and respect in a society, while the behavior of others in society can be represented is offensive. Sire of each country in thinking, feeling and action has a special way that is different from many others because its community is different from the others. How to use power, how to deal with ambiguities, Duran family relationships, the consequences of social ties, how to look at gender in the society in various societies differ with each other.
This task is a cultural diplomat first country in which popular culture has the mission to discover. The cultural differences between Iran and the country and finally to the national interest for the optimization, the need to approach these concepts and establish its relationship with Iran to reveal social concepts. More cultural diplomats inside the Iranian politicians have their own style of speech and behavior must carefully.
Domestic political audience are people in this country have more or less similar cultures and are in the context of Iranian culture. But outside the country, representatives of cultural contacts in Iran, people are other features. Must be very careful so that the message that we spoke to them and get them to deal with negative culture Nnmayym.

Conclusion
Dpsa believe modernity, the reality of any inherent, structural, and discourse pre Ghyrgftmany available. World shapeless life and discourse forms will be built. The only reality is the same discourse that are Namhsvr enclose and maintain facilities and other facilities will delete.
Therefore, to gain understanding discourses governing international relations officials, officials and experts of international relations, foreign policy and diplomacy as well as managers and Astratzhyt news – analytical country is vital, because after this recognition and awareness that design discourse, and current political topics – media deal and equipping the country’s public opinion, to avoid accepting the dominant discourse, is achieved.

Resources
1 – Lafvntn, Jean II, and the sun Badshmal translation Nasser Iran, Tehran: Bureau of Culture publication, Tehran: 1372
2 – Takmn, Barbara, bumper folly: but Trvya Tavytnam, Hasan Kamshad translation, publication ablaze, Tehran: 1384
3 – Tyvn vote. Van Dyke, translation studies in discourse analysis, Izadi wins and colleagues, Research Center for Information and Media, Tehran: 1382
4 – Gol Agha born, Ferdows, critical discourse analysis, cultural and scientific publications, Tehran: 1385.
5 – J. Grenz, Stanly. «A primer on postmodernism» paperback – 1996
6 – Nye, Joseph, «toward a liberal realist foreign policy», Harvard magazine, march – April 2007, p.84.
7 – Hofstede, Geert H, culture’s consequences: International differences in work – relajet values, 1980.p.45.

Posted in گفتمان, سیاسی | 2 Comments »

واقعيت و گفتمان Reality and discourse

Posted by ميرزاخاني در مه 10, 2010

ارتباطات- دکتر یونس شکرخواه*:
بعضي‌ها كاملا يگانه‌اند؛ پروفسور كاظم معتمد‌نژاد از جمله همين افراد است. نوشتن براي يك «هميشه استاد» كار دشواري است؛ هميشه استادي كه هم روزنامه‌نگار بوده و هم ارتباط‌گر و در هر دو عرصه نيز صاحب سبك و مدرسه است.
يگانگي پروفسور را شاگردانش بيشتر از مخاطبانش احساس مي‌كنند؛ پروفسور همه شاگردانش را «همكار» مي‌نامد؛ با وقار وارد كلاس مي‌شود و اگر بين ديدارها فاصله افتاده باشد؛ حتما با همه روبوسي مي‌كند؛ با لبخندي نجيبانه كه پيش درآمد دل سپردن به اوست، باوقار مي‌گويد و با وقار گوش مي‌سپارد؛ نت بر‌مي‌دارد تا دوباره راه بگشايد در قالب مشقي ديگر؛ اراده‌اي سرسخت دارد در اين راه.
پروفسور يگانه است، چون آنچه را كه در كلاس‌هايش مي‌آموزاند در وجوه ذات‌شناسانه و معرفت‌شناسانه به پيش ‌مي‌برد.
شاگردان بايد هر آنچه را فرا مي‌گيرند كاملا بشناسند، در اين مرحله حتي اگر يك توپ كريستال با هزاران وجه به دست گرفته باشند، بايد همه وجوه و ابعادش را ببينند و يك به يك شناسايي كنند، پروفسور در اين مرحله واقعا سخت‌گير است.
بايد ده‌ها كتاب و منبع را ببيني تا شايد او راضي شود؛ هميشه استاد؛ هميشه نسبت به عرصه‌ای که به آن «ذات‌شناسی» می‌گویند؛ دغدغه دارد. دغدغه ذات‌شناسی؛ هم مطالعه وجود و هستی است.
اما اين ذات‌ها را چطور بايد معنا كرد؟ تكيه پروفسور بر اين پرسش هم كه معرفت چيست؛ هميشه براي شاگردانش معنادار بوده است. اينكه معرفت چيست؛ ديباچه‌اي است براي كشاندن شاگردان به وادي معرفت‌شناسی؛ به نقطه‌اي كه ببيني دغدغه معرفت‌شناسی چیزی نیست، جز مطالعه نحوه دانستن و شناخت.
يگانگي پروفسور در تشويق كردن، اما رنگ ديگري دارد؛ وقتي طرحي در كلاس ارائه‌ مي‌شود؛ براي شاگردش كف مي‌زند؛ نقاط قوت كار را بازگو مي‌كند و تاكيد و اصرار مي‌ورزد كه از آنچه شاگردش ارائه كرده چيزها آموخته است؛ آنگاه منابع ديگري به او ارائه مي‌كند تا طرح به فينال برسد.
اين منابع حالا براي من معناي ديگري يافته‌اند؛ منابعي كه پروفسور در پايان ارائه طرح‌ها معرفي مي‌كند؛ مرتبط با موضوع طرح نيست؛ مرتبط با علائق و يا كم‌وكاستي‌هاي شاگرد است؛ پروفسور در واقع تدريس نمي‌كند؛ «معلم» مي‌سازد، كادر حركت معلم را هم تعيين‌ مي‌كند و او را در چارچوب بزرگتري پرورش مي‌دهد: پركردن كمبودها درمنظومه ارتباطي ايران.
اگر به شاگردان پروفسور نگاه ‌كنيد؛ خواهيد ديد كه هيچ‌كدام از آنها رساله‌هايشان غيرمرتبط با تخصص‌هايشان نيست.
آينده‌نگري ارتباطي در ايران بخش ديگري از اين يگانگي است. از ديدگاه پروفسور؛ آينده‌نگري، شكل صحيح سياستگذاري و برنامه‌ريزي ارتباطي ملي، درگرو آن است كه در سازماندهي فعاليت‌هاي گوناگون ارتباطي، به‌ويژه در

عرصه همگرايي ارتباطات جمعي سمعي و بصري (راديو و تلويزيون)، ارتباطات دور و ارتباطات كامپيوتری، هماهنگي برقرار باشد. بنابراين؛ اصرار پروفسور بر انجام مطالعات و تحقيقات تخصصي و تشكيل نهادهاي تخصصي تا حدودي مشخص مي‌شود.
تغيير شرايط بين‌المللي، نور انداختن دقيق بر جهاني‌سازي و ـ نه جهاني شدن ـ به مثابه پوسته‌اي تازه براي نوسازي، از ديدگاه پروفسور از مقتضيات خاص سرمايه‌داري براي يكپارچگي فعاليت‌هاي اقتصادي است و بنابراين ترويج هر سياست را ـ از جمله مقررات‌زدايي و خصوصي‌سازي ـ بر نمي‌تابد.
همه شاگردان پروفسور بايد تجارب ارتباطي كشورهاي دنيا را مرور كنند و به پژوهش‌هاي ارتباطي بين‌المللي، براي شناخت كامل آخرين تحولات ارتباطي جهاني و تأثيرهاي احتمالي منفي يا مثبت آنها بر عملكردهاي ارتباطي داخلي توجه كنند.[مرور كنيد تشكيل سمينارهاي بين‌المللي، انجمن‌هاي تخصصي و حضور در مجامع گوناگون جهاني را به همت پروفسور]
پروفسور در مورد نظام مطبوعاتي ايران هم نگاه ويژه خودش را دارد. او به تدوين نظام جامع مطبوعات براي ايران ازچند جنبه‌ نگاه مي‌كند و استقلال حرفه روزنامه‌نگاري؛ شوراي مطبوعات؛ پيمان جمعي؛ آزادي بيان و حق دسترسي به اطلاعات جزو مولفه‌هاي مورد نظر پروفسور در اين عرصه است.
جامعه‌ اطلاعاتي، بحث روز دنيا هم كه اين روزها بيشتر بحث‌ها و تحركات پروفسور به آن اختصاص دارد؛ در نگاهِ يگانه پروفسور معنايي ديگر دارد. او معتقد است بايد برخلاف تجربه‌ جوامع غربي كه بيشتر در جهت آزادي‌گرايي به پيش رفتند و به برابري كمتر توجه كردند و برخلاف تجربه‌ كشورهاي سوسياليستي كه با تكيه بر برابري؛ آزادي را از بين بردند، به‌جايي رسيد كه تعادل فراهم شود و جامعه‌ اطلاعاتي آينده، جامعه‌اي مبتني بر آزادي و برابري باشد.
دلم مي‌خواهد به غبطه برانگيزترين وجه يگانه پروفسور هم اشاره كنم: «حافظه‌اي بي‌بديل» كه فقط در خدمت رشد ديگران به كار مي‌افتد؛ حافظه‌اي رشك‌برانگيز؛ به موقع؛ پردامنه و دقيق.
پروفسور كاظم معتمدنژاد يك واقعيت بزرگ ارتباطي است كه از خودش چيزي نمي‌گويد و وقتي شاگردانش از او مي‌گويند، ناخواسته اين واقعيت بزرگ را وارد گفتمان‌هاي كوچك خودشان مي‌كنند؛ مثل همين كاري كه من كردم.

عضو هيئت علمي دانشگاه تهران
و سردبير همشهري آنلاين

Reality and discourse

Communication – doctor Younes Shkrkhvah *:
Some completely Yganhand; Professor Kazem Mtmdnzhad of the individuals. Writing for a «master always» hard work is always both a journalist and professor who also Artbatgr and the owner of the field in both style and school.
Professor unity more than the audience feel his disciples; professor all his students as «collaborator» calls; enter with dignity and class will be taken if the distance between meetings; sure all will Rvbvsy; with a smile that gentlemanly prelude to entrust his heart, associated with the modest Myspard ear and said with dignity; note takes to open again in the form of other Mshqy; Aradhay is fierce in this way.
Professor is unique, because what that Myamvzand classes in funds and Mrftshnasanh Zatshnasanh to be prevailing.
Students should learn anything quite know at this stage even if a crystal ball with thousands of funds to be taken, must see all aspects and dimensions and one can identify a Professor at this stage is really strict.
Must see dozens of books and sources to be satisfied with him, perhaps; always master; always Rshay than that it «Zatshnasy» they say; is concerned. Zatshnasy concerns; The study is the existence and existence.
But this must mean he Zatha How? Professor rely on the question of what is knowledge; always been meaningful for students. What is that knowledge; forewords is to bring students to the valley Mrftshnasy; to the point that concerns Mrftshnasy see nothing, but knowing how to read and understand.
Professor unity in grace, but has a different color; when the plan is presented in class; for Shagrdsh floor goes; strengths and emphasis will tell work and insists that things have learned what Shagrdsh offer is presented to him when other sources the final plan will be.
Now I mean these resources for other Yafthand; resources professor at the end of the presentation will introduce bills; related to the subject project is not related to student interests or Kmvkastyhay is a professor teaching actually does not; «teacher» makes the box move teacher determines him in the larger framework fosters: Drmnzvmh inadequate filling of communication.
Professor If students see; you will see that none of them with Tkhsshayshan Rsalhhayshan not unrelated.
Prospective of communication is another part of this unity. Professor of view; prospective, correct form of communication policy and national planning, organizing Drgrv that various communication activities, especially in

Convergence field audio-visual mass media (radio and television), telecommunication and computer communication, coordination is established. Therefore; insisted Professor of specialized studies and research of the specialized agencies is somewhat clear.
Changing international conditions, accurate throw light on globalization, not globalization as new skins for the renovation, from the viewpoint of professor of special requirements for the integration of capitalist economic activities and thus promote any policy, including the Nmytabd Mqrratzdayy and Privatization.
All students should experience Professor Communication World countries to review their research and international connections, to fully understand latest developments in global communications and the possible positive or negative Tasyrhay their attention to internal communications functions. [Your review of international seminars, and attending Forum various assemblies to the global efforts of Professor]
Professor in the Iranian press system has its own special look. He developed a comprehensive system for the Iranian press and the independence Azchnd aspects Staring professional journalist, the Press Council; collective contract; freedom of expression and the right to access information about one component is a Professor in this field.
Information society, the world discussed the apparent mobility and discussions it is dedicated to Professor; look only semantic Professor others. He believes that experience should be unlike most Western societies in order and went to Zadygrayy times less attention to them and unlike the experience of socialist countries that rely on equality; freedom destroyed, Bhjayy reached equilibrium and to provide future information society, society is based on freedom and equality.
I want to envy most controversial aspect I only mention Professor: «Bybdyl memory» which only serve the growth of others takes work; Rshkbrangyz memory; time; Prdamnh and accurate.
Professor Kazem Mtmdnzhad a fact that he has great communication Nmygvyd what and when he called his disciples, unwanted fact into big discussions themselves are small; like I did the same.

Faculty of Tehran University
HealthDay News Editor

Posted in گفتمان | برچسب‌ها: , , , , , | Leave a Comment »