حسن بشير
عضو هيئت علمي گروه فرهنگ و ارتباطات دانشكده ي فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق (ع) bashir@isu.ac.ir
علي فرقاني
دانشجوي کارشناسي ارشد مدیریت رسانه دانشکده صدا و سیما دانشگاه صدا و سیما ali.forqani@gmail.com
چکیده :
اين مقاله به تحليل گفتمان رسانه اي مصاحبه هاي لري كينگ با چهار رئيس جمهور ايران، روسيه، پاكستان، و اكراين مي پردازد تا جلوه هاي ساخت تصاوير رسانه اي معرفي شوند. توضيح آنكه، در تاريخ بيست و سوم سپتامبر 2008، لري کينگ مصاحبهگر معروف شبکه سي.ان.ان آمريکا با رئيس جمهوري ايران، دكتر محمود احمدي نژاد، مصاحبهاي انجام داد كه اين مصاحبه از جنبههاي مختلف هم در ايران و هم در آمريكا بازتابهاي گوناگوني داشت. از آنجا که مصاحبه لري كينگ با روساي جمهوري يك امر معمول براي او و شبكه سي.ان.ان است، اين پژوهش بر آن شده است تا با انجام تحليل مقايسهاي گفتمان اين مصاحبه و مصاحبه كينگ با سه رئيس جمهوري ديگر، به اين پرسشها پاسخ گويد كه آيا اساسا گفتمان اين مصاحبهها يكسان است؟ اين چهار مصاحبه هريك چه كاركردهايي دارند؟ در انجام اين مصاحبهها چه گروهي هدف قرار گرفته و يا به عبارتي شبكه سي.ان.ان، مخاطب اصلي اين مصاحبهها را چه كسي ميداند؟ مردم كشور هدف، مردم آمريكا، افكار عمومي جهاني، سياستمداران و نخبگان جهاني و يا … هستند؟
کلید واژه ها :لري کينگ، احمدي نژاد، ولاديمير پوتين، ويكتور يوچنكو، پرويز مشرف، تحليل گفتمان، سي.ان.ان
مقدمه:
تحليل گفتمان، راهي براي عبور از لايههاي سطحي زبان و رسيدن به لايههاي زيرين آن فراهم ميكند. هدف تحليل گفتمان، نشان دادن نقشهاي ناپيدايي است كه زبان در مناسبات قدرت بازي ميكند، زيرا زبان در تحليل گقتمان، محملي براي طرح ايدئولوژيها فراهم ميكند (فركلاف، 1992؛ 1999).
يكي از شاخههاي تحليل گفتمان، تحليل گفتمان سياسي است كه همانگونه كه از نامش پيداست به تحليل گفتمانهاي موجود در دنياي سياست و تحليل گفتمان ارتباطات گفتاري و شنيداري عالم سياست ميپردازد (شيلتون و شفنر، 1997: 207)، زيرا سياست فارغ از زبان و رابطهاي كه زبان با قدرت و ايدئولوژي دارد، بخش اعظمي از موجوديت خود را از دست ميدهد.
بي شك، رسانهها نقش مهمي در توسعه و انتشار گفتمانهاي سياسي و ايجاد يك رابطه گفتماني ميان سياستمداران و مردم دارند (اكستروم، 2001: 564). رسانهها با بهرهگيري از قدرت نفوذ بيهمتاي خود، نه تنها به انتقال گفتمانهاي سياسي ناشي از قدرت ميپردازند، بلكه در بسياري موارد خود به دستگاههاي گفتمانساز تبديل ميشوند.
شبكههاي رسانهاي قدرتمند جهان همچون سي.ان.ان، به مدد نفوذ جهاني خود، علاوه بر آنكه بهمنزله رسانه، عهدهدار انتقال بيكم و كاست وقايع و رويدادها هستند، بلكه در بسياري از موارد، با شكستن چارچوبهاي سنتي رسانه نقش گفتمانساز را بازي ميكنند؛ يعني در قالب برنامههاي مختلف از جمله مستندها، تحليل و تفسير خبر و مصاحبهها سعي بر آن دارند كه بهصورتي ظريف و در پرده، گفتمانهاي مورد نظر خود (كه در بسياري موارد قرابت زيادي با گفتمان دولت دارد) را به مخاطب ديكته كنند.
طرح مسئله؛ سياست رسانه اي و ساخت تصاوير ذهني
ارتباطات سياسي بهواسطه فرايندهاي جهاني آزادسازي و آزادگذاري و گسترش فنآوريهاي رسانهاي جديد در حال تغيير است. از جمله اين تغييرات اين است که نقشآفرينان و موضوعات سياسي در رسانههاي گروهي، نمود پيدا کرده است. به عبارت ديگر ميتوان گفت که سياست رسانهاي شده است. يکي از تغييرات مهم سياسي در عصر رسانهاي شدن سياست، کمرنگ شدن نقش احزاب در سياست رسانهاي است. در ميان رسانهها، تلويزيون نقش مهمي در ارتباطات سياسي جديد بازي ميکند. به قول مانوئل کاستلز، رسانههاي الکترونيک در دموکراسيهاي معاصر «فضاي ممتاز سياست» شدهاند که در اين فضا تلويزيون جايگاه ويژهاي دارد (اكسفورد و هاگينز، 1387: 50-49). مصاحبههاي تلويزيوني بهدليل ماهيت ويژه آنها، ميتوانند يكي از نمودهاي بارز سياست رسانهاي شده باشند كه در آنها مصاحبهكننده به نمايندگي از گفتمان رسانه و سياستمدار به نمايندگي از گفتمان قدرت، هر يك سعي در محق جلوه دادن گفتمان خود دارند. با توجه به اينكه شبكه سي.ان.ان بهدليل سلطه سياسي آمريكا بر جهان و همچنين گستره پوشش جغرافيايي خود، بهمنزله يك رسانه قدرتمند و مرجع، در جهان مطرح است، آنچه از اين شبكه پخش ميشود، ميتواند بازتابهاي مختلفي در سطوح مختلف و براي مخاطبان متنوع داشته باشد. بنابراين تحليل گفتمان مصاحبه لري كينگ ـ مصاحبهگر معروف اين شبكه در برنامه لري كينگ لايوـ با رئيس جمهوري ايران و مقايسه آن با سه مصاحبه ديگر از اين جنس به ما كمك ميكند تا اساسا با تفاوتهاي گفتمان رسانهاي غرب در قبال كشورهاي مختلف آشنا شويم و هم شيوه گفتماني اين رسانهها را با سياستمداران خود در آينده پيشبيني كنيم.
براي انجام اين پژوهش، پرسشهاي مصاحبه لري كينگ با رئيس جمهوري ايران با پرسش هاي او از سه رئيس جمهوري ديگر در زمان رياست آنها از ديدگاه گفتماني مورد مقايسه قرار گرفتهاند:
1. ولاديمير پوتين، رئيس جمهوري سابق روسيه
2. ويكتور يوچنكو، رئيس جمهوري سابق اوكراين
3. پرويز مشرف، رئيس جمهوري سابق پاكستان
دليل انتخاب مصاحبه لري كينگ با اين افراد عبارت است از :
1. ايجاد تعادل ميان متحدان و مخالفان آمريكا، به اين صورت كه ميتوان گفت در هنگام انجام مصاحبهها، ايران و روسيه دچار تضاد منافع با آمريكا بودند و اوكراين و پاكستان كشورهاي دوست آمريكا محسوب ميشدند.
2. نزديكي زماني مصاحبهها به هم
3. همترازي منصبهاي مصاحبه شوندگان و يکي بودن مصاحبهکننده.
اين تحقيق دو روش را براي كار خود انتخاب كرده است:
1. تحليل گفتمان مصاحبهها بهطور انفرادي،
2. مطالعه مقايسهاي گفتمانهاي چهارگانه با همديگر.
براي بيان روشن تر مسئله نگاهي به كمبودهاي پژوهشي نيز لازم است. پژوهشهاي زيادي در باره ي تحليل محتواي و تحليل گفتمان مصاحبههاي لري كينگ انجام نشده است، در عين حال در اينجا سه پژوهش مشابه بهعنوان پيشينه كار انتخاب شدهاند.
1.در پژوهشي كه درباره سه شومن معروف آمريكايي يعني لري كينگ از سي.ان.ان، بيل اوريلي از فاکس نيوز و کريس متيوس از ام.اس.ان.بي.سي انجام شد، نتايج زير به دست آمد (گزارش سالانه درباره ي روزنامه نگاري در آمريكا، 2005).
1-1. اين سه نفر بهطور متوسط 81 درصد وقت برنامه خود را به مصاحبه اختصاص ميدهند كه در ميان آنها لري كينگ با 95 درصد بيشترين سهم را دارد.
1-2. لري كينگ حدود 45 درصد از وقت هر برنامه را به موضوعات سرگرمكننده از زندگي شخصي ميهمان اختصاص ميدهد كه اين رقم دو برابر اوريلي با 21 درصد و سه برابر متيوس با 13 درصد است.
1-3. در حالي كه اوريلي 97 درصد برنامهاش را حول قضاوتهاي خود از مصاحبهشونده ميگرداند، لري كينگ تنها دو درصد، قضاوتهاي خود را در مصاحبههايش دخيل ميكند.
2. مخاطب شناسي برنامههاي لري كينگ در آمريكا (آناند و بيزالوف، 2008).
اين پژوهش به مخاطب شناسي نمايشهاي گفتگويي در دو شبكه معروف آمريكا يعني سي.ان.ان و فاکس نيوز اختصاص دارد كه بخشي از اين پژوهش به برنامه لري کينگ لايو و مخاطبشناسي آن پرداخته است. براي مثال در اين پژوهش آمده است كه از حيث تحصيلات افراد ديپلمه (البته واژه ديپلم معادل پايان تحصيلات دبيرستاني آمريكا در ايران است) با 38 درصد، بيشترين بينندگان برنامه لري كينگ هستند.
3. لائو باخ (2007) در تحقيقي نشان داد كه قصد عمده شوهاي تلويزيوني در مصاحبه با افراد مشهور، سرگرم كردن مخاطب است. در حاليكه مصاحبه با دانشمندان هدف انتقال مفاهيم علمي را دنبال ميكند و هدف اين برنامهها از مصاحبه با سياستمداران به چالش كشيدن استراتژيهاي سياسي آنهاست (تاگی، 2008: 76-80). مسئله اينجاست كه نگاه ايراني در اين باره مي بايد اضافه شود و ما در اين مقاله سعي داريم اين كمبود جبران شود.
مباني نظري: كاربرد تحليل گفتمان براي شناخت جريانهاي گفتماني مصاحبه هاي لري كينگ
در ابتدا لازم است توضيح داده شود كه گفتمان، جريان و بستري است که داراي زمينههاي اجتماعي است. اظهارات و مطالب بيان شده، گزارهها و قضاياي مطرح شده، كلمات و عبارات مورد استفاده و معاني آنها، جملگي بستگي به اين دارند كي، كجا، چگونه، توسط چه كسي يا عليه چه چيزي يا چه كسي، در چه بستر و با چه قدرت و وسعتي به كار رفتهاند.
اما يك پرسش اساسي مطرح است و آن اينكه خاستگاه گفتمانها كجاست؟ در پاسخ به اين پرسش، ميشل فوكومعتقد است كه «هر حادثهاي، در درون گفتمان خودش قابل تحليل است». او هر نوع گفتماني را گرفتار ساختار اجتماعي برآمده از قدرت ميبيند و قدرت را علت نهايي هر گفتماني ميداند. او گفتمانها را سازنده سوژهها و موضوعها ميداند، به اين معني كه اين گفتمانها هستند كه مشخص ميكنند، چه كسي، در چه زماني با چه کسي و درباره چه چيزي ميتواند صحبت كند (تاجيك، 15:1378).
تحليل گفتمان
تحليل گفتمان، شامل تحليل ساختار زبان گفتاري – مانند گفتگوها، مصاحبهها و سخنرانيها ـ و تحليل متن، شامل تحليل ساختار زبان نوشتاري ـ مانند مقالهها، داستانها و گزارههاـ است.
تحليل گفتمان به توصيف روابط بين كاركرد و ساختار جمله ميپردازد، در تحليل گفتمان، بايد گامي فراتر از تشريح زمينه متن برداشت و به بافت يا زمينه موقعيتي فرهنگي و اجتماعي پرداخت. پس تحليل گفتمان چگونگي تبلور و شكلگيري معنا و پيامهاي واحدهاي زباني را در ارتباط با عوامل دروني زباني (زمينه متن)، واحدهاي زباني، محيط زباني و نيز كل نظام زباني و عوامل برون زباني ( مثل زمينههاي فرهنگي ـ سياسي و اجتماعي) را مطالعه ميكند (لطفي پور، 10:1372).
پس آنچه، مورد اجماع بيشتر زبانشناسان گفتماني است، اين است كه گفتمانها را بايد در ساختارهاي زباني فراتر از زمينه متن مطالعه كرد.
با توجه به چنين پيش زمينهاي ميتوان گفت که تحليل گفتمان ميتواند با توجه به دو بعد اساسي انجام گيرد:
نخست، در ساختار زبانشناسانه و دوم در رابطه بين اطلاعات زباني و غير زباني ـ مانند فرهنگ، محيط و اجتماع. در بعد دوم، عوامل فرازباني مثل محيط، اجتماع، سياست و قدرت و مانند اينها هستند كه سوژه و موضوع گفتمان را مشخص ميكنند و حتي در بعد نخست تحليل گفتمان، يعني صورتهاي زباني نيز تاثيرگذارند. در اينجا، بعد اول تحليل گفتمان را ميتوان صورتگرايي و بعد يا ديدگاه دوم را كاركردگرايي ناميد.
در اين مقاله، عمدتا صورت دوم تحليل يعني بعد کارکردگرايي مد نظر قرار گرفته است. به اين معني که به رابطه فضاي گفتماني با توجه به شرايط فرامتني گفتگو توجه شده است.
1- فن معناي بيان: بر مبناي فن معناي بيان، هر گفتمان، به موضوعات و اهداف معيني ميپردازد و مفاهيم و مضامين خاصي را مد نظر قرار ميدهد و تعدادي ديگر را كنار مينهد.
2- معناي موضعي: اين مضمون، بهويژه در گفتمانهايي كه گوينده ( در اينجا مصاحبهكننده) خود و گروه خود را مثبت و بدون هر گونه ايراد، و فكر مقابل را نادرست، منفي و پست ميشمارد، كاربرد دارد.
3- مفاهيم ضمني: همانطور كه اشاره شد، يكي از ابعاد تحليل گفتمان، بعد كاركردشناسي آن است، يعني اين كه تحليلگر، در صورت زباني گفتمان متوقف نميشود و براي كشف كارکرد گفتمان، به مفاهيم ضمني يا تلويحي موجود در آن ميپردازد. بيشك هر چه گوينده، نويسنده، مصاحبهگر يا هر گفتمانساز ديگري، در كار خود چيره دستتر باشد، تلاش ميكند تا معاني را در قالبهاي ضمني و تلويحي بگنجاند و آنها را در ظاهر كار آشكار نسازد تا از مظان جانبداري در امان باشد.
4- واژگان: در فن تحليل گفتمان، واژگان داراي بار معنايي فرض ميشوند و حالت خنثي ندارند. اين واژگان از قدرت موقعيت سياسي، اجتماعي و حتي اخلاقي گوينده / نويسنده نشئت مي گيرند و بنابراين نمي توانند فارغ از موقعيت تحليل و مطالعه شوند. از آنجا كه بسياري از موقعيتها در يك گفتار يا نوشتار ايدئولوژيبنياد هستند، واژگان ميتوانند نماينده ايدئولوژي گفتمانساز باشند. پس ميتوان با كمي اغماض چنين حكم داد كه در هر گفتار و گفتماني، ايدئولوژي ويژهاي وجود دارد كه در تك تك كلمات و در بار معنايي آنها مستتر يا آشكار است. پس هر گفتماني را ميتوان بهنوعي نماينده يك ايدئولوژي خاص فرض كرد و با اين ديد آن را تحليل كرد (ون دايك، 2001).
الگوي تحليل گفتمان فركلاف
فركلاف در الگوي تحليل گفتمان خود، رابطه قدرت و زبان را از دو بعد مورد توجه قرار ميدهد: 1- قدرت در زبان و 2- قدرت پشت زبان (فركلاف، 1991: 43-75).
در اينجا تحليل گفتمان بر مبناي تحليل قدرت در ترکيبات زباني، به علت دور شدن از هدف اصلي مقاله و طولاني شدن بحث، مطالعه نميشود.
هر چند كه فركلاف قدرت در زبان و قدرت پشت زبان را در هم تنيده و تفكيك ناپذير ميداند، اما براي يك تحليلگر، لازم است كه فرض را بر جدايي اين دو قرار دهد تا تحقيق روشمند شود.
فركلاف قدرت پشت زبان را در سه سطح مطرح ميكند:
1. توصيف:اين سطح عبارت است از توجه به مضامين، روابط و هويتهاي واژگان و دستور زبان آن. در اين سطح تحليلگر متن را متاثر از زمينه و شرايط، تحليل ميكند. اين مرحله خود در سه مرحله مورد نظر قرار ميگيرد (فركلاف، 1379 : 169-211).
الف: واژگان:
1- واژگاني كه دلالت بر ارزشهاي تجربي دارند كداماند؟
2-چه واژگاني محل منازعه ايدئولوژيك هستند؟
3- آيا واژگان تعريفشونده در متن وجود دارد؟
ب- ساختارهاي دستوري:
1-ساختار دستوري حاوي كدام ارزشهاي رابطهاي است؟
2- آيا ضمايري مانند ما و شما وجود دارد؟ (همان:170)
ج- ساختارهاي متن (همان:171)
2. تفسير
متن در فضايي مجرد و خلاءوار شكل نميگيرد، بلكه تحت تاثير گفتمانهاي موجود است و اين مخاطبان هستند كه بهطور فعال اما غيرمستقيم، ساختار، محتوا و گفتمان مصاحبهها را مشخص ميكنند (همان:215).
3.تبيين: اين مرحله به فرايندهاي توليد و تفسير گفتمان دلالت دارد. در اين سطح، متن بهمنزله بخشي از يك فرايند فعاليت اجتماعي محسوب ميشود و متن با توجه به زمينه و بستر اجتماعي تحليل ميشود. در اين سطح، تحليلگر بر آن است كه ساختار و زمينههاي اجتماعي، سياسي و فرهنگي حاكم بر گفتمان را كشف كند (همان:246-247).
نتيجهگيري از مباني نظري
يكي از مراحل كار تحليل گفتمان، انتخاب شاخصهاي اين تحليل براساس اهداف تحقيق است. شاخصها، خود براساس سطوح موردنظر تحليل گفتمان، متناسب با آنچه بايد تحليل شود، انتخاب ميشوند.
اين تحقيق، با هدف تحليل گفتمان از بعد کارکردگرايانه و بدون حذف کامل بعد صورت گرايانه پرسشهاي مصاحبه لري كينگ با چهار رئيس جمهوري (ايران، روسيه، پاكستان و اوكراين) با تاکيد بر فن معاني بيان، معناي موضعي، مفاهيم ضمني و واژگان و با استفاده از الگوي تحليل گفتمان فرکلاف را مطالعه ميكند.
بهطور خلاصه ميتوان گفت كه آنچه در اين پژوهش مبناي شاخصسازي براي تحليل گفتمان پرسشهاي مصاحبههاي لري كينگ با روساي جمهور، قرار گرفته است، تحليل كاركردگرايانه، توصيفي، تبنيي و تفسيري متن براساس مضاميني چون فن معاني بيان، معناي موضعي، مفاهيم ضمني و واژگان است.
در مجموع گفتمان مصاحبهها براساس 6 شاخص زير، تحليل ميشوند:
1- واژگان (منفي – مثبت) : اين مولفه، واژگان كانوني را كه تكيهگاه متن به شمار ميآيند، همراه با كاركرد آنها در متن مورد ارزيابي قرار ميدهد. براي مثال واژههايي مثل دوست، همكار، متحد جزء واژههاي سفيد و مثبت و واژههايي مثل دشمن، مخالف جزء واژگان منفي يا سياه محسوب ميشوند.
2- افراد و نهادهاي مطرحشده در متن و نگرش متن به آنها ( مثبت يا منفي): اين كه كدام افراد و نهادهاي مطرح شده در مصاحبهها، بار مثبت و كدام بار منفي دارند. اين متغير، حاوي داوري مصاحبهكننده (لري كينگ) در مورد افراد و نهادهاي ذكر شده در متن است و همانطور كه بحث شد، زبان و ايدئولوژي، دو جزء جداييناپذير در گفتمان هستند، پس ميتوان نتيجه گرفت كه تصويري كه در اين مصاحبهها، از افراد و نهادها ساخته ميشود، تصوير موردنظر ايدئولوژي حاكم بر رسانهها و مورد تاييد سياستمداران آمريكايي است.
3- قطببندي ( غيرسازي): در يك گفتمان سياسي ( نظير آنچه در مصاحبههاي لري كينگ وجود دارد) گفتمان قدرتمندتر مدام حوزه خود را گسترده و قلمرو ديگر را محدودتر مي كند (همان: 171 و 194). براي مثال، استفاده از ضمير «ما» نشانگر آن است كه نويسنده / گوينده / مصاحبهگر خود را نماينده يك جمع ميداند و برعكس استفاده از ضمير «آنها»و «ايشان» يا «شما» بيانگر خط فاصل ميان گوينده / نويسنده با ديگران و تاكيد او بر «غيرسازي» است.
4- استناد يا ذكر شواهد: اين كه گوينده يا نويسنده به كدام منبع مشروعيتساز يا مورد قبول ديگران براي اثبات ادعاي خود، ارجاع ميكند، ميتواند در قابل قبول يا غير قابلقبول جلوه كردن استدلالها موثر واقع شود.
5- پيش فرضها: پيش فرضها، افكار قالبي و پيش داوريها، زيرساخت استدلال و استنتاج نويسنده يا گوينده را شكل ميدهند (همان: 230).
6- دلالتهاي ضمني متن (تلقين و تداعي): شناخت دلالتهاي ضمني در مرحله تفسير متن، به تحليلگر كمك ميكند تا با بهرهگيري از دانش زباني نشان دهد كه فلان جمله يا گزاره حاوي كدام معاني ضمني و ناآشكار است و نويسنده از بهكار بردن آن، چه قصد و نيتي داشته است و كاربرد اين دلالتها كدام معاني يا پيامدها را به همراه دارد (فرقاني، 1382 : 49-52).
پيش از آغاز تحليل گفتمان مصاحبههاي لري كينگ با چهار رئيس جمهوري، احمدينژاد، ولاديمير پوتين، ژنرال پرويز مشرف و ويكتور يوشچنكو ذكر دو نكته ضروري است:
1. پارهاي از پرسشها بهدليل رعايت اختصار و كماهميت بودن براي هدف پژوهش حذف شدهاند.
2. از ميان عوامل شش گانه تحليل گفتمان، 5 عامل اول بهدليل رعايت اختصار در جدول شماره 1 و 3 جمعآوري شدهاند و از اين ميان فقط عامل دلالتهاي ضمني بهدليل نياز به شرح و بسط بيشتر در پايان هر پرسش ذكر شدهاند.
ابتدا به معرفي لري كينگ بهطور خلاصه ميپردازيم.
لري کينگ کيست؟
لري کينگ در 19 نوامبر 1933 در بروکلين نيويورک و در خانواده يهودي که از يهوديان ريشهدار آمريکايي بودند، متولد شد و اکنون تقريباً 75 ساله است. او شش بار ازدواج کرده که پنج تايش به جدايي انجاميده ولي همسر فعلياش خانم شاون ساوث کيت يک هنرپيشه آمريکايي است که کينگ از او دو فرزند پسر دارد. دوران حرفهاي حضور لري کينگ در رسانهها با ملاقات او با يکي از گويندگان شبکه سي بياس در سال 1957 رقم خورد؛ چراکه اين گوينده به کينگ گفت ميتواند گوينده خوبي باشد و او را براي رفتن به فلوريدا و پيوستن به «راديو ميامي» تشويق کرد و اين راهي بود که در نهايت به اولين حضور لري در راديو به تاريخ اول مه 1957 و بهعنوان دستيار اتاق فرمان و متصدي صدا انجاميد. او در سال 1970 درگير يک ماجراي کلاهبرداري شد و بهدليل انجام معاملات غيرقانوني در بازار، به زندان افتاد. پس از آن مجدداً به صحنه تلويزيون برگشت ولي حمله قلبي بسيار شديد وي در سال 1987 باعث شد کينگ مجبور به عمل جراحي قلب باز شود. شدت اين مشکل بهحدي بود که او کتابي در اين مورد نوشت و در آن توضيح داد حمله قلبي چطور زندگياش را تغيير داده است.
پنجاه سال سابقه او در رسانه و سالها سابقه در اجراي برنامههاي تلويزيوني باعث به ارمغان آوردن جوايز فراواني براي او شده است و جايزه «به ياد ماندنيترين چهره گفت وگوهاي تلويزيوني آمريکا» در مراسم جايزه امي را مي توان مهم ترين آنها دانست. برنامه زنده لري کينگ لايو هم در سال 1985 راه افتاد و از سال 1994 بهشکل روزانه و راديو ـ تلويزيوني (بهطور همزمان) درآمده است. محل اصلي اين برنامه، استوديوي سي.ان.ان در لس آنجلس است؛ ولي گاهي از استوديوهاي سي.ان.ان در نيويورک و واشنگتن ديسي هم پخش ميشود. او در طول اين سالها بيش از 40 هزار مصاحبه در برنامهاش انجام داده و از زمان جرالد فورد به بعد، با تمامي روساي جمهوري آمريکا گفتوگو کرده است. برنامه مشترک او با حضور ياسر عرفات، شاه حسين و اسحاق رابين در سال 1995 با موضوع صلح خاورميانه يکي از مهمترين برنامههاي او بوده و گاهي با محکومان حاضر در زندان يا آنهايي که با حکم دادگاه در خانههايشان محبوس شدهاند، هم گفتوگو ميکند که مهمترين نمونههاي آن را مي توان گفتوگويش با مايک تايسون و کارلا تاکر (نخستين زن آمريکايي که اعدام شد) دانست.
برنامههاي پياپي 29 شبي کينگ بعد از توفان کاترينا و دعوت از 250 مهمان در آن برنامهها و بيش از 500 مصاحبه بعد از ماجراي 11 سپتامبر و حضور 35 رئيس جمهور يا مقام ارشد مملکتي در برنامه لري کينگ در آن مقطع، از رکوردهاي« لري کينگ لايو» محسوب ميشود. مهمترين مهمانان کينگ يا درواقع عده کوچکي از آنها را ميتوان در اين اسمها پيدا کرد؛ جرج بوش پدر و پسر و همسران آنها، مارلون براندو، توني بلر، جيمي و راسلين کارتر، بيل و هيلاري کلينتون، جرالد فورد و همسرش، فرانک سيناترا، ميخائيل گورباچف، مايکل جردن، بابي کندي، مونيکا لوينسکي، سرپل مک کارتني، رونالد ريگان، آل پاچينو، النور روزولت (همسر فرانكلين روزولت)، رونالد ريگان و همسرش، اليزابت تايلور، مارگارت تاچر، اپرا وينفري، محمد علي کلي و مالکوم ايكس. خيلي وقتها که لري کينگ بهدليل بيماري يا گرفتاري به برنامهاش نميرسد و آن زمان رايمان سيکرت يا نانسي گريث هستند که به جاي او برنامه را اجرا ميکنند. مهمترين برنامههاي کينگ در اين مدت اينها بودهاند.
الف – مناظره بين ال گور و راس در سال 1993 که رکورد بينندگان تلويزيوني در سي.ان.ان را شکست.
ب- حضور باربارا والترز، مجري اي.بي.سي در بيستمين سالگرد برنامه کينگ و گفتوگوي او با لري کينگ.
کينگ در برنامههايش اصول مشخصي دارد و مهمانش را براساس آن اصول سوالپيچ ميکند. خود کينگ در اينباره ميگويد؛ «من به کسي حمله نميکنم. اين روش من نيست. من براي خودم راه و روش ويژهاي دارم و مثلاً به جاي اينکه مثل همه مردم از اين هنرپيشه بپرسم که پروژه بعدي يا فيلم بعدي شما چيست، ميپرسم بعد از اين چه کار ميکني؟
کينگ يکي از مخالفان سرسخت تاک ـ شوهاي نسل جديد هم به حساب ميآيد؛ «مهمانان در برنامههاي جديد گفتوگوي تلويزيوني مثل ميز و صندلي صحنه به حساب ميآيند. مجريهاي جديد مينشينند و به سخنراني مهمانشان گوش ميدهند ولي من با مهمانم حرف ميزنم، او را به چالش ميکشم و با کمال احترام، از حرفهاي او انتقاد مي کنم» (روزنامه هموطن سلام، 1387).
تحليل گفتمان در عمل
در اين بخش، از مقاله به تحليل گفتمان مصاحبهها، براساس 6 شاخص اشاره شده در بخش مباني نظري پرداخته ميشود.
ضمناً در برخي سوالات، پاسخ مصاحبهشونده (روساي جمهور) بهطور كاملاً خلاصه و تک کلمهاي ذكر شده است تا ذهن خوانده از جريان كلي مصاحبه خارج نشود و وحدت موضوع حفظ شود. همچنين براي رعايت اختصار، پارهاي از پرسشها كه از لحاظ گفتماني ارزش چنداني نداشتهاند، حذف شدهاند.
مصاحبه لري کينگ با ويكتور يوشچنكو
سوال 1- كينگ: واكنش شما به آنچه در كشور ما در اثر توفان كاترينا پيش آمد، چيست؟
تحليل گفتمان پرسش براساس شاخصهاي ششگانه:
دلالتهاي ضمني: رئيسجمهور اوکراين در پاسخ نسبت به اين حادثه احساس تاسف کرده و ملت اوکراين را همدرد ملت آمريکا دانسته است. کينگ در اولين سوال در صدد اين بوده است که تصويري از اوکراين بهعنوان ملت دوست با آمريکا ترسيم کند.
سوال 2- آقاي رئيس جمهور! بعضي ميگويند كه واكنش ابتدايي دولت آمريكا بسيار كند بوده است و اين باعث شده كه مردم سراسر دنيا، كمتر روي ما حساب كنند. آيا اين باعث چنين فكري در شماست؟
دلالتهاي ضمني: يكي از دلالتهاي ضمني اين سوال به شاخص استناد بر ميگردد. يعني آنجا كه لري کينگ با گفتن «بعضيها» ميخواهد چنين القا كند كه اين حرف بياساس است. اينكه اين بعضي چه كساني يا ملتها يا دولتهايي هستند، و چقدر اعتبار دارند، مطرح نشده است. مصاحبهكننده با اين شيوه ميخواسته چنين بگويد كه اين «بعضي» سخنانشان بياعتبار است.
همچنين در بيان قطببندي «ما و دنيا» ميتوان چنين استدلال كرد كه آمريكا در يك كفه ترازوي جهان ايستاده است و همه دنيا در طرف ديگرند و اين دو كفه برابري ميكنند؛ يعني اخبار آمريكا براي همه دنيا مهم و سرنوشتساز است.
سوال 3- همه دنيا ميدانند كه چه اتفاقي براي شما افتاده، آنها با شما چه كردند؟ چه احساسي داريد؟
توضيح: منظور سميبود كه به رئيس جمهور اوكراين خورانده شده بود.
دلالتهاي ضمني: با توجه به پاسخ مصاحبهشونده مبني بر اينكه مردم در كليساها براي سلامتي من دعا ميكردند و با توجه به دو پرسش پيش كه سعي در ساختن تصوير مثبت از رئيسجمهور و ملت اوكراين داشتهاند، نوعي تلقين در اين پرسش وجود دارد، به اين صورت كه سعي دارد نوعي حس همدلي در مخاطب ايجاد كند.
سوال 4- ملاقات شما با كاندي رايس چگونه بود؟ نيكولاس برنس، معاون وزير خارجه گفته است كه اوكراين بهرغم تحولات اخير در مسير درستي گام بر ميدارد. واكنش شما به اين اظهارات چيست؟
دلالتهاي ضمني: 1. اوكراين در مسير درستي حركت ميكند. 2. حركتهاي اخير اوكراين مورد رضايت آمريكاست. 3. تحولات اخير به نفع اوكراين بوده است.
سوال 5- پس شما خوشبين هستيد؟
دلالتهاي ضمني: چشمانداز پيوستن اوكراين به سازمان تجارت جهاني واتحاديه اروپا روشن است و اين كشور در مسير درستي گام بر ميدارد.
سوال 6- شما كابينه را منحل و نخستوزير را بر كنار كرديد يكي از آنها يوليا تيموشنكو بود كه در تحولات اخير، شريك شما بود، چه اتفاقي افتاد؟
دلالهاي ضمني: شما به كسي كه شريك شما بوده است، پشت كردهايد. پس شما چندان قابل اعتماد نيستيد.
سوال7- خانم تيموشنكو گفته است كه او را بهخاطر مردمي بودنش اخراج كردهايد. آيا واقعيت دارد؟
دلالتهاي ضمني: يوليا تيموشنكو از شما محبوبتر است پس شما تحمل او را نداشتيد، چون محبوبتر از شما بود. پس شما فردي قدرتطلب هستيد كه هركس قدرت شما را بهخطر بيندازد را حذف ميكنيد.
سوال 8- بزرگترين مشكلي كه كشور شما پيشرو دارد چيست؟
دلالتهاي ضمني: كشور شما با مشكلات و چالشهاي زيادي روبهروست .
سوال 9- روابط شما با پوتين چگونه است؟
دلالت ضمني: در اينجا مسلماً نوعي دلالت ضمني وجود دارد كه البته براي فهم آن بايد روابط روسيه ـ آمريكا و روسيه ـ اوكراين در آن زمان مطالعه شود.
سوال 10- به مسئله مسموميت بر گرديم. هيچكس مسئوليت اين كار را بر عهده نگرفت؟
دلالت ضمني: اين سوال وقتي معنا مييابد كه به دو پرسش بعدي توجه كنيم. پس اين سوال مقدمهاي براي دو سوال بعدي است.
سوال 11- چگونه با چهره جديدتان روبهرو شديد؟
توضيح: پس از ابتلا به مسموميت، چهره رئيس جمهور اوكراين، تاول زده و تا حدودي زشت و ترسناك شده بود.
دلالتهاي ضمني: چهره جديد شما حاصل عمل محكوميتبار عدهاي بوده است كه شما را از آن چهره زيبا به اين چهره در آوردهاند.
سوال 12- به فضاي ديگري وارد شويم. بعضيها درباره شيوه زندگي پسر 19 ساله شما انتقاد دارند. او يك خودروي بيامو گران قيمت ميراند، موبايل بسيار گران دارد، محافظ شخصي دارد. هنگاميكه يك گزارشگر، در اينباره از شما پرسيد، عصباني شديد. آيا اين يك موضوع عمومي نيست؟
دلالتهاي ضمني: پسر شما بسيار مجلل زندگي ميكند و هزينه اين شيوه زندگي احتمالا از پول شما يا جايي ديگر خرج ميشود كه معلوم نيست از كجاست.
همچنين شما فردي هستيد كه كنجكاويهاي افكار عمومي درباره خودتان را بر نميتابيد.
سوال 13- مهمترين چيز اين است که او پسر خوبي است.
دلالتهاي ضمني: هرچند كه اين جمله كينگ يك گزاره خبري و نه يك پرسش است، اما بهدليل اهميت آن در فضاي گفتماني مصاحبه و نقشي كه اين جمله در برجستهسازي دارد، به تحليل آن ميپردازيم:
اينكه پسر شما چگونه زندگي ميكند، مسئله مهمي نيست، بلكه مهمترين چيز كه مردم نيز بايد به آن توجه كنند، اين است كه او پسر خوبي است. پس اين مردم هستند كه بايد فكر خود را عوض كنند و به اين فكر كنند كه او پسر خوبي است. شايد کينگ با اين سوال خواسته است که رئيسجمهوري اوکراين را از اتهام وارد شده تبرئه کند.
مصاحبه لري كينگ با ولاديمير پوتين
سوال 1- در مورد اين شغل، چه چيزي شما را شگفت زده ميكند؟
دلالتهاي ضمني: شما فردي جاهطلب هستيد كه كار بهمنزله رئيس جمهور و قدرت داشتن شما را مجذوب ميكند.
سوال 2- آيا شما از اين كار لذت ميبريد؟
دلالتهاي ضمني: قدرت داشتن باعث لذت شما ميشود، پس شما ممكن است فرد قدرتطلبي باشيد.
سوال 3- بياييد به بخشي بپردازيم که شايد لذتبخش نبوده باشد. چه اتفاقي براي زيردريايي افتاد؟
دلالت ضمني: غرق شدن زيردريايي يکي از بزرگترين چالشهايي بوده است که شما در طول رياست جهموريتان با آن مواجه بودهايد.
سوال 4- چرا؟ چه عاملي باعث غرق شدن آن شد؟ چه اتفاقي افتاد؟ ما چه ميدانيم؟
دلالتهاي ضمني: آيا شما به ما (كه نماينده همه دنيا هستيم) درست پاسخ دادهايد كه چه اتفاقي براي زير دريايي افتاده است؟
سوال 5- آقاي رئيس جمهور! در همه دنيا گفته ميشود كه چرا شما از ديگر كشورها كمك نخواستيد؟
دلالتهاي ضمني: حتماً چيزي در مورد غرق شدن اين زير دريايي وجود داشته است كه شما نميخواستهايد كه بقيه كشورها از آن مطلع شوند و همچنين شما يك كشور تكرو هستيد.
سوال 6- آيا اگر به گذشته برگرديد، كاري در گذشته هست كه با اطلاعات امروزتان، به گونهاي ديگر انجام دهيد؟
دلالتهاي ضمني: به احتمال زياد، كارهايي وجود داشته است كه شما آنها را به خطا يا نادرست انجام دادهايد و اكنون متوجه شدهايد كه اين كارها خطا بوده است (براي مثال موضوع زير دريايي).
سوال 7- بهعنوان نتيجهگيري درباره زير دريايي، آيا ما روزي درباره آنچه اتفاق افتاد، كاملاً خواهيم دانست؟ شما چه فكر ميكنيد.
دلالتهاي ضمني:
1. شما بايد به ما بگوييد كه چه اتفاقي افتاد. 2. شما بهطور شفاف اطلاعرساني نكردهايد.
سوال 8- آيا اين اتفاق، براي شما درباره تمام سيستم نظامي روسيه نگراني ايجاد ميكند؟
دلالتهاي ضمني: نظير اين اتفاق ميتواند براي تمام سيستم نظامي روسيه حادث شود، پس روسيه كشور آسيبپذيري است.
سوال 9- آيا شما با كلينتون درباره امكان همكاري در فعاليتهاي جستجوي زير دريايي بحث كرديد؟
دلالتهاي ضمني: از آنجا كه آمريكا، كشور خيرخواهي است، پس در صورت طلب كمك از دولت آمريكا، مسلماً به شما كمك ميشد.
سوال 10- شما ال گور، معاون رئيس جمهور را ميشناسيد، درست است؟
دلالتهاي ضمني: با توجه به در پيش بودن انتخابات رياست جمهوري آمريكا و رقابت ال گور و بوش، و از آنجا كه شما ال گور را ميشناسيد، احتمالاً ترجيح ميدهيد كه او رئيس جمهور شود.
سوال 11- آيا شما علاقهاي به دنبال كردن رقابت انتخاباتي آمريكا داريد؟
دلالت ضمني: بيشك انتخابات آمريكا براي كشور شما سرنوشتساز است.
سوال 12- آيا به هيچيك از كانديداها علاقه داريد؟ آيا علاقه داريد دو كانديدا را ملاقات كنيد؟ مواضع كداميك، بوش يا ال گور را درباره روسيه ميپسنديد؟
دلالتهاي ضمني: با توجه به سوال شماره 11، بهنظر ميرسد كه کينگ درصد است تا چنين تلقين كند كه براي روسيه و شخص پوتين، ال گور مناسبتر از بوش است.
سوال 13 – به نظرم شما درباره خيلي چيزها با كلينتون صحبت كرديد. درباره اين تاجر، ادموند پپ، او رئيس يك سرويس جاسوسي است. تلاش زياري وجود دارد كه او را به آمريكا باز گردانند. ميگويند شما با آمريكا درباره او معامله ميكنيد. داستان آقاي پپ چيست ؟
اين سوال يك سوال واضح و شفاف است و شايد بتوان گفت كه فقط براي روشن شدن موضوع است و دلالتي در ضمن آن وجود ندارد.
سوال 14- آيا شما يك جاسوس بوديد؟ منظورم اين است كه ميخواستيد يك جاسوس باشيد. شما در كي.جي.بي (كا.گ.ب) كار ميكرديد. آيا جاسوسي بين ملتهاي دوست هنوز وجود دارد؟
دلالتهاي ضمني: يكي از دلالتهاي ضمني اين سوال تنزل دادن مقام رئيس جمهور روسيه به حد يك جاسوس است. پس ممكن است اين فرد بهدليل تربيتهاي جاسوسي ميل به جاسوسبازي داشته باشد. در ضمن يك تداعي ديگر، تداعي دوستي بين ملتهاي آمريكا و روسيه است.
سوال 15- آيا شما از كارتان در كي.جي.بي لذت ميبرديد؟
دلالتهاي ضمني: اين پرسش در راستاي دو پرسش پيش است.
سوال 16- ميدانم كه شما در تلاشيد كه آمريكا را از سيستم دفاع ضد موشكي و نظاير آن برحذر داريد، چه چيزي شما را نگران ميكند اگر كشور ديگري فقط سيستم دفاعي بسازد؟ تا زمانيكه كشوري به كشور ديگر حمله نكرده است چه تفاوتي دارد كه 80 ميلياد دلار سيستم دفاعي داشته باشيم؟ چرا براي شما مهم است؟
دلالتهاي ضمني:
1. آمريكا 80 ميلياد دلار سيستم دفاعي ضد موشکي دارد.
2. اين سيستم فقط دفاعي است و تا زماني كه كشوري به كشور ديگر حمله نكرده است از آن استفاده نميكند. پس آمريكا صلحطلب است.
سوال 17- آيا شما فكر ميكنيد آمريكا بهواسطه اين سيستمها پيشرفت خواهد كرد؟
دلالتهاي ضمني: آمريكا بهواسطه داشتن سيستمهاي پيشرفته دفاعي فاصله خود را با كشورهاي ديگر مثل روسيه بيشتر خواهد كرد.
سوال 18- درباره جنبههاي ديگر زندگي بحث ميكنيم: او رئيس يك كشور است. او انتخاب شده است. فكر مي كنم 100 روز پيش، درست است؟ مطبوعات آزاد و بحثهاي مثل اين درباره روسيه در آمريكا بسيار است. اكنون ولاديمير گوسينسكي در زندان است. برزوفسكي، يك غول رسانهاي است كه خواسته است، مقر خود را به ايالات متحده منتقل كند. آيا شما به دنبال سركوب مخالفان هستيد؟
دلالتهاي ضمني: در اين پرسش، كينگ كوشيده است تا با ارئه شواهد، نشان دهد كه پوتين يك فرد انحصارطلب و سركوبگر است. در ضمن ملت آمريكا، به آزادي و دموكراسي در كشورهاي ديگر بهاي بسيار ميدهد.
همچنين با مطرح كردن اين عبارت كه «او انتخاب شده است»، گويي به نوعي ميخواهد، انتخاب شدن او را زير سوال ببرد، زيرا كينگ يك امر بديهي را مطرح ميكند، پس شايد با مطرح كردن آن، قصدش اين بوده كه انتخاب شدن پوتين را زير سوال ببرد.
سوال 19- بگذاريد درباره چچن صحبت كنيم. آيا قابل حل است؟ آيا سربازان شما در آنجا ميمانند؟ ميدانم در آستانه جنگ، مردم از شما حمايت ميكردند. اما اكنون آنها سوالات خود را دارند. موقعيت امروز چگونه است؟
دلالتهاي ضمني: مردم روسيه اكنون با جنگ در مقابل چچن، مخالف هستند.
سوال 20- داستانهاي غمانگيز درباره اقتصاد روسيه ميشنويم. نيمي از مردم زير خط فقر هستند. فساد و مافيا زياد است. سلامت ملت چيست؟ ثبات كشور چيست؟
دلالتهاي ضمني:
1- فقر و فساد در روسيه بسيار است.
2- كشور روسيه ثبات ندارد.
3- شما در اداره كشور موفق نبودهايد.
سوال 21- شما يك متخصص جودو هستيد. آيا جودو را ميشناسيد؟ شما در تيم مدرسه بوديد؟ هنوز تمرين داريد؟
دلالتهاي ضمني: اين سوال در وهله اول بياهميت بهنظر ميرسد، اما شايد منظور كينگ از اين سوال توجه دادن مخاطب به علاقه پوتين به ورزشهاي رزمي و در نتيجه خوي رزمطلب او باشد.
سوال 22- آيا تجارت آمريكا به دليل فساد، درباره سرمايهگذاري در روسيه، دودل است؟
دلالتهاي ضمني: 1. اقتصاد روسيه فاسد است 2. تجارت آمريكا سالم است و فقط در جاهايي سرمايهگذاري ميكند كه داراي سلامت اقتصادي باشد.
سوال 23 – درباره اعتقادات مذهبي ولاديمير پوتين زياد شنيده ميشود. شنيدهام كه صليبي بر گردن داريد، درست است؟ آيا شما مذهبي هستيد؟
دلالت ضمني: بايد ديد كه منظور كينگ از مذهبي بودن چيست و او با اين واژه چه چيزي را ميخواهد القا كند. شايد اين سوال در جهت تعادل بخشيدن به جريان مصاحبه باشد، زيرا مذهب در شکل عام آن بهويژه مسيحيت يک ارزش مثبت در ميان آمريکاييان محسوب ميشود.
سوال 24- آيا به قدرت برتر اعتقاد داريد؟
دلالت ضمني: اين سوال يك ظاهر دارد و يك باطن. ظاهر آن اين است كه آيا شما به خدا بهعنوان يك قدرت برتر اعتقاد داريد و باطن آن ميتواند تلقين اين نكته باشد كه همانطور كه خلقت به يك نيروي برتر نياز دارد، دنيا نيز يك قدرت برتر براي اداره كردن و نظم بخشيدن به آن نيازمند است و آن آمريکاست.
مصاحبه لري كينگ با ژنرال پرويز مشرف
جمله اول: امشب يك مصاحبه اختصاصي با ژنرال پرويز مشرف داريم كه كشور او متحد آمريكا در مبارزه با تروريسم است.
هر چند كه اين جمله، سوال نيست اما جاي تحليل گفتمان دارد.
دلالتهاي ضمني: از ابتداي مصاحبه، كينگ، پرويز مشرف را يك چهره مثبت و حامي آمريكا در منطقه معرفي ميكند. پس نخستين تصويري كه از او ساخته ميشود، تصويري مثبت براي مردم آمريكاست.
سوال 1- ديروز رئيس امنيت طالبان گفته است كه مشرف دشمن ماست و هدف بعدي ما اوست. آيا اين اظهارنظر باعث نگراني شماست؟
دلالت ضمني: از آنجا كه پاكستان متحد آمريكاست، پس طالبان دشمن مشترك آمريكا و پاكستان است و همچنين اينكه طالبان قرار است به اقدامات تروريستي ادامه دهد، پس لازم است كه آمريكا و متحدانش هوشيار باشند.
سوال 2- آيا پيوستن به مبارزان ضدتروريسم در جهان براي شما تصميم سختي بود؟
دلالت ضمني:
1. در پاکستان نظر واحدي درباره مبارزه با تروريسم وجود ندارد.
2. پيوستن به مبارزان با تروريسم تصميم آساني نيست.
سوال3- شما پيش از اين، گروه طالبان را حمايت ميكرديد. چه چيزي تغيير كرد؟
دلالتهاي ضمني: شما پيش از اين جزء تروريستها بوديد، چون از تروريسم حمايت ميكرديد و در ضمن متحد آمريكا نبوديد.
سوال 4- نهايت حمايت شما از تلاشهاي آمريكا كجاست؟ آيا به سربازان آمريكايي در پاكستان خوشآمد ميگوييد؟
دلالتهاي ضمني: پاكستان بايد مشخص كند كه آيا حمايتش ازآمريكا حد و مرز دارد يا نه و اين مرز كجاست؟ شايد هدف كينگ از اين پرسش اين بوده است كه از مشرف بشنود كه حمايت پاكستان از آمريكا حد و مرز ندارد. خوشآمد گويي به سربازان آمريكايي به معني حمايت پاكستان از مبارزان ضد تروريسم است. پس درواقع مشرف بايد پاسخ دهد تا كجا از مبارزه بر ضد تروريسم حمايت ميكند.
سوال 5- آيا سربازان پاكستاني نيز همكاري ميكنند؟
دلالتهاي ضمني: پيوستن سربازان پاكستاني به سربازان آمريكايي در مبارزه، نشانه اثبات ادعاي پاكستان مبني بر حمايت از آمريكاست. همچنين، در پاسخ به اين سوال مشرف بايد بهطور دقيق مواضع خود را اعلام كند.
سوال 6- ملاقات هفته گذشته خود را با كالين پاول موفقيتآميز ميدانيد؟
اين پرسش، يك پرسش شفاف و بدون دلالت ضمني است.
سوال 7- شما موافقت كرديد كه با يك دولت فراگير در افغانستان همكاري كنيد. نظر شما درباره اين دولت چيست؟
دلالتهاي ضمني: پاكستان ضمانت كرده است كه دولت فراگير را در افغانستان حمايت كند و با آن همكاري كند پس اگر چنين نكرد، برخلاف گفته خود عمل كرده است.
سوال 8- چه نقشي را براي اتحاد شمال قائل هستيد؟ دولت آمريكا در عوض چه قولي به شما داده است؟ ميدانم كه آنها بعضي تحريمها را تعليق كردهاند و يا در باز پرداخت ديون به شما كمك ميكنند، چيز ديگري هم هست؟
دلالتهاي ضمني: هر كشوري كه با آمريكا همكاري كند، مورد حمايتهاي آمريكا قرار ميگيرد.
سوال 9- در كنفرانس مطبوعاتي بعد از مذاكره با پاول، گفتيد كه اميدواريد عمليات در افغانستان طولاني نشود. آيا فكر ميكنيد اين عمليات كوتاه خواهد بود؟
دلالت ضمني: شايد اين پرسش را بتوان نوعي طلب موضع از مشرف در قبال عمليات نظامي آمريكا در پاكستان دانست.
سوال 10- شما در يک مصاحبه گفتهايد که آمريکا ابتدا بايد رهبر القاعده يعني ملاعمر را دستگير کند. يعني قبل از بن لادن؟
دلالت ضمني: شايد با اين پرسش کينگ ميخواسته است که اولويت مبارزه پاکستان با تروريسم را نشان دهد و همچنين يک دلالت ضمني ديگر اينکه پاکستان ممکن است که منافع مشترکي با بن لادن داشته باشد که مشرف به دستگيري بن لادن اولويت نداده است و شايد با او ملاقات هم داشته است.
سوال 11- احساس عمومي نسبت به آمريكا در كشور شما چيست؟ ميدانيم كه اعتراضات زيادي بر ضد ما ميشود. ما آنها را ديدهايم. يك گروه نظامي بر ضد ماست. احساسات عمومي درباره آمريكا در پاكستان چگونه است؟
دلالتهاي ضمني: مخالفتهايي كه در پاكستان بر ضد آمريكا وجود دارد، بيشتر از سوي گروههاي نظامي ضدقانوني است و مردم پاكستان مخالفت چنداني با آمريكا ندارند.
سوال 12- آيا شما براي حمايت از آمريكا در كشورتان مشكلي داريد با توجه به اينكه معتقديد مردم پاكستان آمريكا را با احساس خيانت ميشناسند؟
دلالتهاي ضمني: اين كه شما از آمريكا حمايت ميكنيد، نشانه اين است كه تنها گروه كوچكي از مردم پاكستان با آمريكا مخالفند و اكثريت آنها نظر مثبتي نسبت به آمريكا دارند.
سوال 13- هيچيك از اينها را به بوش گفتهايد و كلاً آيا مذاکرات منظمي با بوش داريد؟
دلالتهاي ضمني: شايد سوال درصدد است كه چنين به ذهن تداعي كند كه اگر شما و ديگر روساي كشورها مسائل خود را با رئيس جمهور آمريكا در ميان بگذاريد و بهطور منظم با او جلسه داشته باشيد، مشكلات شما حل خواهند شد.
سوال 14- آيا در مورد افغانستان نيز چنين ترسي داريد كه ناگهان از سوي آمريكا دچار خيانت شويد؟
دلالتهاي ضمني: دلالت ضمني اين پرسش، بيشتر اعلام موضع صريح دولت پاكستان است. دلالت ضمني آن مبنيبر اين است كه براي ايجاد امنيت رواني در پاكستان و ديگر كشورها آمريكا بايد در افغانستان بماند.
سوال 15- اگر آمريكا به عراق حمله كند چه؟
دلالتهاي ضمني: شايد اين سوال براي فهم واكنش بقيه مسلمانان در قبال حمله آمريكا به عراق باشد.
سوال 16- آوارگان، شما اين مشكل را حل ميكنيد؟ چه تعداد وارد مرزهاي شما شدهاند؟
دلالتهاي ضمني: اول اينكه، آوارگان يك مشكل هستند كه بايد حل شود. اين سوال ميتواند بهمنظور جلب حمايتهاي بينالمللي براي پاكستان بهعنوان يك كشور بشردوست، پرسيده شده باشد و القاي اين نكته كه پاكستان با وجود فقر مالي، باز پناهندگان و آوارگان را ميپذيرد.
سوال 17- هند و پاكستان هر دو سلاح هستهاي دارند. ما اين را ميدانيم. آيا نميترسيد كه بنيادگرايان اختيار اين سلاحها را بر دست گيرند و آن را بهكار برند؟ چقدر اسلحه هستهاي شما حفاظت شده است؟
دلالتهاي ضمني: در صورتيكه اين اسلحه به دست بنيادگرايان بيفتد، براي هر دو كشور بسيار خطرناك است واين احتمال وجود دارد. پس وجود يک ژاندارم در منطقه الزامي است.
سوال 18- نظر شما درباره حادثه هليكوپتر آمريكايي در پاكستان چيست كه در اثر آن، دو سرباز آمريكايي كشته و سه تا زخمي شدند؟
دلالتهاي ضمني: سربازان آمريكايي آماده فداشدن براي برقراري دموكراسي در همه دنيا هستند و پاكستان هنوز كشور ناامني است و حضور آمريكا در منطقه براي برقراري امنيت الزامي است.
سوال20- آقاي رئيس جمهور، در نهايت آيا شما بر آينده مبارزه با تروريسم خوشبين يا بدبين هستيد؟ فكر ميكنيد اين اتحاد موفق شود، يانگرانيد؟
دلالتهاي ضمني: اين سوال امتداد پرسش 9 است. كينگ در چند مورد از مشرف خواسته است كه موضع خود را درباره مبارزه با تروريسم و احتمال طولانيشدن آن اعلام كند.
مصاحبه لري كينگ با محمود احمدينژاد
سوال 1- آيا شما آمدن به نيويورك را دوست داريد؟
دلالتهاي ضمني: بهدليل سفرهاي رئيس جمهور به آمريكا، شايد كينگ اين سوال را مطرح ميكند تا فاصله تمدني كشور خود و ايران را بيان كند و اينكه رئيس جمهور ايران، بسيار دوست دارد كه در اين کشور مورد توجه قرار گيرد.
سوال 2- اما دشمني بين دو كشور وجود دارد و يا حداقل بين رهبران دو كشور. آيا فكر ميكنيد ميتوانيد گامي در اين جهت برداريد؟ ملتها با هم اختلافي ندارند؟
دلالتهاي ضمني: اولين دلالت ضمني اين پرسش، تلقين اين است كه بين رهبران و ملتهاي دو كشور اختلافعقيده وجود دارد و شايد قصد او اين بوده است كه به مخاطب القا كند كه مردم ايران با رهبرانشان همعقيده نيستند.
سوال 3- رئيس جمهور به نامه شما پاسخ نداد، داد؟
دلالتهاي ضمني: دلالت ضمني اين سوال، ايجاد تصوير از رئيس جمهور كشوري است كه نامهاي به رئيس جمهوري ديگري مينويسد و اين نامه بيپاسخ ميماند. پس شايد اين سوال براي ايجاد تصوير يك رئيس جمهور نامعتبر نزد افكارعمومي باشد.
سوال 4- بوش در آخر دوران خود است و شما با رئيس جمهور جديد مواجه خواهيد بود، به هرحال، آيا ميان نامزدهاي آمريكايي ترجيحي داريد؟
دلالتهاي ضمني: با توجه به اظهارنظر قبلي مقامات ايراني، از جمله خود احمدينژاد مبني بر اولويت اوباما براي ايران، اين سوال، تداعي ميكند كه ايران ترجيح ميدهد، اوباما زمام قدرت را در آمريكا بهدست بگيرد.
سوال 5- آيا ميخواهيد با سناتور مك كين يا اوباما ملاقات كنيد؟
دلالتهاي ضمني: باتوجه به سوال بعدي كه چرا فكر ميكنيد كه آنها نميخواهند با شما ملاقات كنند، اين سوال، نوعي تداعي است كه رئيس جمهور ايران بهشدت به مذاكره با اين دو تمايل دارد ولي آنها نميخواهند با رئيس جمهور ايران مذاكره كنند.
سوال 6- چرا شما فكر ميكنيد كه آنها نميخواهند با شما ملاقات كنند؟ چرا بوش، مك كين يا اوباما، نميخواهند با شما صحبت كنند؟
دلالتهاي ضمني: اين سوال، ادامه سوال پيشين است و ميخواهد چنين تداعي كند كه بهدليل اينكه كشور شما، در نظام بينالملل، مورد انتقادات زيادي است، اين افراد، تمايل ندارند با شما صحبت كنند.
سوال 7- شما بهعنوان يك كشور دشمن محسوب ميشويد و چيزهاي بسياري درباره ايران، آمريكاييها را نگران ميكند. شما قبول ميكنيد كه براي دنياي بهتر، يك مشكل بحث برانگيز هستيد، نيستيد؟
دلالتهاي ضمني: دلالت ضمني ندارد. هر آنچه كه كينگ قصد گفتنش راداشته، بيپرده گفته است.
سوال 8- اما شما از اينكه آمريکا، دنيا را از شر صدام خلاص كرد، خوشحال نيستيد؟
دلالتهاي ضمني: با طرح اين پرسش كينگ ميخواهد خط فكري ايران و عراق را يكسان تلقين كند. يعني از آنجا كه شما از حذف شدن صدام خوشحال نيستيد، پس شما هم مثل صدام هستيد.
سوال 9- آقاي رئيس جمهور! شما قبلاً شهردار بوديد و ما اكنون خانم پالين را داريم كه قبلاً شهردار بود و اكنون يك دولتي است كه براي معاونت رئيس جمهوري تلاش ميكند. درباره او چه فكر ميكنيد. آيا ميخواهيد او را ملاقات كنيد.
دلالتهاي ضمني: گفتمان اين پرسش، و پرسشهاي 5 و 6 يكسان است، بدين معني كه ميخواهد القا كند كه شما در نهايت ميتوانيد با شهردار سابق صحبت كنيد و از طرف روساي جمهور به رسميت شناخته نميشويد.
سوال 10- آيا او را ملاقات خواهيد كرد، اگر او بگويد با شما ملاقات ميكند؟
دلالتهاي ضمني: اين پرسش نيز در راستاي پرسشهاي ياد شده است. بهنظر ميرسد كه كينگ با طرح 4 پرسش شبيه بههم قصد دارد تا رياست جمهوري ايران را تاحد يك شهردار سابق پايين برد.
سوال 11- خب يكي از بزرگترين وحشتهايي كه آمريكا و درواقع همه جهان، درباره ايران دارد، به سلاحهاي هستهاي مربوط است. آيا ميتوانيد به ما بگوييد چه ميكنيد؟ آيا شما در حال ساختن اين نوع سلاح هستيد؟ شرايط كشور شما و سلاحهاي هستهاي چيست؟
دلالتهاي ضمني: اولين مسئله اين است كه نگراني آمريكا، نگراني همه دنياست و آمريكا نماينده بر حق دنياست. دوم اينكه همه دنيا، نگران ايران هستند و ايران عامل وحشت در دنياست. سوم اينكه کاربرد اصلي انرژي هستهاي در ايران براي ساخت سلاح است.
سوال 12- پس شما براي بازرسيها باز هستيد؟ براي هر كسي كه بخواهد بازرسي كند؟ اگر به آمريكا يا هر يك از اعضاي جامعه بينالملل اجازه بازرسي بدهيد، ترسها از ميان خواهد رفت.
دلالتهاي ضمني: اين سوال نوعي طلب اعلام موضع صريح از سوي ايران است و همچنين اينكه هر يك از اعضاي جامعه بينالملل، تاسيسات ايران را بازرسي نكنند، ترس از ميان نخواهد رفت، پس ايران چارهاي جز پذيرش بازرسيها ندارد.
سوال 13- شما درباره رژيم صهونيستي گفتيد. شما گفتهايد كه اسرائيل بايد از نقشه حذف شود. اكنون وقتي شما ميگوييد شما يك ملت صلحطلب هستيد، حتي منظورتان اقدام نظامي نيست. منظور شما حذف سياسي از نقشه است؟ دقيقاً منظورتان چيست؟
دلالتهاي ضمني: شما چطور ميگوييد كه ايران صلحطلب است ولي ميخواهد كشوري از نقشه حذف شود. او همچنين از رئيس جمهور ايران ميخواهد بهطور كامل مواضع خود را درباره حذف اسرائيل و اظهارات پيشينش بيان كند.
سوال 14- آيا شما موافقيد كه با همه مردم خاورميانه، از جمله اسرائيل، براي كاركردن درباره راه حلهاي مشترك فكر كنيد؟ شما راه حلهاي زيانآور را نميخواهيد، بمبها را نميخواهيد و شما نميخواهيد ملتي را از بين ببريد. شما ميخواهيد كارهاي سياسي انجام بدهيد چرا نمينشينيد و با حضوراسرائيل مذاكره نميكنيد؟
دلالتهاي ضمني: اول اينكه اسرائيل جزئي از خاورميانه است. دوم اينكه، اين شما نيستد كه به تنهايي بايد براي اسرائيل تصميم بگيريد. و سوم اينكه اگر شما صلحطلب هستيد، پس چرا با اسرائيل پاي ميز مذاكره نمينشينيد، پس شايد ادعاي شما درست نباشد.
سوال 15- اما دنيا اسرائيل را يك كشور ميداند. هنوز در واقعيت يك كشور است و شما نميتوانيداين حقيقت راتغيير دهيد. «اسرائيل يك كشور است».
دلالتهاي ضمني: شما مخالف همه دنيا نظر ميدهيد و شما نميتوانيد نظر دنيا را تغيير دهيد.
سوال 16- از آنجا كه خشونت راهحل نيست و اگر شوروي و آفريقاي جنوبي بدون خشونت تغيير ررژيم دادند، پس راهحل اسرائيل چيست؟ چگونه اين مفهوم از صلح را به هر كجا ببريم؟ شما نميخواهيد اسرائيل نابود شود. من گمان ميكنم شما نميخواهيد اسرائيل نابود شود. شما نميخواهيد فلسطينيها بميرند. پس پاسخ چيست؟
دلالتهاي ضمني: اين سوال بهنوعي طلب اعلام راهحل صلح آميز از طرف ايران است كه هم اسرائيل به رسميت شناخته شود و هم فلسطينيها در امنيت باشند، پس راهحل ايران هرچه هست، بايد در آن اسرائيل به رسميت شناخته شود.
سوال 17- من ميدانم كه شما به دلايلي منكر اين شدهايد، اما آيا صهونيستها از يك قتلعام جان به در نبردهاند؟ آيا آنها باز ماندههاي ميليونها مرد، زن و كودك مرده نيستند؟
دلالتهاي ضمني: از آنجا كه يكي از مهمترين دکترينهاي رئيس جمهور ايران نفي يا ترديد در هولوكاست بوده است، كينگ، با اين سوال ميخواسته است بداهت واقعه هولوكاست را القا كند.
سوال 18- آيا شما از حمله آمريكا يا اسرائيل ميترسيد؟
دلالتهاي ضمني: احتمال حمله آمريكا و اسرائيل به ايران وجود دارد. شايد كينگ با اين سوال قصد داشته تا موضع ايران را به روشني در قبال حمله احتمالي اين دو كشور از زبان رئيس جمهور بشنود.
سوال 19- به هر حال، دربارهي حقوق بشر در اسرائيل گفتيد. آيا در كشور خودتان مسائل حقوق بشر نداريد؟
دلالتهاي ضمني: اينكه شما از نقض حقوق بشر در اسرائيل سخن ميگوييد به نوعي فرافكني مشكلات و مسائل حقوق بشر در كشور خودتان است.
سوال 20- مردم ايران معترضند كه حقوق بشري مشابه بقيه مردم ندارند. همجنس بازان؛ شما سال پيش گفتيد كه ايران همجنس باز ندارد. همهجا همجنس باز دارد.
دلالتهاي ضمني: در تمام محافل رسانهاي و غير رسانهاي دنيا اين سوال مطرح بود كه چرا لري كينگ وقتي از حقوق بشر در ايران صحبت ميكند، درباره همجنس بازان صحبت ميكند. تحليل بيشتر گفتمان اين پرسش در بخش نتيجهگيري خواهد آمد.
سوال 21- آيا فكر ميكنيد كه روابط بين آمريكا و ايران بهتر خواهد شد؟
دلالت ضمني: كينگ با اين پرسش قصد دارد چشمانداز آينده ايران درباره رابطه با آمريكا و ميزان انعطافپذيري ايران در اين رابطه را از زبان رئيس جمهوري ايران بشنود.
سوال 22- سناتور اوباما درباره رابطه با ايران گفته است، اما سناتور مك كين نگفته است. او نسبت به ديپلماسي باز است. آيا اين از نظر شما مطلوب است؟
دلالتهاي ضمني: انتخاب مك كين مورد نظر ايرانيها نيست و آنها اوباما را ترجيح ميدهند.
سوال 23- در آمريكا به كجا دوست داريد برويد؟
دلالتهاي ضمني: اين سوال نيز در بخش نتيجهگيري مورد بحث قرار خواهد گرفت.
سوال 24- چند فرزند داريد؟ دختر يا پسر ؟ چند ساله؟ زياد پير بهنظر نميرسيد كه فرزند متأهل داشته باشيد.
درباره اين سوال نيز در بخش نتيجهگيري بحث خواهد شد.
تحليل گفتمان مقايسهاي چهار مصاحبه
با توجه به آنچه در بالا رفت و مقايسه آن با پيشينه تحقيق، ميتوان نتيجه گرفت که مصاحبههاي سياسي نوعا از الگوي رايج مصاحبههاي لري کينگ تبعيت نميکنند، زيرا براساس الگوي غالب مصاحبههاي کينگ، او 45 درصد زمان مصاحبه را به موضوعات سرگرمکننده اختصاص ميدهد (گزارش يالانه درباره روزنامه نگاري در آمريكا، 2005) که در مورد مصاحبههاي اين چهار رئيسجمهور اين موضوع صادق نيست. براساس همين الگو که ذکر ميکند، لري کينگ تنها دو درصد قضاوتهاي شخصي خود را در مصاحبه دخيل ميکند، بهنظر ميرسد که اين الگو درباره چهار رئيسجمهور مورد تحقيق نيز صادق باشد.
اما نکتهاي که قابل ذکر است اينکه در بخش استناد، استدلالهاي لريکينگ اصولا خارج از چارچوبهاي متداول علمي است؛ به اين معني که او براي مستند کردن گفتههايش از استنادهاي علمي استفاده نميکند و به عباراتي نظير «شنيدهام»، «ميدانم که»، «شنيده ميشود» و از اين دست اکتفا ميکند. اين موضوع شايد با در نظر گرفتن طبقهبندي مخاطبان برنامه لريکينگ لايو قابل توجيه باشد، زيرا بيشترين مخاطبان برنامههاي کينگ از لحاظ تحصيلات، مردم عادي و معمولا معادل ديپلمه هستند و به همين دليل مباحثات علمي و استنادهاي با سند و مدرک جاذبه لازم را براي آنها ندارد.
همچنين همانگونه که گفته شد در تحليل گفتمان، پژوهشگر هم بايد خرده گفتمانها را تحليل کند و هم از وراي گفتمانهاي خرد به گفتمان کلان و درواقع به ايدئولوژي حاکم بر فضاي گفتماني دست يابد. پس در مورد اين پژوهش ضروري است که پس از تحليل ششگانه گفتمان حاکم بر هر پرسش، سوگيري کلان هر مصاحبه را کشف کنيم تا بهواسطه آن به گفتمان کلان هر مصاحبه دست يابيم و همچنين هدف پژوهش يعني مقايسه گفتمان حاکم بر اين چهار مصاحبه و تشخيص کارکردهاي اين مصاحبهها (تحليل گفتمان کارکردگرا) ميسر شود.
يکي از کارکردهاي مصاحبههاي سياسي، کارکرد تصويرسازي (انگارهسازي) آن است. مولانا (1380) تصوير يا انگاره را مجموعهاي ميداند كه ذهن ما در مورد حقيقت و ابعاد مختلف آن پيشرو دارد. يك انگاره، تركيب شاخصهايي است كه فرد درباره شيء يا يك پديده دارد. در مورد يك مصاحبه، انگارهسازي بدين معني است كه مصاحبهگر ميکوشد که براساس هدف از پيش تعيينشده که اين خود از ايدئولوژي مصاحبهگر که نماينده گفتمان کلانتري است (براي مثال ممکن است لري کينگ نماينده گفتمان و ايدئولوژي حاکم بر رسانه سي.ان.ان و ايدئولوژِي خود اين رسانه هم برگرفته از ايدئولوژي حاکمان آمريکا باشد)، نوعي تصوير خاص از مصاحبهشونده بسازد.
نكته ديگري كه در مورد مصاحبههاي سياسي زنده بايد به آن اشاره كرد، اين است كه اين مصاحبهها به دليل ايجاد وضعيتي غيرقابل پيشبيني براي مصاحبهشونده، اين امكان را براي مصاحبهكننده (به نمايندگي از يك گفتمان كلانتر) فراهم ميكند كه هم واكنش مصاحبهشونده را در قبال مسائل پيشبيني نشده مشاهده كند و هم موضع صريح و بدون مطالعه قبلي او را در قبال موضوعي خاص متوجه شود (جفري، 2008). اين مسئله در مصاحبههاي لري كينگ در قالب خواست او از مصاحبهشونده براي اعلام موضع درباره موضوعات مطرح شده، نمايان است.
ويکتور يوشچنکو ؛ تلاش براي ساختن تصويري مثبت
در مورد مصاحبه لري کينگ با يوشچنکو، آنچه بارز است، تمايل کينگ به ساختن تصويري مثبت از او و مردم اوکراين نزد افکار عمومي آمريکاييان است. کينگ در بعضي پرسشها تلاش کرده است که حتي دلسوزي مخاطب را نسبت به يوشچنکو جلب کند. هر چند هيچگاه نميتوان گفت که کينگ که نماينده يک رسانه معتبر جهاني (سي-ان-ان) است، درصدد بوده است که تصويري کاملا مثبت و بدون خدشه از مصاحبهشونده بسازد؛ چراکه او در پارهاي موارد پرسشهاي چالشبرانگيزي نيز از رئيسجمهوري اوکراين ميپرسد که پرسش درباره انحلال کابينه، کنار گذاشتن يوليا تيموشنکو و نوع زندگي فرزند يوشچنکو نمونههايي از اين چالشها هستند.
در مجموع، اگر انگارهسازي را يکي از کارکردهاي اصلي مصاحبههايي از اين دست بدانيم، ميتوان گفت که بهطور نسبي (و نه مطلق) تصويري که از يوشچنکو ساخته ميشود، تصويري مثبت است.
ولاديمير پوتين ؛ او جاهطلب است
در تحليل گفتمان اين مصاحبه بايد گفت که اين گفتمان شباهت زيادي به گفتمان حاکمان آمريکا درباره روسيه دارد. وقتي کينگ در اولين پرسش از پوتين ميپرسد که آيا قدرت او را هيجانزده ميکند، شايد بهطور ضمني قصد ساختن تصويري قدرتطلب از پوتين دارد که حاضر است براي بقاي قدرت، مخالفان را سرکوب کند، از ديگر کشورها (موضوع زيردريايي) کمک نخواهد و جاسوسبازي را بين دو کشور رواج دهد. در اين ميان روحيه هماوردطلبانه او (زيرا او يک جودوكار است) ميتواند اين ادعاها را با قوت بيشتر ثابت کند. نکته ديگر اينکه، روسيه تحت امر او، دچار فساد و بيماري اقتصادي شديدي است.
پرويز مشرف ؛ گفتگو براي تشخيص مواضع
«کشور او در جنگ عليه تروريسم، متحد آمريکاست». اين اولين جملهاي است که کينگ درباره مشرف ميگويد و شايد از همان ابتدا ميخواسته است، با ايجاد تصويري مثبت از مشرف و پاکستان فضاي گفتماني مثبتي را بر مصاحبه حاکم کند.
هرچند که کينگ براساس سنت هميشگياش که چالش را يک اصل در مصاحبه ميداند، از پرسشهاي چالشبرانگيز و بيان پيش فرضهاي منفي درباره مشرف و پاكستان هم اجتناب نکرده است، اما ميتوان گفت که در مجموع، تصوير ساختهشده از مشرف، تصويري مثبت و صلحخواه است.
نکتهاي که در اين مصاحبه بارها ديده ميشود، درخواست اعلام موضع صريح مشرف درباره پارهاي از مسائلي است که ابعادي از آنها به حضور آمريکا در منطقه بر ميگردد. در اينجا يک فرض رخنمايي ميکند و آن اين است که يکي از کارکردهاي چنين مصاحبههايي اعلام يک موضع صريح از سوي مصاحبهشونده است که در همه جهان شنيده شود. اين اعلام مواضع هم براي سياست خارجي آمريکا پارهاي از مجهولات را معلوم ميکند و هم ميتواند تصوير آمريکا را در ميان ملل مختلف براي حاکمان اين کشور روشن کند. همچنين اعلام موضع در رسانهاي با برد جهاني نوعي التزام براي روساي جمهوري به وجود ميآورد و چه بسا آنها تحتتاثير فضاي حاکم بر مصاحبه اعلام مواضعي متفاوت از استراتژيهاي کلان کشور خود داشته باشند (همان، 2008 ).
محمود احمدينژاد ؛ الگوي يكسان، گفتمان متفاوت
مقايسه تطبيقي اين مصاحبه با سه مصاحبه ديگر نشان ميدهد که از لحاظ الگوي مصاحبه، اين مصاحبه با سه مصاحبه ديگر تفاوتي ندارد.
«آيا آمدن به نيويورک را دوست داريد؟» اين اولين سوال کينگ از رئيسجمهوري کشورمان است. نگاهي به اين پرسش و چند پرسش ابتدايي مصاحبه از تلاش کينگ براي غيرموجه جلوه دادن رئيسجمهوري کشورمان حکايت ميکند. او با طرح اين پرسش که «چرا روسايجمهوري ما نميخواهند با شما ملاقات کنند» و همچنين با همتا قرار دادن رئيسجمهوري ايران با يک شهردار سابق، آگاهانه، قصد دارد اهميت مقام رياستجمهوري ايران را زير سوال ببرد. مورد ديگر را ميتوان تلاش کينگ در ساختن تصويري متفاوت از ايران در عمل، نسبت به آنچه مقامات ايراني در حرف بيان ميدارند، دانست. در جاييکه کينگ ميپرسد که اگر شما ادعا ميکنيد، صلحطلب هستيد، پس معني حذف اسرائيل از روي نقشه چيست؟
در پارهاي از پرسشها (مثلا سوال 13) کينگ تعدادي پيشفرض در پرسشش دارد: «شما صلحطلب هستيد، بمبها را نميخواهيد، منظورتان حذف نظامي نيست و … .» .اين نوع پيش فرضها را ميتوان از دو جنبه مطالعه کرد:
1. تلاش کينگ براي ايجاد نوعي مقايسه در ذهن مخاطب که بين حرف و عمل مقامات ايراني تناقض وجود دارد.
2. ايجاد پيشفرض براي رئيسجمهوري ايران که با اين ترفند، دايره پاسخهاي رئيسجمهور ايران را محدود کند و سپس از او موضع رسمي ايران را بشنود.
طلب اعلام رسمي موضع درباره بعضي موضوعات که در مصاحبه کينگ با مشرف ديده ميشد، در اين مصاحبه نمود بيشتري يافته است. قالب اصلي غالب پرسشهاي کينگ از رئيسجمهور کشورمان به اين شكل است که او پس از طرح يک يا چند پيشفرض، از رئيسجمهوري ميخواهد که موضع رسمي خود را در قبال موضوع بيان کند (براي نمونه به سوال 16 نگاه کنيد).
يکي از پرسشهايي که در محافل مختلف و حتي در خود آمريکا بسيار بحث برانگيز بود، مطرح کردن موضوع نقض حقوق همجنسبازان بهمنزله نمود نقض حقوق بشر در ايران بود. اين پرسش را ميتوان از چند ديد تحليل کرد:
1. کينگ، اطلاع دقيقي از اوضاع ايران و اتهاماتي که در مجامع بينالمللي درباره ايران مطرح ميشود، نداشته است که البته در اينجا تيم پشتيبان کينگ يعني کساني که او را هدايت ميکنند نيز زير سوال ميروند؛ مگر اينکه فرض را بر اين بگذاريم که کينگ در طرح پرسشها اختيار کامل دارد و به کسي اجازه دخالت نميدهد.
2. احتمال دوم به کارکرد اين مصاحبه برمي گردد. ميدانيم که موضوع همجنسبازان در حال حاضر فقط در غرب و آن هم بهطور خاص در آمريکا بهمنزله يک موضوع حقوقبشر مطرح است و اين موضوع حتي در اروپا نيز محل چالش زيادي نيست. در ايران نيز بهمثابه مخاطب ديگر اين مصاحبه، همجنسبازي دغدغه فکري نزد افکار عمومي ايرانيان نيست. پس از آنجا که بسياري از مسائل ديگر حقوقبشر که در بسياري از کشورهاي در حال توسعه محل مناقشه است، در آمريکا دستکم در لفظ حل شدهاند و بحث روز حقوقبشر در آمريکا بحث همجنسبازان است و نيز با توجه به اين فرض که مخاطبان عمده برنامههاي کينگ در آمريکا سطح تحصيلات بالايي ندارند، پس اين فرض که اين پرسش تنها براي ايجاد يک تصوير ضد حقوقبشر قابل فهم براي عامه آمريکاييان از ايران مطرح شده است، قوت ميگيرد.
در مورد دو پرسش آخر، نيز ميتوان چنين گفت که اين پرسشها، پرسشهاي نامتعارفي در مصاحبههاي کينگ نيستند و در مقايسه آن با سه مصاحبه ديگر، اين پرسشها از يک الگو تبعيت کردهاند، زيرا از سه رئيسجمهور ديگر (البته درباره مشرف چندان صدق نميکند) نيز سولات شخصي مطرح شده است. (سوالات 12 و 13 از رئيسجمهوري اوکراين و 21 از رئيسجمهوري روسيه). اما شايد بتوان چنين استنباط کرد که گزاره «خيلي جوان بهنظر ميرسيد» در انتهاي مصاحبه نوعي دلالت ضمني بر کمتجربه بودن رئيسجمهور ايران در مسائل بينالمللي داشته باشد.
در مجموع با توجه به فضاي حاکم بر گفتمان پرسشهاي کينگ از رئيسجمهوري ايران، ميتوان نتيجه گرفت که تلاش او در جهت ايجاد نوعي تصوير منفي از ايران در نزد افکار عمومي آمريکاييان بوده است؛ کشوري که دولت آن دشمن محسوب ميشود و يک تهديد بالقوه براي تمام جهان است.
تحليل مقايسهاي
همانطور که گفته شد، هر چهار مصاحبه از لحاظ الگوي حاکم بر آنها يکسان هستند؛ بدين ترتيب که يک پرسش محوري در هر مصاحبه وجود دارد که بيشترين حجم مصاحبه حول محور آن و موضوعات مربوط به آن ميباشد. براي مثال در مورد رئيسجمهوري ايران موضوع اسرائيل موضوع محوري مصاحبه است که گفتمان مصاحبه را نيز تحتتاثير اظهارات پيشين رئيسجمهوري ايران مبني بر حذف اسرائيل از نقشه شکل ميدهد.
نقطه مشترک ديگر تمام مصاحبهها جلوه دادن آمريکا بهمنزله حافظ صلح در دنياست که وجودش براي برقراري نظم جهاني الزامي است. در اين ميان از ژنرال مشرف و يوشچنکو بهدليل همگامي راهبردي با آمريکا تصوير مثبت ساخته ميشود و از پوتين و احمدينژاد تصوير منفي ساخته ميشود. البته نکتهاي که هرگز نبايد از ياد برد، نسبي بودن اين تصاوير است؛ بدين معني که چهار رئيسجمهور از لحاظ تصوير ساختهشده از آنها در مصاحبه، در يک طيف قرار ميگيرند و هيچکدام سفيد يا سياه مطلق نيستند. در گفتمان اين مصاحبهها، آمريکا نماينده جهان، نگراني او نگراني جهان، تلقي مردمش از ديگر کشورها بسيار مهم و حياتي براي ديگر کشورهاست و مردمش به آنچنان بلوغي رسيدهاند که نگران دموکراسي در کشورهاي ديگر هستند.
نکته مشترک ديگر در اين مصاحبهها تقاضاي کينگ از مصاحبهشوندگان (بهويژه آقايان مشرف و احمدينژاد) براي اعلام موضع صريح خود درباره پارهاي موضوعات است که اين فرض را به ذهن متبادر ميکند که بخشي از اين مصاحبهها در راستاي کشف موضع صريح کشورهاي هدف درباره موضوعات مورد علاقه آمريکاست و شايد از اين جهت، کارکردي براي سياستمداران آمريکايي داشته باشد.
موضوع ديگر که در اين مقايسه خودنمايي ميکند، يک سوال مشترک از آقايان پوتين و احمدينژاد مبني بر اين است که آيا آنها در ميان نامزدهاي رياستجمهوري آمريکا اولويتي دارند و آيا علاقهمند به مذاکره با آنها هستند؟ اين پرسش باعث تقويت يکي از نتيجه گيريهاي اين مقاله مبني بر همسنخ بودن گفتمان مصاحبههاي آقايان احمدينژاد و پوتين و شبيه بودن تصوير ساخته شده از اين دو رئيسجمهور ميشود.
پرسش ديگر اين پژوهش کشف اين بود که مخاطبان اصلي چنين برنامههايي چه کساني هستند؟ مردم آمريکا، مردم کشور هدف يا مردم همه دنيا و يا سياستمداران؟
در مورد سياستمداران اين فرض چندان به واقعيت نزديک نيست زيرا:
1. سياستمداران بهخوبي از موضع اين افراد در قبال مسائل مورد بحث آگاه هستند و همچنين قضاوتهاي خود درباره کشورها و روساي جمهور آنها را بر مصنوعات يک رسانه متکي نميکنند.
2. مصاحبههاي کينگ از لحاظ استناد که در علوم سياسي ـ اجتماعي نشانه اعتبار منبع است، ضعيف است و در مورد اين مصاحبهها ميتوان گفت قريب به اتفاق استنادها بر اساس گزارههاي «شنيدهام»، «ميدانم» و . . . بنا شده است. پس بحثها از اين لحاظ در عالم سياست اعتبار چنداني ندارند. اما با تمام اين احوال شكي نيست كه سياستمداران جهاني از جريان اين مصاحبهها آگاه خواهند شد و پارهاي از قضاوتهاي خود را بر مبناي اين مصاحبهها قرار ميدهند. پس مخاطب اين برنامهها را ميتوان از جنس مردم عادي دانست و در اين ميان اين فقط مردم کشور آمريکا و کشور هدف هستند که مشتاق چنين مصاحبههايي هستند، زيرا اين قبيل مصاحبهها براي مردم ديگر کشورها فاقد ارزشهاي خبري هفتگانه است. با اين وجود از آنجا كه رسانه سي.ان.ان يك رسانه نخبهگراست و تلويزيون آن يك شبكه ماهوارهاي است، پس ميتوان نخبگان كشورهاي ديگر (بهغير از آمريكا و كشور هدف) را مخاطبان درجه سوم اين قبيل مصاحبهها دانست.
با نگاهي به مخاطبشناسي برنامههاي کينگ ميتوان نتيجه گرفت که نوع بحثهاي او دقيقا متناسب با نوع مخاطبان اوست؛ مخاطباني که بيشترشان ديپلمه، زن، مسن، سفيدپوست، از لحاظ مذهبي متعادل، و از لحاظ سياسي نيز متعلق به هر دو طيف دموکرات و جمهوريخواه هستند (آناند و بيزالوف، 2008).
در مورد مردم کشور هدف نيز بايد گفت، هرچند که از لحاظ عقلاني چنين مصاحبههايي، کشور هدف را نيز مورد توجه قرار ميدهد، اما مخاطب اصلي آن مردم آمريکا هستند و اين موضوع را ميتوان از شکل سوالات متوجه شد (براي مثال پرسش مربوط به همجنسبازان از احمدينژاد).
يک اصل مشخص در مصاحبههاي کينگ، اجتناب نكردن او از ايجاد چالش براي مصاحبهشوندگان، حتي مصاحبهشوندگاني که قصد ايجاد تصويري مثبت از آنها دارد، ميباشد. هرچند شکل اين چالشها، پيش فرضهاي آن، تعداد سوالات چالشبرانگيز و تلاش مصاحبهکننده براي گرفتن پاسخ مشخص از مصاحبهشونده، متفاوت است. براي نمونه وقتي از يوشچنکو سوالات چالشي نظير پرسش درباره يوليا تيموشنکو ميپرسد به جواب او راضي ميشود و ديگر پرسش را ادامه نميدهد و يا در صورت ادامه درصدد تعديل فضاي مصاحبه است؛ مثلا وقتي از يوشچنکو درباره شيوه زندگي پسرش ميپرسد، ميکوشد با اظهارنظر بعدي خود :»مهمترين چيز اين است که او پسر خوبي است.» زهر پرسش قبلي را بگيرد و بهنوعي برجستهسازي کند.
اما وقتي از پوتين درباره زيردريايي ميپرسد، از ادامه دادن سوال و اختصاص دادن سوالات بعدي به همين موضوع تا روشن شدن ماجرا ابايي ندارد؛
جداول زير بهطور خلاصه فضاي حاکم بر وضعيت گفتماني مربوط به مصاحبههاي لري کينگ با روساي جمهور فوقالذکر را نشان ميدهند.
در جدول (1)، برآيند گفتمان کلان حاکم بر مصاحبه کينگ با سه رئيسجمهور ( بهجز احمدينژاد)، بر اساس هشت شاخص بهصورت خلاصه آمده است. جدول (2)، همين موضوع را در مصاحبه كينگ با احمدينژاد نشان ميدهد.
جدول1. برآيند گفتمان کلان حاکم بر مصاحبه کينگ با سه رئيس جمهور
مصاحبه شونده
ويکتور يوشچنکو ولاديمير پوتين پرويز مشرف
گفتمان
واژگان در مجموع واژگان مثبت و منفي برابري مي كنند. واژگان منفي از مثبت بيشتر است.
افراد يا نهادهاي مطرح شده در متن بيشتر مربوط به داخل اوكراين هستند. بيشتر مربوط به كي.جي.ب است. بيشتر مربوط به طالبان است
قطببندي
هيچگونه قطببندي (ما و شما) ندارد. در چند مورد ديده ميشود (آمريکا و روسيه). در موارد معدودي ديده ميشود.
پيش فرض عمدتا مثبت و به نفع مصاحبهشونده است. پيش فرضها عمدتا عليه مصاحبهشونده است. پيش فرضها عمدتا به موضوع طالبان مربوط ميشود و در جهت اعلام موضع از مشرف ترتيب داده شدهاند.
برجستهسازي ايجاد حس همدلي در مخاطب نسبتبه يوشچنکو وجه قدرت دوستي و جاهطلبي شخصيت پوتين پاکستان در راه درستي پاي گذارده است؛ يعني اتحاد با آمريکا در مبارزه با تروريسم
انگارهسازي دولت و ملت اوکراين دوست آمريکا هستند. روسيه کشوري تکرو در جهان است. پاکستان کشوري دوست است که البته صداهاي مخالفي که گهگاه از اين کشور به گوش ميرسد، بسيار خفيف و مربوط به گروه اقليت است.
کارکرد غالب مصاحبه توجيه وجهه يوشچنکو در اوکراين نشان دادن چهره سرکوبگر و تکرو از روسيه نزد افکار عمومي روسيه و آمريکا طلب اعلام موضع براي افکار عمومي آمريکا و پاکستان
طلب اعلام موضع در قبال يک موضوع ندارد. در موارد بسياري ديده ميشود. در موارد زيادي مشاهده
ميشود.
جدول 2. برآيند گفتمان حاکم بر پرسشهاي مصاحبه کينگ با رئيس جمهور ايران
مصاحبه شونده دکتر محمود احمدي نژاد
گفتمان
واژگان عمدتا منفي و بهضرر مصاحبهشونده است.
افراد يا نهادهاي مطرحشده در متن بيشترين پرسش درباره اسرائيل است.
قطببندي در موارد زيادي ديده ميشود.
پيشفرض در موارد زيادي ديده ميشود.
برجستهسازي رئيس جمهور ايران بهمنزله فردي که علاقه زيادي به مطرح شدن دارد.
انگارهسازي تصوير کردن ايران به مثابه يک کشور تکرو که باعث نگراني جهاني است و به بسياري از عرفهاي بينالمللي توجهي نميکند و خطري بالقوه براي امنيت اسرائيل و جهان است.
کارکرد غالب مصاحبه افکار عمومي مردم آمريکا
طلب اعلام موضع در قبال يک موضوع در موارد زيادي مشاهده ميشود.
در جدول 3، گفتمان 4 مصاحبه از حيث تکرار شاخصها در طول هر مصاحبه مورد مقايسه قرار ميگيرند. توضيح اينکه منظور از کلمات منفي و مثبت در اين تحليل، بر پايه نظام ارزشي و گفتمان طرف مصاحبهکننده يعني لري کينگ به نمايندگي از شبکه سي.ان.ان و کل دولت آمريکاست. بنابراين، براي مثال منظور از پيشفرض منفي، پيش فرضي است که در نظام ارزشي آمريکايي منفي تلقي ميشود و نشان از جهتگيري منفي مصاحبهكننده نسبت به موضوع دارد.
جدول 3. مقايسه تکرار شاخصها در 4 مصاحبه
مصاحبه شونده
ويکتور يوشچنکو ولاديمير پوتين پرويز مشرف محمود احمدينژاد
شاخص گفتمان
قطببندي بهجز سوال شماره 2، که آن هم بسيار خفيف است،قطببندي بين آمريکا و اوکراين وجود ندارد. سوالات 22،17،16،7،4 قطببندي بين آمريکا (ما) و پاکستان (شما) فقط در سوالات 11 و 12 ديده ميشود. سوالات 21،18،15،14،13،12،11،8،7،6،3،2،1
پيشفرض عمدتا مثبت و به نفع مصاحبهشونده است. عمدتا منفي:سوالات 22،20،19،18،16،14،14،5 عمدتا منفي (سوالات 14،12؛11،3)،
دو مورد مثبت (7و8)
يک مورد خنثي (10) خنثي: سوالات 24،22،10،9،8
منفي:20،19،17،15،13،12،11،7،6،3،2
مثبت:16،14
برجستهسازي مثبت منفي نسبتا مثبت منفي
انگارهسازي مثبت منفي نسبتا مثبت منفي
کارکرد غالب مصاحبه مردم اوکراين مردم روسيه و آمريکا سياستمداران آمريکا مردم و سياستمداران آمريکا و همه دنيا
طلب اعلام موضع در قبال يک موضوع ندارد سوالات 19،16،14،12 سوالات 3،4،5،7،10،15،18 سولات 21،18،17،16،14،13،12،11
نتيجهگيري؛
از آنچه گفته شد، چنين ميتوان نتيجه گرفت که مصاحبه کينگ با ويکتور يوشچنکو از هر لحاظ متفاوت از سه مصاحبه ديگر است. هر چند کينگ بنا بر عرف متداول مصاحبههاي سياسي و شيوه هميشگي خود، در اين مصاحبه نيز از چند پرسش چالشي استفاده کرده است، اما مقايسه تعداد، اهميت و درجه چالشي بودن پرسشها و همچنين شکل پيگيري کينگ از پاسخهاي مصاحبهشونده نشان ميدهد که اين مصاحبه از لحاظ جنس با سه مصاحبه ديگر متفاوت است.
هرچند که کينگ در مصاحبه با ژنرال مشرف تعداد پرسشهاي چالشي بيشتري مطرح کرده است و همچنين از پيش فرضهاي منفي بيشتري نسبت به مصاحبهاش با يوشچنکو استفاده کرده است، باز ميتوان چنين نتيجه گرفت که فضاي گفتماني حاکم بر مصاحبه مثبت بوده و کينگ قصد داشته که انگاره نسبتا مثبتي از مشرف و پاکستان بسازد. البته در مورد اين مصاحبه بايد به تعدد موارد طلب اعلام موضع از سوي مشرف اشاره کرد که احتمال کارکرد سياسي اين مصاحبه را تقويت ميکند.
آنچه در مصاحبه پوتين نمايان است، افزوني موارد قطببندي و پيش فرضهاي منفي نسبت به دو مصاحبه پيشين است. کينگ در اين مصاحبه کوشيده است با برجستهسازي نکاتي مثل خوي رقابتجويي پوتين، ميل ذاتي او به فعاليتهاي جاسوسي و طبع سركوبگرانه او، انگارهاي منفي از او نزد مردم آمريکا و روسيه بسازد.
در مورد آخر يعني مصاحبه با رئيسجمهور ايران، همانطور که متن مصاحبه و جداول نشان ميدهند، بيشترين موارد بر طرح پيشفرض هاي منفي، قطببندي و طلب اعلام موضع استوار بوده است. هر چند که مصاحبهکننده با طرح چند پيشفرض خنثي و مثبت، سعي در تلطيف فضاي مصاحبه داشته است، اما فضاي کلي گفتماني حاکم بر پرسشهاي مصاحبه منفي است. در نهايت بايد گفت که کينگ با برجستهسازي نکاتي مانند ميل رئيسجمهور ايران به مطرح شدن در اذهان جهاني و فردي که به بسياري از عرفها و معاهدات بينالمللي پايند نيست، سعي در ساختن انگارهاي منفي و منزوي از ايران دارد.
منابع فارسی
اكسفورد، بري و ريچارد هاگينز (1387). رسانههاي جديد و سياست. ترجمه بابك دربيكي. چاپ نخست. تهران: پژوهشکده مطالعات فرهنگي و اجتماعي.
- بهرامپور، شعبانعلي (1378). درآمدي به تحليل گفتمان. تهران: انتشارات فرهنگ گفتمان.
- تاجيك، محمدرضا (1378). فرامدرنيسم و تحليل گفتمان. تهران: نشر فرهنگ اسلامي.
- روزنامه هموطن سلام (1387)، «لري؛ پادشاه مصاحبهها»، چهارشنبه 24 مهر 1387.
- فرقاني، محمد مهدي (1382). راه دراز گذار: بررسي تحول گفتمان توسعه سياسي در ايران. تهران: فرهنگ و
انديشه.
- فركلاف، نورمن (1379). تحليل انتقادي گفتمان. ترجمه گروه مترجمان. تهران: مركز مطالعات و تحقيقات رسانهها.
- لطفي پور ساعدي، كاظم (1372)، «درآمدي به سخنكاوي»، در مجله زبانشناسي.
- مولانا، حميد (1380)، «انتفاضه فلسطين و انگارهسازي رسانههاي غرب»، ارائه شده در همايش رسانههاي جهان اسلام در حمايت از انتفاضه فلسطين.
منابع انگلیسی
- Anand, B. and Dmitri B. (2008), Spatial Competition in Cable News: Where Are Larry King & O Reilly Located in Latent Attribute, April 2008. Accessed on Janyary 31, 2010 at the following address:www.people.hbs.edu/banand/CableNws.pdf
- Chilton, Paul and Schäffner, Christina. (1997), Discourse and Politics, In Teun van Dijk (ed.) Discourse Studies: A Multidisciplinary Introduction, vol. 2: Discourse as Social Interaction, London: Sage, 206–230.
- Ekström, Mats. (2001), Politicians Interviewed on Television News, In Discourse & Society, 12 (5).
- Fairclough, N. (1991), Language and Power. London and New York: Longman.
- Fairclough, N. (1992), Discourse and Social Change. Cambridge. Polity Press.
- Fairclough, N. (1999), Democracy and the Public Sphere in Critical Research on Discourse, Vienna. Passagen Verlag.
- Geoffrey, C. (2008), Political News Media Interviews as Agonistic Encounter , presented in annual meeting of International communication association, TBA, Montreal, Canada.
- Haris, Sandra, (1991), Broadcast Talk . Part V: How politicians respond to Questions in Political Interviews. Sage Publication.
- Takgi, S. (2008), Incorporating Critical factors into Discourse Analysis: An Analysis of Interviewing Strategies in TV Talk Show, In Journal of Language and Culture, Vol. 3,2008
- An Annual Report on American Journalism (2005),The State of News Media, available at: www.journalism.org.
- Van Dijk, Teun A. (2001), Discourse, Ideology and Context, available at: www.discourse.org